پنجمین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزش عمومی کنگره60، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر حمید، نگهبانی مسافر حبیب و دبیری مسافر ولی الله با دستور جلسه: تخریب های شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با متد dst ؛ در روز شنبه 20 تیر ماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار کرد.
.jpg)

سخنان استاد
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر؛ قبل ازهر چیزی خدا را شکر می کنم که یک بار دیگر توانستم این جایگاه را تجربه کنم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز دو قسمت است و قسمت اول تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با روش DST و قسمت دوم هم اولین سال تولد رهایی محمدرضای عزیز هست، سعی می کنم کمتر راجع به قسمت اول صحبت کنم تا بیشتر به تولد بپردازیم.
همیشه از سال های اول می رفتم و دستور جلسه ها را می دیدم که فلسفه دستور جلسه چه بوده و چه وقتی اضافه شده، چند سالی هست که دستور جلسه شیشه و مخدرهای جدید اضافه شده است.
اوایل که جامعه پزشکی به این پی برد که با شربت تریاک می شود مخدرها را درمان کرد، اول گفتند که مخدرهایی مانند تریاک و متادون را می شود با شربت اپیوم درمان کرد ولی فکر نمی کنیم محرک ها را کنگره بتواند با این روش درمان کند، و محرک ها منظور کوکایین و شیشه و اینهاست، ولی در کنگره درمان شد و آقای مهندس لازم دانستند که درباره اش صحبت شود و مصرف کننده های شیشه بیایند صحبت کنند و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، چون علم کنگره سند بدون نقص است .
جناب مهندس فرمودند که ما اینها را محرک نمی دانیم و بالاتر از محرک یعنی مخرب می دانیم و شیشه مخرب است و کم کم جامعه پزشکی توانست قبول کند.
من در قسمت روابط عمومی تهران که خدمت می کنم واحد اوتی هم کنار ماست و معمولا کلینیک هایی که می خواهند با کنگره همکاری کنند برای آنها جلسه توجیهی می گذارند که درمان ما به چه شکلی است و مسوِلش آقای افشار هستند. همیشه به صحبت هایشان گوش می کنم و خیلی برایم جالب است که اوایلش قبول نمی کنند و همیشه می گویند شاید تریاک را بشود درمان کرد ولی شیشه را فکر نمی کنیم ولی روش DST که برایشان سود آور است را قبول می کنند.
در مراحل اولیه اطمینان ندارند به روش درمان کنگره و خیلی برایم جالب است که آقای افشار به طور کامل برایشان توضیح می دهد و می بینند که یک تازه وارد ما بعد یکی دو ماه خیلی راحت می تواند درباره درمان شیشه صحبت کند، مثلا دکتری که درسش را خوانده است نمی تواند راجب درمان شیشه صحبت کند.
حسن ما در کنگره این است که ما نمونه داریم و روش DST کنگره موفق است و این موضوع هیچ کجایه دنیا وجود ندارد و اگر این علم را داشتند حتما رو می کردند و به نظر من اگر در هر چیزی از دنیا عقب باشیم از این نظر پرچمدار هستیم.
بخواهم درباره تخریب های شیشه صحبت کنم من اوایل دهه 80 کلا چند باری شیشه مصرف کردم و چیزی که در خاطرم است این است که 3 روز درباره خدا صحبت می کردم و اگر ادامه پیدا می کرد شاید ادعای پیامبری می کردم. به خودم آمدم دیدم بعد 3 روز نه خوابیدم و نه غذا خوردم و فقط صحبت می کردم .
الان به مصرف کننده های شیشه نگاه می کنم می بینم که یکی از تخریب هایش این است که شخص دچار جابه جایی حس می شود و این یک مقوله بسیار پیچیده ای است که تو هستی ولی نیستی، بیداری ولی خوابی و چیز عجیب و غریبی است که به قول آقای مهندس کار مخرب هاست.
ادامه دستور جلسه، مخرب های جدید است و اگر بخواهم در این باره بگوییم: یکی از بچه ها در داروخانه کار می کند و می گفت که چقدر از مردم الان رو آوردن به داروهایی مثه پرگابالین و آسنترا برای درمان افسردگی و دنبال چیزی هستند که حالشان از بیرون خوب شود و بنظر من داروهایی که بیرون از اینجا هستند بیشتر تخریب دارند چرا که وقتی فردی هرویین می کشد می داند که دارد هرویین را مصرف می کند و بلاخره یک روزی یک حرکتی برای خودش می کند ولی کسی که دکتر روانپزشک برایش قرص آسنترا تجویز می کند و می رود از داروخانه می گیرد، شما نمی توانید شاید بعد 20 سال به آن شخص بفهمانید که اعتیاد دارد و نشان دهنده اعتیادش این است که امکان ندارد بدون آن قرص بتواند زندگی کند و بنظر من بدترین نیروی حقه ی منفی این است که این داروهای مخدر جدید خیلی راحت در دسترس است و اسمش اصلا مخدر نیست و شده است دارو، واین رابطه جوری است که کمتر کسی به فکرش می رسد که در این دام افتاده است.
بخش بعدی دستور جلسه که روش DST است که مسلما علم آقای مهندس است.
شربت تریاک بیرون از اینجا زیاد است و ما کلی رهجوی جدید داریم که می گویند آنتی ایکس شان شربت تریاک است ، یعنی همان چیزی که ما در اینجا داریم باهاش درمان می کنیم و طرف در آن گیر کرده و به واسطه ی علم آقای مهندس است که درمان می شود و من به شخصه قدردان هستم. صد در صد جهانبینی هم کنارش است و اعتقادم این است که شما حتی اگر مواد هم نزنید و بیایید با همان علم قبلی کهداشتید زندگی کنید بازم حالتان خراب است.
این نیست که شما بیایید و قطع مصرف شوید بلکه باید علم زندگیتان هم عوض شود و من همیشه سر لژیون به طنز می گویم که داستان آن موش کور می شود که از خواب بیدار می شود و می گوید، می بینم که باز هم نمی بینم و این بخاطر این است که علم زندگی افراد باید عوض شود.
استاد امین هم همین موضوع را می گفتند که بالاتر از همه اینها این است که باید علم زندگی را بیاموزیم و فقط مواد نزنیم فایده ندارد؛ من انتخاب خودم این است که بین این که مواد بزنم و حالم خراب باشد و مواد نزنم و حالم خراب باشد، انتخاب می کنم که مواد را بزنم.
در مورد قسمت دوم تولد محمدرضا عزیز می خواهم صحبت کنم و می خواهم که بایستد و تشویقش کنید.
محمدرضا رهجوی سفر اولی آقای ضیایی بودند و ازایشان یادی می کنم که راهنمای بنده هم بوده اند و انشالله همیشه سالم و موفق باشند، بخاطر شرایطی نتوانستند حضور پیدا کنند.
محمدرضا عزیز سفر دوم و سفر سیگارش را در لژیون من بوده و ربطی که به دستور جلسه دارند این است که مصرف کننده شیشه بوده و می خواهیم ازش تست بگیریم و ببینیم که شیشه درمان دارد یا ندارد، چیزی که من از محمدرضا در این مدت فهمیدم این است که بسیار خوش حس و خدمتگزار است.
این خوش حس بودن به انسان ها در کنگره خیلی کمک می کند تابتواند با دیگران ارتباط بگیرد و انسان با محبتی باشد.
الان هم مدتی است که برای راهنما شدن می خواند و انشالله با همین فرمان پیش برود که خدمتگزار خوبی در بخش اوتی است؛ انشاالله جشن پنجمین سال رهایی اش را با شال راهنمایی برایش جشن می گیریم.

اعلام سفر
سلام دوستان محمدرضا هستم مسافر،
آخرین آنتی ایکس شیشه هروئین، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، مدت سفر 10ماه و 20 روز، رهایی یک سال و چهار ماه
آنتی ایکس دوم سیگار، راهنما آقا حمید، رهایی یک سال و دوماه.

آرزوی مسافر
آرزو دارم بتوانم شال راهنمایی را دریافت کنم.

سخنان مسافر محمدرضا
تشکر میکنم از همه دوستانی که در این جشن شرکت کردند. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و استاد گرامی آقا حمید تشکر میکنم. همچنین از راهنمای گرامی آقا محمد تشکر میکنم، من هشت ماه سفر بودم که ایشان لژیون خود را تحویل دادند، و در ادامه در لژیون آقا حمید حضور یافتم، از ایشان تشکر میکنم که بسیار برای بنده زحمت کشیدند. از آقا رحمان تشکر میکنم که دوماه در خدمت ایشان بودم و همچنین از راهنمای تازه واردین آقا یاسر تشکر میکنم. حس و حالی که امروز دارم مثل روز رهایی ام است که نتوانستم تا صبح بخوابم. من از سن شانزده سالگی با مواد مخدر آشنا شدم و بعد از مدتی که مسیر کنگره را یافتم، خیلی برایم لذت بخش بود، چون خواستار رهایی بودم و راهی برای درمان پیدا نمیکردم. تخریب زیادی داشتم و بنا به دلایلی دوبار سفر کردم. بار اول با مصرف هرویین و سورچه و بار دوم با مصرف شیشه با راهنمایی آقای ضیایی، و بعد از اینکه ایشان لژیون خود را تحویل دادند، راهنمای گرامی آقا حمید بسیار برای من زحمت کشیدند. برای آمادگی در آزمون راهنمایی و دریافت شال، ایشان بسیار به من آموزش میدهند. از ایجنت محترم آقا مرتضی تشکر میکنم که ایشان هم برای من بسیار زحمت کشیدند، و خدمت خود را در قسمت OT مدیون ایشان هستم، الان حدود یک سال در قسمت OT خدمتگزار هستم. در زمان مصرف شیشه، تخریب های زیادی به وجود آوردم و امروز خوشحالم که در کنار شما هستم. امیدوارم تمام سفر اولی هایی که در اینجا حضور دارند، رهایی را لمس کنند. رهایی گنج باارزشی است، من این رهایی را لمس میکنم چون در گذشته در تاریکی عمیقی بودم. یکی از آرزوهایم رهایی از اعتیاد بود که به آن رسیدم، زیرا چندین سال بود که اعتیاد بسیار برایم سخت شده بود و راهی برای رهایی از آن پیدا نمیکردم. امیدوارم که شما عزیزان هم به خواسته های قلبی تان برسید. ممنون از اینکه به صحبت های من گوش دادید.

تایپ: مسافر فرامرز و مسافر ابوالفضل
عکس: مسافر فرهاد
تنظیم و ارسال: همسفر مرتضی
- تعداد بازدید از این مطلب :
67