پنجمین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاههای آموزش عمومی کنگره۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی دستیار محترم دیدهبان مسافر هاشم، نگهبانی مسافر عمران و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (قضاوت و جهالت) پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
این از لطف خداوند است که باران عشق و محبت را بر ما میباراند و آنانی که گام های وسیعی دارند و فلز وجودی آنها از محبت و بخشش است در کنار هم جمع میکند.
الماسهای خفته در اعماق اکنون با توان و نیروی الهی از گذرگاه صعبالعبور عبور مینمایند. زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که در مقابل شما ناممکن ها را ممکن و تعیین میسازد. خداوند بزرگ را شاکر هستم و از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و همچنین راهنمای عزیز خودم آقا مهران سپاسگزارم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نیز بابت تمام تلاشهایشان تشکر میکنم و به آنها خداقوت میگویم.
دستور جلسات کنگره سالیانه میباشد تا وارد تفکرات من هاشم شود. وقتی وارد تفکرات من هاشم میشود، شروع به زدن من میکند که هاشم با قضاوت چه کارهایی انجام میدهد. شاید من در یک کشور اسلامی متولد شدهام و به من گفتهاند: دروغگو دشمن خداست؛ ولی یک نفر به نام حسین دژاکام آمد و گفت: با دروغ آسیبهایی به سیستم شبه افیونی میزنی که همان سیستم بیوشیمی است.
این خیلی بیشتر به دل من هاشم نشست. استاد امین در سیدی قبل گفت: وقتی ما شروع به شخم زدن زمین خودمان میکنیم، یک جاهایی تخته سنگهایی میبینیم یک یا دو تن است یکی از تخته سنگها قضاوت است

قضاوت اول میآید به من انرژی میدهد. در این سیستم یاد گرفتهایم که چیزی مجانی به ما نمیدهند همین جور که انرژی میدهیم و انرژی هم از ما میگیرند و یک موقعهایی من هاشم میبینم اصلاً انرژی ندارم، حالم خوب نیست یک مقدار که به خودم فلش بک میزنم میبینم اینجا وارد قضاوت شدهام و از همه بدتر با کس دیگری در مورد آن موضوع حرف زدهام و چقدر برای من داستان پیچیده میشود و روز به روز من را به اعماق تاریکی سوق میدهد و وارد داستان شرک هم میشوم، این دستور جلسات برای آموزش جهانبینی من هاشم است که بتوانم جهانبینی را آرام آرام روی خودم پیاده کنم، قضاوت هم یک دستور جلسهای است که در ادامهاش جهالت میآید، استاد امین زیبا میگوید: کلاههایی که جامعه یا مردم سر ما میگذارند، خیلی کمتر از کلاههایی است که ما سر خودمان میگذاریم. من با قضاوت کردن سر خودم کلاه میگذارم انرژی که هر روز برایش تلاش میکنم مثلاً خودم را میگویم از یک شهری راه افتادهام و آمدهام اینجا تا انرژی بگیرم، آدم زرنگ دنبال انرژی است. رهجویم را در دیاستی میتوانم قضاوت کنم ولا غیر؛ وگرنه حال خود را خراب کردم و بیانرژی میشوم.
حرمت کنگره۶۰ فرامین الهی است، دروغ گفتن علیه شخصی، سرزنش کردن و غیره همه اینها جز قضاوت است یعنی با قضاوت اینها هم میآید، پیام سفر اول میگوید: هم سفر در جای خود بنشین و به آنچه علاقه داری مشغول باش، قضاوت نکن ولی در بعضی چیزها قضاوت خوب است مثلاً پارچه میخواهی بخری قضاوت میکنی خوب است یا بد؟ این قضاوت خوبی است.
قضاوت در مورد دیگران خیلی بد است، من تجربه جاهای دیگری را داشتهام، یک قدم وجود داشت به نام قدم دهم NA، همه اینها را کار کردم شب که به خانه میرفتیم از خودت تراز میگرفتی، من یک جا میبینم انرژیم افتاده میبینم اینجا دروغ گفتم، قضاوت کردم و انرژی برای حرکت ندارم، بسیار خوشحالم که در شعبه همدان هستم از همه شما دوستان تشکر میکنم.
عکس و تایپ: مسافر سعید (لژیون مرزبانی) مرزبان خبری
تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
212