English Version
This Site Is Available In English

قضاوت؛ یک جنگ در صور پنهان است

قضاوت؛ یک جنگ در صور پنهان است

هشتمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهان‌بین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر وحید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر ناصر، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» پنج‌شنبه ۱۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ١۶ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، وحید هستم یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که فرصتی مهیا شد تا در خدمت شما عزیزان باشم. از ایجنت محترم نمایندگی و مرزبانان محترم بابت دعوتشان تشکر می‌کنم. از نگهبان و دبیر جلسه هم سپاسگزارم.

در مورد دستور جلسه که «قضاوت و جهالت» است، امروز سی‌دی «قضاوت و جهالت» آقای مهندس را گوش می‌دادم. در این سی‌دی، آقای مهندس می‌فرمایند: پیش‌نیازهای قضاوت را بگویید، و دوستان مشارکت می‌کنند. فکر می‌کنم حدود ۳۵ پیش‌نیاز برای قضاوت مطرح می‌شود؛ از جمله معرفت، عمل سالم، مسئولیت‌پذیری، آگاهی، دانش و موارد دیگر. همه این‌ها برای قضاوت کردن لازم است؛ اما برای جهالت چطور؟ آقای مهندس توضیح می‌دهند که جهالت هیچ پیش‌نیازی نمی‌خواهد، چون جهالت از عدم می‌آید.

برای این‌که انسان قضاوت کند، روال قضاوت به این شکل است که گروه تجسس، دادگاه و افراد زیادی با هم همکاری می‌کنند تا یک پرونده شکل بگیرد، و بعد تازه متوجه می‌شوند که اشتباهی صورت گرفته و باید تجدیدنظر شود. بعد هم به مقام بالاتر ارجاع داده می‌شود و در بعضی مواقع، پس از گذشت چندین سال، متوجه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند.

از آنجا که انسان شهر وجودی دارد و تمام سیستم‌هایی که در بیرون کار می‌کنند، در وجود انسان هم هست، قضاوت نیز در وجود انسان جایگاه دارد. من یک موقع می‌خواهم برای کار خودم قضاوت کنم و عقل که قاضی است، برای شهر وجودی من تصمیم بگیرد. من از خودم اطلاعات زیادی دارم و تا حدودی خودم را می‌شناسم، ولی باز هم عقل من اشتباه می‌کند و باز هم تصمیم اشتباه می‌گیرم. به فرموده استاد امین، بعضی مواقع ما حتی نمی‌دانیم خودمان چه می‌خواهیم، اما دیگران را قضاوت می‌کنیم.

ما به خودمان اشراف نداریم و آگاهیِ کاملی نسبت به خودمان نداریم. آمده‌ایم که خودمان را بشناسیم، درست تصمیم بگیریم و در مورد زندگی خودمان قضاوت کنیم، ولی به جای آن دیگران را قضاوت می‌کنیم و مسیر کاملاً عوض می‌شود. چون به هر حال هر انسانی یک مقدار از خودش اطلاعات دارد، اما از هزاران هزار رشته و سررشته‌ای که در عالم هست، شاید فقط یکی دو یا سه مورد را بشناسد؛ یعنی دایره جهل انسان خیلی گسترده است. بعد متوجه می‌شویم که در همه زمینه‌ها، انسان‌ها صاحب‌نظر هستند و قضاوت می‌کنند. خیلی مواقع نامه انسان‌ها یا اعمال انسان‌ها مورد قضاوت قرار می‌گیرد، ولی ما نمی‌توانیم شخصیت انسان‌ها را قضاوت کنیم.

قضاوت کردن ساده‌ترین کار است، اما اگر بخواهم کسی را درک کنم، این کار بسیار سخت است. این‌که بخواهم با موضوعی آشنا شوم و نسبت به آن آگاهی پیدا کنم، سخت است؛ اما قضاوت کردن، نوعی عدم مسئولیت‌پذیری است. یعنی در اتفاقات، سریع بار مسئولیت را بر دوش دیگران می‌اندازم و آن‌ها را قضاوت می‌کنم. در سی‌دی قضاوت، استاد امین می‌فرمایند: مکانیزم قضاوت به این شکل است که صفتی را که در دیگران می‌بینیم، خودمان هم آن صفت را داریم و بعد شروع به قضاوت می‌کنیم. این قضاوت یک حس است؛ یک جنگ در صور پنهان است.

من وقتی دیگران را سریع قضاوت می‌کنم و حکم صادر می‌کنم، اگر به من قدرت لازم را بدهند، با آن انسان در دنیای فیزیکی و مادی هم برخورد می‌کنم؛ یعنی دقیقاً مثل یک قاضی، حکم صادر می‌کنم و اجرا می‌کنم. این حس قضاوت در کنگره برای انسان دوری ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که من از مسیر خودم منحرف شوم. در سی‌دی «خواسته درون»، استاد امین می‌فرمایند که همه ما یک خواسته درونی و یک خواسته اصلی داریم که به خاطر آن وارد کنگره می‌شویم. خواسته من در کنگره، درمان اعتیاد است و اگر درگیر بازی قضاوت شوم، از هدف اصلی خودم دور می‌شوم. 

وقتی خودمان مصرف‌کننده بودیم، اگر ما را قضاوت می‌کردند، چقدر ناراحت می‌شدیم، دلمان می‌شکست و چقدر آسیب می‌دیدیم. حالا در کنگره باید این مکان آن‌قدر امن باشد و شخص آن‌قدر احساس امنیت بکند که اگر خدای ناکرده سفرش را خراب کرد، بتواند دوباره سفر خود را انجام بدهد و تحت تأثیر قضاوت‌ها، نگاه‌ها و حرف‌هایی که فضا را مسموم می‌کنند، قرار نگیرد و از مسیر خودش منحرف نشود.

بزرگان می‌فرمایند: بعضی مواقع ما خار را در چشم دیگران می‌بینیم، ولی یک چوب بزرگ را در چشم خودمان نمی‌بینیم. انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است. بعضی مواقع بسیاری از چیزها را در وجود خودش نمی‌بیند، ولی چیزهای بسیار کوچک را در وجود دیگران می‌بیند. ان‌شاءالله که بتوانیم صبر و تحمل را در وجود خودمان بیشتر کنیم تا هر موقع چیزی می‌بینیم یا می‌شنویم، سریع قضاوت نکنیم و حکم صادر نکنیم؛ تا از مسیرمان منحرف نشویم، بتوانیم سفر درستی انجام بدهیم، خودمان را بشناسیم، هم به خودمان خدمت کنیم و هم خیرمان به دیگران برسد.

از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر علی لژیون ۷

عکاس: مسافر صابر لژیون ۱۱

تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .