سیزدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارگ با دستور جلسه ( قضاوت و جهالت ) با استادی مرزبان محترم مسافر حامد و نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر حسین روز پنجشنبه مورخ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود :
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، حامد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر فرصت حضور در کنگره ۶۰ را به من بخشید. از بنیان کنگره ۶۰، جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از راهنمای بزرگوارم، آقا حمیدرضا، که هر چه دارم از آموزشهای ایشان است و نیز از راهنمای همسفرم، خانم زهرا، صمیمانه قدردانی میکنم.
دستور جلسه امروز، «قضاوت و جهالت» است. جهالت موضوع بسیار مهمی است؛ تا جایی که جناب مهندس در ابتدای هر جلسه تأکید کردهاند که نگهبان قرائت کند: «۱۴ ثانیه سکوت میکنیم تا از جهل و ناآگاهی خود به خداوند بزرگ پناه ببریم.» یکی از میوهها و ثمرههای همین جهالت، «قضاوت کردن» است.
قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن و ناآگاهی است. این دستور جلسه ارتباط تنگاتنگی با «مثلث جهالت» دارد. ما در کنگره مثلثهای متعددی داریم که یکی از آنها مثلث جهالت است؛ مثلثی با سه ضلع ترس، ناامیدی و منیت. زمانی که قضاوتی در ما شکل میگیرد، معمولاً ریشهاش در یکی از همین اضلاع است.
زمانی که خداوند انسان را آفرید، ویژگیای که او را از سایر موجودات متمایز کرد، «قدرت اختیار» بود؛ اینکه بتواند انتخاب کند، تشخیص دهد و قضاوت کند. انسان ذاتاً قاضی است؛ این قدرت میتواند سازنده باشد، مشروط بر اینکه آن را در محدوده زندگی خودمان به کار ببریم. اما وقتی دوربین قضاوت را روی زندگی دیگران تنظیم میکنیم و با علمی ناقص، انرژیمان را صرف بررسی و داوریِ رفتار آنها میکنیم، نتیجهاش جز تخریبِ حالِ خودمان و حرکت به سمت ضدارزشها نیست.
شاید این سؤال پیش بیاید که قضاوت چه پیوندی با جهالت دارد؟ به باور من، این دو کاملاً به هم گره خوردهاند. همانطور که جناب مهندس در سیدی «نردبان» میفرمایند، انسانی که حسادت میورزد، کینه دارد و در مسیر ضدارزشها حرکت میکند، از نظر روحی و جسمی تفاوتی با یک مصرفکننده ندارد؛ چرا که او نیز در حال تخریبِ جایگاه و روان خویش است.
حال پرسش این است: چه کسی صلاحیت قضاوت کردن دارد؟ شاید در نگاه اول بگوییم قاضی! بله، کسی که علم آن کار را دارد، آموزش دیده و مسئول آن جایگاه است، صلاحیت قضاوت دارد. قاضی سالها درس خوانده و تخصصش همین است. پس در مجموع، میتوان گفت تنها کسی که مسئولیت یک امر بر عهده اوست و دانش کافی برای آن را دارد، میتواند قضاوت کند.
اما منِ حامد مسئول چه چیزی هستم؟ آیا چون امروز شال مرزبانی دارم، میتوانم درباره حال و وضعیت دیگران قضاوت کنم؟ بگویم فلانی حالش خوب است، فلانی روی برنامه نیست یا...؟ خیر، من اصلاً چنین جایگاهی ندارم. جایگاه من فقط در محدوده مسئولیتهای خودم تعریف میشود. کسی که مسئولیت راهنمایی را دارد، در جایگاه خودش میتواند نظر بدهد؛ اما من نباید از حد و مرز خودم خارج شوم.
این موضوع حتی در زندگی شخصی نیز صادق است. آیا من اجازه دارم درباره زندگی برادرم، پدرم یا نزدیکترین افراد خانوادهام قضاوت کنم؟ که چرا این کار را کرد یا چرا آن تصمیم را گرفت؟ خیر. اگر بخواهم درست عمل کنم، باید دوربین قضاوت را تنها روی خودم تنظیم کنم.
من باید عملکرد خودم را ارزیابی کنم؛ اینکه آیا از زمانی که وارد کنگره شدم تا امروز، تغییری در من به وجود آمده است؟ آیا حامدی که در سال ۱۴۰۲ با حال خراب وارد کنگره ۶۰ شد، با امروز که در این جایگاه خدمت میکند، تفاوتی کرده است؟ آیا خدمت، آموزشها و ارتباط با راهنما توانسته حال مرا بهتر و مرا به انسان بهتری تبدیل کند؟ اینها مسائلی است که باید دربارهشان اندیشه کنم، نه اینکه هر روز دوربینم را بردارم و روی این و آن تنظیم کنم.

بیشتر قضاوتهای من برخاسته از جهالت است؛ جهالتی که همان سه ضلع ترس، ناامیدی و منیت را دارد. ترس، جلوی تفکر مرا میگیرد و نمیگذارد در مسیر دانایی حرکت کنم. ناامیدی، مانع تجربه کردن میشود و اجازه نمیدهد کارهای تازه را بیازمایم. منیت نیز همیشه سد راه آموزش است؛ تا زمانی که منیت در وجود من باشد، نه از راهنما آموزش میگیرم و نه از هیچکس دیگر.
اما وقتی منیت کنار برود، آنوقت منِ حامد حتی میتوانم از یک سفر اولی هم بیاموزم. اگر فروتنی داشته باشم، از هر کس و هر اتفاقی میتوانم درس بگیرم.
در پایان، باور دارم که قضاوت، انسان را از دیدن حقیقت دور میکند و جهالت نیز زمانی رخت برمیبندد که با فروتنی آموزش بگیریم و مسئولیت تغییر خودمان را بپذیریم.
از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
عکس و تایپ : مسافر حمیدرضا لژیون سوم
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
166