English Version
This Site Is Available In English

آموزش؛ نجات‌بخش همسفر و مسافر

آموزش؛ نجات‌بخش همسفر و مسافر

هشتمین جلسه از دور نود و دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی آکادمی به استادی راهنمای محترم همسفر ماجد، نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه"تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST" شنبه 20 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ماجد هستم یک همسفر، خدارا شاکرم که یک بار دیگر قسمت شد تا در این  جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم آکادمی و مرزبان‌ها کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزاران سپاسگزارم که این بستر امن را برای آموزش گرفتن مسافران و همسفران مهیا می‌کنند. در مورد دستور جلسه هفتگی یک خاطره دارم که بازگو خواهم کرد. دلیل ورود من به کنگره بخاطر شیشه‌ای بود که مسافر من مصرف می‌کرد. من همسفر پدرم هستم و اینکه در بدو ورودش که شعبه ستارخان بود اطلاعی از سیستم کنگره و روش DST نداشتم و برای من عجیب بود که پدرم هم مصرف می‌کرد و هم سی‌دی می‌نوشت.

ولی چون دیگر از مصرف شیشه خبری نبود همین باعث خوشحالی من و خانواده شده بود. زمانی که مصرف پدر من شیره و تریاک بود تا حدودی گاهی اوقات بداخلاق می‌شد ولی به خانواده و کار و کاسبی خود هم رسیدگی می‌کرد. پدرم تعریف می‌کرد که اولین بار سال ۸۶ وقتی شیشه را مصرف کردم دچار توهمی شدم که تا دو سالگی خود را مشاهده نمودم و بعد از آن بود که به طور کامل تعادل خود در زندگی و کسب و کار را از دست داد و این موضوع حدود۱۰ سال طول کشید. یک شب که پدرم به منزل نیامده بود نگران او شدم و به محل کارش رفتم که متاسفانه مجدداً شیشه مصرف کرده بود و زمان از دستش در رفته بود، من با حال خراب و نگران پیش ایشان رفته بودم و اصلا متوجه حال خراب من نبود و می‌خواست برایم صحبت کند که من امتناع کردم.

خلاصه اینکه ساعت ۴ صبح از منزل بیرون آمدم با حالی خراب و نگران که این قسمت صحبت من بیشتر متوجه همسفران عزیز می‌شود. با خودم می‌گفتم کجا بروم؟ اطرافیان من، دوستان و آشنایان یا مصرف کننده بودند یا خانواده اعتیاد بودند. واقعاً سر در گم شده بودم که به کجا و چه کسی مراجعه کنم که سرزنش نشوم یا اینکه نگویند شرایط همین است و از دست کسی کاری بر نمی‌آید، یا اینکه مرد شصت ساله را به زور به کمپ ترک اعتیاد ببرم. این افکاری بود که تا غروب آن روز از ذهن پریشان من می‌گذشت، تا اینکه غروب شد و شعبه ستارخان باز شد، بی‌درنگ سراغ مرزبانی رفتم که در مورد پدرم با ایشان صحبت کرده بودم و با ایشان مشاجره کردم که این چه روشی هست که مسافر من هنوز مصرف می‌کند؟

با من چنان رفتار شد و مشاوره شدم که کلاً معادله عوض شد و من به آکادمی رفتم متوجه شدم که من چقدر بیشتر از مسافرم مشکل دارم. اوایل فکر می‌کردم که بخاطر مسافرم هست که به کنگره می‌آیم ولی حالا متوجه شدم که خودم هم نیاز به این آموزش‌ها دارم و خدارا شکر می‌کنم که به واسطه اینکه مسافرم مصرف کننده بوده است من در مسیر آموزش ناب کنگره 60 قرار گرفتم. آقای دکتر امین هم در همین سی‌دی مسئولیت می‌فرمایند که تاریکی همسفر بیشتر از جنس صور پنهان می‌باشد. در آخر از مسافران خواهشمندم که این لطف را از همسفران خود دریغ نکنید و به این فکر نکنید که برای شما بد می‌شود، چون این فکر نیروی منفی می‌باشد و همسفران نیاز به این آموزش‌ها و حال خوب دارند. از اینکه به حرف‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر جلال لژیون هجدهم

عکس و تنظیم خبر: مسافر محمدحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .