جلسه یازدهم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی ایران با دستور جلسه(قضاوت و جهالت) با استادی راهنما مسافر حسین، نگهبانی مسافر علیاصغر و دبیری مسافر سعيد روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان حسين هستم یک مسافر
خیلی خوشحال هستم که میتوانم در این جايگاه خدمت کنم.
از نگهبان، دبیر و همچنین از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که اجازه دادند در این جايگاه حضور داشته باشم و بتوانم خدمت کنم و اولین مشارکت را داشته باشم.
درمورد دستورجلسه، خداوند در اين دنيا یک قوانین گذاشته که هر کسی پايبند این قوانین و اصول باشد، در آسایش و آرامش زندگی میکند.
دروغ نگفتن، غیبت نکردن،تجسس نکردن در زندگی دیگران، گرانفروشی نکردن و...
یکی از قوانین مهم، همان قضاوت نکردن است.
انسان از بدو تولد قاضی به دنیا میآید؛ ولی قضاوت در مورد زندگی خودم که کدام راه را انتخاب کنم، چه مسیر را بروم،
این کار را امروز انجام بدهم، دارو را به موقع بخورم یا نخورم؟ اگر انسان بواسطه اختیار و تصمیماتی که برای خودش میگیرد و قضاوتهای که برای خودش انجام میدهد، درست انجام بدهد به یک آرامش نسبی در زندگیاش میرسد.
اگر درست تصمیم بگیرد و آموزش درست دریافت کرده باشد در زندگی به آن آرامش میرسد ولی اگر این تصمیمات اشتباه باشد، همانطوری که یک روز تصمیم گرفتیم یک کام به سیگار بزنیم، یک روزی هم دیدیم یک سیگاری شدهایم، پس تصمیم اشتباه بوده است. اگر هم تفکر اشتباه باشد، انسان به تاریکی کشیده میشود.
قضاوت کردن خيلی کار سختی است و کار هر کسی نیست.
یک عدّهای هم هستند که درس قضاوت را خواندهاند، قاضی شدهاند، وکیل شدهاند؛ آنجا یک حکمی را بر اساس آن مستندات یا مشاهدات میدهند و در کنارش بازپرس که چندین سال در مورد آن پرونده کار میکنند تا یک حکمی را صادر کنند، بعد از بیستسال متوجه میشوند حکمی که صادر کرده بودند، (اعدام شخصی بوده) اشتباه حکم داده شده است؛ پس من حسين نمیتوانم قضاوت کنم درمورد زندگی دیگران، من مسئول زندگی خودم هستم و باید به خودم رجوع کنم.
قضاوت وقتی خوب است که در مورد خودت باشد.
انسانی که در مورد دیگران قضاوت میکند نشان دهنده جهل او است؛ آدم هر چقدر جاهلتر و ناآگاهتر میباشد، قضاوتش درمورد دیگران بیشتر میشود.
دقیقاً آدمهایی که خیلی جاهل هستند در مورد یک شخص که پیشرفت کوچکی میکند خیلی سریع در موردش قضاوت میکنند.
شخصی در یک موقعیتی قرار میگیرد یا چیزی به دست میآورد، نمیداند طرف مقابل تلاش کرده که به این نقطه رسيده است، فوراً قضاوتش میکند که این رشوه گرفته یا سر کسی کلاه گذاشته است در صورتی که نمیداند چقدر تلاش کرده یا چطور برنامهریزی داشته، در زندگی قناعت میکرده و...
من قبل از اینکه به کنگره بیاییم و آموزش بگیریم، قضاوتهای زیادی میکردم که فلانی اندازه من هم کار نکرده ولی ببین به کجا رسيده! من تا یک قسمتی از زندگی آن طرف را میدانم، قسمتهایی که آن شخص تلاش کرده است را نمیدانم.
قضاوت به نظر من فقط مختص خداوند است؛ میتواند قضاوت کند و قاضی باشد.
در کنگره۶۰ هم میگوییم هر کس در هر جایگاهی است فرقی نمیکند حتی داخل کنگره یا بیرون از کنگره اگر ثروتمند است یا فقیر است، اگر با سواد است یا بیسواد، هر جایگاهی را که فکرش را هم میکنید، عین عدالت است؛ چون خداوند بر مبنای عملکرد آن شخص، بر مبنای حتی افکار و اندیشه حلقههای قبلیاش در مورد او قضاوت کرده و در آن جايگاه قرار داده است؛ یعنی عملکرد من باعث میشود که من کجا باشم، اگر از این عمل کردها استفاده کنم جایگاهم ارتقاء پیدا میکند و اگر سوء استفاده باشد تخریب ایجاد میکند.
انسان وقتی عملکردش خوب باشد، خداوند در جايگاهای بالاتر قرار میدهد؛ حالا جايگاه حتماً نباید در کنگره باشد، در همه جا میتواند باشد.
یک مثلثی داریم به نام مثلث جهالت؛ (ترس، منیت، و ناامیدی) در مقابل این هم یک مثلثی داریم به نام مثلث دانایی؛(تجربه، تفکر، آموزش) امیدوارم که به سمت این مثلث دانایی برویم، که هم آموزش پذیر باشیم و هم از تجربه خودمان و دیگران استفاده کنیم تا بهترینها برای ما رقم بخورد.
مرسی از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.



تایپیست: مسافر احمد لژیون ۵
عکاس: مسافر محمد لژیون ۱
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
90