در سالهای اخیر، مصرف مواد محرک صنعتی مانند شیشه و همچنین مخدرهای جدید یا مواد روانگردان نوظهور به یکی از مهمترین چالشهای حوزه سلامت تبدیل شده است. بسیاری از مصرفکنندگان تصور میکنند این مواد وابستگی جسمی ایجاد نمیکنند یا ترک آنها آسانتر از مواد سنتی است؛ اما تجربه نشان داده است که این تصور کاملاً نادرست بوده و این مواد میتوانند آسیبهای عمیق جسمی، روانی و اجتماعی به همراه داشته باشند. درمان این نوع مصرف، نیازمند روشی اصولی، تدریجی و مبتنی بر بازسازی سیستمهای آسیبدیده بدن است.
متد DST که در کنگره ۶۰ مورد استفاده قرار میگیرد، با نگاهی متفاوت به مسئله اعتیاد، مسیر درمان را بر پایه بازسازی سیستم شبهافیونی و تعادل جسم، روان و جهانبینی دنبال میکند. شیشه و مخدرهای جدید چه آسیبهایی ایجاد میکنند؟ شیشه (آمفتامین) یکی از قویترین مواد محرک است که مستقیماً بر سیستم عصبی مرکزی اثر میگذارد. مصرف مداوم آن باعث افزایش غیرطبیعی ترشح دوپامین و سایر انتقالدهندههای عصبی میشود؛ در نتیجه پس از مدتی مغز توانایی تولید طبیعی این مواد را از دست میدهد.
از مهمترین تخریبهای ناشی از مصرف شیشه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱- کاهش شدید حافظه و تمرکز ۲- اختلال در خواب و بیخوابیهای طولانی ۳- اضطراب، افسردگی و بیثباتی خلق ۴- توهم، بدبینی و گاهی روانپریشی ۵- آسیب به قلب و عروق ۶- کاهش شدید وزن و ضعف سیستم ایمنی ۷- تخریب روابط خانوادگی، شغلی و اجتماعی، مخدرهای جدید نیز که با نامهایی مانند مواد روانگردان صنعتی یا مواد مخدر ترکیبی شناخته میشوند، اغلب ترکیبات ناشناختهای دارند و به دلیل تغییر مداوم فرمول شیمیایی، اثرات آنها غیرقابل پیشبینی است. این مواد میتوانند در مدت کوتاهی آسیبهای جبرانناپذیری به مغز و سایر اندامهای بدن وارد کنند.
چرا درمان این مواد دشوار به نظر میرسد؟ بسیاری از افرادی که مصرف شیشه یا مواد جدید را قطع میکنند با علائمی مانند افسردگی شدید، بیانگیزگی، خستگی، اضطراب و وسوسههای طولانیمدت روبهرو میشوند. علت این موضوع آن است که سیستم تولیدکننده مواد شیمیایی طبیعی بدن دچار اختلال شده و برای بازگشت به عملکرد طبیعی به زمان نیاز دارد. اگر تنها مصرف ماده قطع شود؛ اما سیستمهای آسیبدیده بدن ترمیم نشوند، احتمال بازگشت به مصرف افزایش پیدا میکند.
متد DST که توسط مهندس حسین دژاکام طراحی شده است، بر این اصل استوار است که اعتیاد یک بیماری قابل درمان است؛ به شرط آنکه جسم، روان و جهانبینی بهصورت همزمان مورد توجه قرار گیرند. در این روش، درمان بهصورت تدریجی انجام میشود و فرصت کافی برای بازسازی سیستمهای آسیبدیده بدن فراهم میشود. هدف، صرفاً قطع مصرف نیست؛ بلکه رسیدن به تعادل پایدار است.
در متد DST سه اصل اساسی دنبال میشود: ۱- بازسازی تدریجی جسم و سیستمهای آسیبدیده. ۲- آموزش و اصلاح نگرش و جهانبینی. ۳- ایجاد تعادل در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی. این نگاه باعث میشود فرد پس از پایان درمان، کیفیت زندگی بهتری را تجربه کند و توانایی مدیریت شرایط مختلف را به دست آورد. یکی از مهمترین ویژگیهای درمان در کنگره ۶۰، اهمیت آموزش است. مصرفکننده در طول سفر، علاوه بر درمان جسم با مفاهیم مسئولیتپذیری، شناخت نفس، نظم، محبت، تفکر صحیح و سبک زندگی سالم آشنا میشود.
این آموزشها به فرد کمک میکنند تا تغییرات ایجادشده پایدار بمانند. شیشه و مخدرهای جدید از خطرناکترین مواد اعتیادآور هستند و میتوانند آسیبهای گستردهای به جسم، روان و روابط اجتماعی وارد کنند. درمان این آسیبها تنها با قطع مصرف امکانپذیر نیست و نیازمند بازسازی تدریجی سیستمهای تخریبشده بدن است. متد DST با تکیه بر درمان تدریجی، آموزش مستمر و ایجاد تعادل در جسم، روان و جهانبینی، روشی است که توانسته مسیر درمان بسیاری از مصرفکنندگان را هموار کند. تجربه نشان داده است که هنگامی که درمان بهصورت اصولی و همراه با آموزش انجام شود، فرد نه تنها از مصرف مواد رهایی مییابد؛ بلکه میتواند زندگی سالم ،معتادل و همراه با امید را تجربه کند.
منبع: جزوه راهنما و راهنمایی، سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر زری (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
31