به نام قدرت مطلق الله
از دیدگاه کنگره ۶۰ شیشه یک ماده مخدر بسیار قوی و خطرناک است و اعتیاد به آن در مقایسه با مواد مخدر شناختهشده نظیر تریاک و هروئین بسیار سنگینتر و ویرانگرتر است. ضمناً به اعتقاد کنگره ۶۰ هر نوع اعتیادی قابلدرمان است؛ اما واقعیت این است که ما با هیولایی در حال تغییر روبرو هستیم؛ مواد جدیدی که با سرعت و شدت بیشتری نهتنها سلامت جسمی؛ بلکه هویت و روح انسان را نیز هدف قرار میدهد.
در مصاحبهها و مقالاتی که از مصرفکنندگان مواد مخدر تهیه میشود اگر توجه کرده باشیم اکثر آنها بیشترین عوامل برای مصرفشان را موارد زیر عنوان میکنند؛ کسب لذت، تفریح و خوشگذرانی، رفع مشکلات روحی و روانی، گوشهگیری، کمبودهای عاطفی، خودبزرگبینی، شکستهای عشقی و مشکلات خانوادگی، افزایش قوای جنسی، تصور افزایش تمرکز، خلاقیت و آرامش، لاغری و کاهش وزن؛ برای رهایی از فشارهای عصبی؛ جهت رفع دردهای جسمی پرهزینه؛ افزایش قدرت جسمی برای کارایی بیشتر؛ و برای بیداریهای شبانه به هر دلیلی و بسیاری موارد دیگر.
به نظر من درصد کیفیت زندگی هر کسی توسط میزان تعادل در تولید و کنترل «سیستم ایکس» تعیین میشود. این یک معادله دوطرفه است سیستم ایکس میتواند بر روند زندگی و افکار انسان تأثیر بگذارد و بالعکس، سبک زندگی و افکار انسان نیز بر کنترل سیستم تولیدکننده مواد شبه افیونی اثر میگذارد. مرکز تولیدات طبیعی مواد مخدر در مغز انسان قرار دارد که تمام کنترلهای جسم از جمله حرکات دست، پا، چشم، دهان و عملکردهای حیاتی مانند قلب، کبد و معده در آن مدیریت میشود. کوچکترین نقص در این مرکز باعث ایجاد اختلال در تمام سیستمهای دیگر و بروز بیماریهای مزمن میگردد.
اما چالش اصلی از اینجا آغاز میشود که وقتی فرد بهجای تعادل طبیعی، به دنبال میانبر برای تحریک این سیستم شبه افیونی است دقیقاً در دام این مواد مخدر میافتد. برای درک اینکه چرا این مواد چنین قدرت ویرانگری دارد؛ باید نگاهی به ماهیت شیمیایی آنها بیندازیم.
شیشه نوعی از مواد مخدر اعصابی از خانواده آمفتامینها است که اثر مستقیم بر مغز میگذارد. برای اولینبار در سال ۱۸۸۷ در آلمان تولید شد و ژاپنیها با استفاده از آن، متآمفتامین را به وجود آوردند که ارزانتر و قویتر بود. این دو کشور در جنگ جهانی دوم از این ماده برای هوشیاری و بیدار نگهداشتن سربازان خود استفاده میکردند و پس از جنگ بهعنوان مادهای انرژیزا به بازار عرضه شد. شیشه برخلاف سایر مواد به دلیل ساختار صنعتی و شیمیایی بهراحتی از سد خونی مغز عبور میکند و با آزادکردن بیرویه دوپامین مغز و حرکات جسم انسان را تحت کنترل میگیرد. این ماده تمام محاسبات سیستم عصبی را برهم میزند به قول مصرفکنندگان انسان را به «فاز دیگری» میبرد فازی که در آن اندازهها، فاصلهها، زمان، حرکات و حتی صداها با فاز عادی کاملاً متفاوت است و فرد بر اساس ادراکات غلطِ آن فاز شروع به تصمیمگیریهای ویرانگر میکند.
در نهایت؛ باید بدانیم که اگرچه هیولای مواد مخدر با هر روز تغییر شکل و با ترکیبات شیمیایی پیچیدهتر تلاش میکند تا سیستم مخدرهای طبیعی بدن و هویت انسانی را از کار بیندازد؛ اما راه فرار و درمان همواره وجود دارد. اعتیاد هرچند سنگین و ویرانگر باشد؛ اما باتکیهبر اصول درست و متدهای علمی قابلکنترل و درمان است. آنچه ما به آن نیاز داریم بازگرداندن تعادل به سیستم ایکس و یادگیری راههای جدید برای مواجه با فشارهای زندگی است. همانطور که در کنگره ۶۰ باور داریم با استفاده از متد DST و داروی OT مسیر بازگشت به زندگی سالم و بازسازی هویت ازدسترفته نهتنها ممکن؛ بلکه تضمین شده است.
نویسنده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر صبحگل(لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر صبحگل (لژیون ششم)
ویرایش: همسفر گلسا رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
51