مسافر احمد با آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک بهروش DST همراه با داروی اپیوم مدتزمان ۱۰ماه با راهنمایی آقای مهندس دژاکام سفر کردند و درحال حاضر مدت ۲۵ سال است که بهدستور آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان در کنگره تیراندازی با کمان است؛ همچنین تاکنون اکثر جایگاههای خدمتی کنگره را تجربه کردهاند.

آیا میتوان گفت که قضاوت کردن شخص، نشاندهنده پایین بودن نقطه تحمل وی در برابر رفتارهای متفاوت دیگران است؟
انسان بهصورت طبیعی بایستی در زندگی خود قضاوت داشته باشد که مسیر زندگی خود را چگونه آغاز کند و چه راهی را ادامه بدهد؛ بنابراین انسان در اینگونه بررسیها باید سرنوشت خود را به حق انتخاب کند؛ اما زمانیکه مسئله قضاوت مطرح میشود، دستور جلسه قضاوت و جهالت بیان میکند که ارتباطات، مسائل دیگران و اتفاقاتی که در پیرامون ما قرار دارد و درواقع به من ارتباطی ندارد؛ قطع بهیقین من نمیتوانم به آنها ورود کنم؛ زیرا اگر ورود پیدا کرده، حکمی را صادر کنم و راجع به آن نظر بدهم، این عمل قضاوت محسوب میشود و از ناآگاهی من نشأت گرفته است. گاهی اوقات نیز من در جایگاه قضاوت هستم؛ اما اطلاعات و آگاهی صحیحی نسبت به آن موضوع ندارم؛ بنابراین در این شرایط نیز قضاوت درستی نخواهم داشت؛ درنتیجه ما هم از جایگاه قضاوت برخوردار هستیم و هم جایگاه قضاوت را نداریم و مرز تشخیص این موضوع، تعیینکننده عملکرد ما است که حریمها را در یکدیگر ادغام نکنیم.
ما در دنیای مدیریت و آموزش، گاهی نیاز به ارزیابی عملکرد داریم؛ بنابراین چگونه میتوانیم بدون ورود به وادی قضاوت، در سیستم آموزشی کنگره۶۰ ارزیابی داشته باشیم؟
بهعنوان مثال طبق آمار یک راهنما که در طی یک سال چند رهایی داشته، چه تعداد از این رهاییها با همسفر بوده، چند رهایی با درمان سیگار همراه بوده و از این آمار چند نفر با ارائه ۴۰ سیدی به درمان رسیدهاند، تمامی این پارامترها آمار راهنما محسوب میشود؛ بنابراین مسئولین مربوطه مجاز به قضاوت و داوری درباره عملکرد راهنما هستند؛ اما در این شرایط همکار وی اجازه داوری را ندارد؛ زیرا او در جایگاه قضاوت و داوری نیست؛ پس این ارزیابی و آمار مسئول مربوطه بسیار صحیح و لازم است تا بتوانند ساختار و سیستم را بهتر اداره کرده و افرادی را انتخاب کنند تا در حوزههای مختلف از نظر عملکردی قویتر باشند.
در ساختار کنگره۶۰ جایگاههای خدمتی پاداش نیستند؛ بلکه مسئولیت هستند؛ بنابراین چگونه میتوان آموزشهای کنگره را بهگونهای تبیین کرد که خدمتگزاران، جایگاه خدمتی خود را نه بهعنوان منبع قدرت، بلکه بهعنوان میدان خدمت و تزکیه درک کنند؟
زمانیکه به شخصی مسئولیتی سپرده میشود، دیدگاه او نسبت به مسئولیت به جهانبینی فرد بستگی دارد؛ بنابراین وقتی انجام مسئولیتی برای او روشن نیست، مسیری که بهتازگی طی میکند ناپیدا خواهد بود و قطع بهیقین ممکن است ابتدا مسیر با چالشهایی برخورد کند؛ بنابراین باید آگاه باشیم که در این جایگاه خدمتی برای کمک به خود و کسب تجربه خودم چه کاری انجام دادهام؛ زیرا هرگاه از این منظر نگاه کند که بهعنوان یک شخص وظیفه شناس، مسئولیتی را برای پیشبرد اهداف این سیستم که برای من بسیار بسیار زحمت کشیده است را به جهت جبران به عهده گرفتهام، همین قضیه و دیدن این موضوع به او کمک میکند که وقتی با چالشهایی مواجه شد، دریابد که درواقع این چالشها میتواند از نظر جهانبینی حرکتها، صحبتها و عملکرد من را تعدیل کند؛ بنابراین از مسیرهای درست برای اصلاح آن مشکل اقدام میکنم؛ اما اگر اینگونه تفکری نداشته باشم؛ قطع بهیقین دچار مشکل میشوم و رفتارها و عکسالعملهایی نشان خواهم داد که نشاندهنده پایین بودن سطح جهانبینی من بوده و باعث ناراحتی خودم و دیگران میشود.
طبق آموزشهای آقای مهندس، قضاوت ریشه در جهالت دارد؛ از دیدگاه شما چرا انسانی که در مسیر دانایی حرکت میکند کمتر به وادی قضاوت دیگران وارد میشود؟
درواقع عنوان این سؤال مطرح میکند: فردی که ناآگاه است قضاوت میکند و شخصی که آگاه باشد، کمتر قضاوت خواهد کرد. انسانها در حال تمرین کردن برای بهتر و بهتر شدن هستند تا اگر با اعمال و رفتارهایی که انجام میدهند، روبهرو شدند به آنها فکر کنند و قطع بهیقین به مرور زمان خواهند فهمید که چه موقع باید چه کاری را انجام میدادهاند که انجام نداده یا باید کاری را انجام میداده که انجام داده که این عمل اندکاندک باعث رشد و توسعه آن شخص میشود؛ قطع بهیقین فردی که در جایگاه قضاوت نیست و قضاوت میکند، این رفتار او از عدم آگاهیاش نشأت گرفته که باید روزی تمرینش را از نقطهای آغاز کند.
.jpeg)
لطفاً بفرمایید برای مسافر یا همسفری که بهتازگی در مسیر کنگره قرارگرفتهاند، قضاوت کردن راهنما یا سیستم چه آسیبهایی به روند درمان و رهایی او میزند؟
شما قاضی را در نظر بگیرید که قصد دارد پروندهای را نخوانده قضاوت کند که درواقع قضاوت او، قضاوت عادلانه و درستی نخواهد بود. اکنون یک سفر اولی چه همسفر و چه مسافر که وارد کنگره میشود، هنوز به درمان و پایان نقطه نرسیده و از باطن مسائل و قضایا باخبر نیست؛ بنابراین با یک حس نگرانی به آینده نگاه میکند؛ اما باید امیدوار باشد که به نتیجه لازم خواهد رسید؛ زیرا در این سیستم الگوهای مختلفی وجود دارد که میتواند شاهد آنها باشد و در مورد روش درمان از قسمت خانواده و اعضاء سفر دوم نیز پرسوجو کند؛ چراکه با شنیدن پاسخهای آنها، آهستهآهسته دلگرم میشود که در چه مسیری قدم گذاشته و چه آیندهای در انتظار او میباشد؛ بنابراین این آگاهی باعث میشود که دیگران را کمتر قضاوت کند.
از نظر شما برای اشخاصی که در حال حاضر در جایگاههای خدمتی مانند راهنمایی، ایجنتی یا مرزبانی قرار دارند و تمایل به خدمت در جایگاههای دیگر کنگره را دارند، مهمترین ویژگی اخلاقی که باید در خود تقویت کنند چیست؟
بنده توصیه میکنم که در مسیر خدمتی کنگره حضور داشته باشند؛ بهعنوان مثال: زمانیکه شخصی در مسیر تحصیل قرار میگیرد، دیپلم او را انتخاب میکند که اگر به مسیر خود ادامه دهد، فوق دیپلم یا لیسانس انتخابش میکند؛ بنابراین شخص لیسانس را انتخاب نمیکند؛ بلکه لیسانس هست که او را انتخاب خواهد کرد و آن فرد تنها در مسیر آن حرکت میکند. پس خدمت کردن در کنگره نیز همینگونه است و هرگاه شخصی در مسیر خدمتکردن حرکت کند، خدمتها وی را انتخاب میکنند؛ زیرا اگر قصد داشته باشد با انتخاب جایگاه خاصی به آن جایگاه دسترسی پیدا کند، ممکن است مسیر خدمتی را تغییر بدهد و شاید انحرافی نیز بهوجود بیاورد و قطع بهیقین به آن جایگاه نخواهد رسید؛ زیرا اگر به آن هم برسد، خدمت خوبی نخواهد داشت و یا از خدمت خود لذت نخواهد برد.
از دیدگاه شما یک همسفر در مسیر درمانی کنگره، با توجه به قضاوتهای گذشته خود نسبت به مسافرش، اکنون چگونه میتواند این موضوع را اصلاح کند؟
پاسخ این سؤال در وادی دهم نهفته است و باید دقت داشته باشد که صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است و این وادی کمک بزرگی میتواند به او بکند؛ زیرا این جاری بودن در طی زمان، تغییرات بسیاری بهوجود میآورد؛ بنابراین بایستی صبر پیشه کند و امید خود را از دست ندهد. انسان طبق این وادی و قانون خداوند، قابل تغییر است که اگر صبور باشد، همانگونه که منتظر است اطرافیانش تغییر کنند، خودش نیز باید این مسیر را طی کند؛ زیرا اگر خودش در خود تغییر بهوجود بیاورد؛ قطع بهیقین در دیگران نیز تغییرات را احساس میکند.
لطفاً سخن پایانی خود را جهت آموزش اعضا بیان بفرمایید؟
امیدوار هستم تمامی عزیزان قدر داشتههای خود، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان را بدانند؛ زیرا این خانواده بستری را برای تکتک ما فراهم کردهاند که ما به حیاط زندگی و حیاط ابدی رسیدهایم. رحمت خداوند برای تمام انسانها جاری است. ما پا به این مسیر گذاشتهایم و درست است که اول راه قرار داریم؛ اما ما در این مسیر احیا شدهایم و باید خیلی قدردان باشیم؛ بنابراین بایستی همواره تشکر را به فکر، به زبان و به قلب داشته باشیم و این سپاسگزار بودن را در عمل خود نشان بدهیم.
طراح سؤالات: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
101