English Version
This Site Is Available In English

آموزش‌های راستین و ناب کنگره

آموزش‌های راستین و ناب کنگره

عشق؛ یعنی مشکلی آسان کنی، دردی از درمانده‌ای درمان کنی. در میان این‌همه غوغا و شر، عشق؛ یعنی کاهش درد بشر

مگر می‌شود درس عشق بدهی و عاشق نباشی، مگر می‌شود درس صبر بدهی و صبور نباشی، مگر می‌شود درس آرامش بدهی و آرام نگیری؟ آری راهنمایان کنگره ۶۰ بی‌ادعا، بی‌منت و بی‌ریا خدمت می‌کنند و با عشق بلاعوض و بدون چشمداشت برای به یاری‌گرفتن دستان لرزان و سردی که به آخر خط رسیده است، پیش‌قدم می‌شوند.

فرصتی پیش آمد تا با راهنما همسفر راضیه و راهنما پهلوان مسافر ابراهیم گفتگویی داشته باشیم و از تجربیات آن‌ها بهره‌مند شویم.

همسفر راضیه و مسافرشان ابراهیم با بیش از ۵ سال تخریب وارد کنگره شدند. آنتی ایکس مصرفی تریاک با متد DST و داروی OT به راهنمایی راهنما مسافر مهرداد و راهنما همسفر لیلا به مدت یازده ماه و یازده روز سفر کردند، در حال حاضر دو سال و ده ماه و بیست و پنج‌روز است به لطف خدا و با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند رشته ورزشی مسافر فوتسال و رشته ورزشی همسفر تنیس‌روی‌میز است. این زوج خدمتگزار به‌عنوان راهنما درحال‌خدمت هستند.

خواسته شما از راهنما شدن چه بود؟

همسفر راضیه: 

در وهله اول کمک به انسان‌ها راهنما کسی است که مسیر را باید اول خودش طی کند و با کسب دانش و تجربیات آن را در اختیار رهجو قرار دهد زمانی که در لژیون همسفر لیلا بودم آن‌قدر از ایشان محبت و آموزش دریافت می‌کردم که تصمیم گرفتم مثل راهنمایم باشم پر از عشق و محبت و ادامه‌دهنده راه ایشان باشم.

مسافر ابراهیم:

کامل‌شدن آموزش و ادای دین.

به چه نتیجه‌ای رسیدید یا چه حسی از کنگره دریافت کردید که توانستید مبلغ ششصد میلیون تومان به کنگره اهدا کنید و چه پیامی از این کار زیبا، حس خوب، برای بقیه اعضاء کنگره دارید؟

همسفر راضیه:

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: دیگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم تا دیگران بخورند وقتی دیدم عزیزانی قبل از من وقت، انرژی و از مال خودشان گذشتند تا من به درمان برسم برای من مثل یک تلنگر بود. همچنین سی‌دی ایمان خیلی به من کمک کرد تا در این مسیر گامی هر چند کوچک داشته باشم زمانی که یک نهال می‌کارید و شاهد رشد آن هستید تا روزی که تبدیل به یک درخت شود و به بار بنشیند خیلی حس لذت‌بخشی دارد دقیقاً این حس را زمانی دارم که می‌بینم یک کمک کوچک من به بزرگ‌شدن درخت کنگره کمک می‌کند تا انسان‌های زیادی احیاء شوند.

مسافر ابراهیم:

اکثر انسان‌ها به دنبال یک راه راستین هستند تا به آرامش برسند و زمانی که متوجه شدم این راه حقیقت و راستین است ناخودآگاه پا در این مسیر گذاشتم و با تمام وجودم این مسیر را ادامه می‌دهم هر چند اگر در مسیرم موانع زیادی باشد تنها چیزی که در زمان تنهایی با خودت فکر می‌کنی این است که از کل سرمایه‌ای که داری آن مبلغی که بخشیده‌ای فقط آن برای تو ماندگار است.

بنا به دستور جلسه این هفته، شما جهالت را در چه می‌بینید؟

همسفر راضیه:

در ناآگاهی، آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: بزرگ‌ترین دشمن انسان جهل و ناآگاهی او است برای این‌که از جهالت فاصله بگیریم باید دانایی ما رشد کند.

مسافر ابراهیم:

نبودن آگاهی

از این‌که هر دو نفر؛ یعنی مسافر و همسفر باهم به کنگره می‌آیید، مشکلی ندارید؟

همسفر راضیه:

خیر اتفاقاً شیرینی خودش را دارد یک جایی استاد امین می‌گویند: زمانی که مسافر به کنگره می‌آید؛ ولی همسفر نمی‌آید دچار اختلاف‌فاز می‌شوند یا به زبان ساده حرف یکدیگر را نمی‌فهمند این اتفاق برای من افتاد من هشت ماه بعد مسافرم اذن ورود پیدا کردم؛ ولی بعد ورودم انگار یک‌دل و یک‌زبان شدیم در مورد سی‌دی‌ها صحبت می‌کنیم و برداشت‌های خودمان را به اشتراک می‌گذاریم و هر کجا دچار مشکل شویم به کمک یکدیگر مشکلات را حل می‌کنیم حتی یک وقت‌هایی نقش همسفر برعکس می‌شود به هم کمک می‌کنیم تا با هم پروازکردن را بیاموزیم.

مسافر ابراهیم:

خیر فواید بسیار زیادی دارد؛ ولی مشکلاتی هم شاید داشته باشد به گفته استاد امین: ما آمده‌ایم این مشکلات را حل کنیم قرار نیست همه چیز آسان باشد وقتی از خواسته‌هایمان گذشتیم به نیکی می‌رسیم.

سخن پایانی:

همسفرراضیه:

در آخر از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت تمامی زحمات ارزشمندشان بسیار سپاسگزارم که چنین بستری برای ما همسفران ایجاد کردند تا با آموزش‌های راستین و ناب کنگره علم و طریقه درست زندگی‌کردن را بیاموزیم همچنین از آقای مهندس متشکرم که به من اجازه دادند در جایگاه راهنمایی خدمت کنم ان‌شاءالله بتوانم امانت‌دار خوبی باشم.

مسافر ابراهیم:

قبل از ورودم به کنگره یک جنگ بزرگ درونی و بیرونی داشتم که بعد از ورودم به کنگره با افراد صالحی آشنا شدم که جنگ را در من به صلح تبدیل کردند از آقای مهندس بابت آموزش چنین افرادی کمال تشکر را دارم.

در پایان، از این دو عزیز بسیار سپاسگزاریم که وقت ارزشمندشان را در اختیار ما قرار دادند و تجربیات گران‌بهای خود را با ما به اشتراک گذاشتند. برای آن‌ها سلامتی و توفیق روزافزون در تمامی مراحل زندگی و خدمت در کنگره ۶۰ را خواستاریم.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .