برای کسی که شیشه را تجربه کرده، این ماده نه فقط یک محرک، بلکه یک ویرانگر بیرحم بوده که تمام مرزهای شخصیتی، روانی و انسانی او را در هم کوبیده است. اما من، بهعنوان عضوی از کنگره۶۰ که در کارگاههای آموزشی حضور دارم و بسیاری از افراد را دیدم که درگیر شیشه بودهاند با اطمینان میگویم: شیشه پایان راه نیست، بلکه آغازی برای یک شناختی عمیقتر از خود است. شیشه در دنیای مسافران و همسفران چیزی فراتر از یک مخدر است، این ماده با تخریب سیستمهای شبهافیونی بدن، فرد را از تعادل خارج میکند. توهم، شک، بدبینی و خشمهای آنی، سوغاتیهای شیشه برای مصرفکنندگان این ماده مخدر هستند؛ اما در کنگره۶۰ آموختیم که اینها نه ناشی از ذات بد، بلکه نتیجه یک سیمکشی غلط و بههم ریختگی سیستم بیوشیمی مغز بود. افراد در کنگره یاد میگیرند که نباید خودشان را به خاطر آن دوران سرزنش کنند؛ چرا که آنها فقط گمشدگان مسیر بودند.
برای مصرفکنندگان شیشه، روش DST تنها یک روش برای ترک مواد مخدر نبود، بلکه یک مهندسی دوباره برای بازگشت به زندگی بود. من در کنگره۶۰ یاد گرفتم که درمان، اتفاقی نیست که در یک شب بیافتد. مسافران در طول ۱۰ الی ۱۱ ماه، با نظم دقیق شربت OT را میخورند و با استفاده از راهنمایی راهنمایان، ذرهذره آنچه را که در دوران مصرف تخریب کرده بودند، بازسازی میکند. من با مشاهده همسفران مسافرانی که مصرفکننده شیشه بودند متوجه شدم زمان در درمان شیشه، بهترین داروست و هر پلهای که مسافرانشان کم میکردند، انگار بخشی از وجود آنها که زیر خروارها غبار شیشه پنهان شده بود، دوباره زنده میشد و برق شادی را در چشمان همسفرانشان میدیدم، شادی که نوید بخش رهایی و آغاز زندگی دوباره بود.
کنگره۶۰ فراتر از یک محل برای درمان است. حضور در کارگاههای آموزشی به من نشان داد که کنگره۶۰ یک NJO برای ترک اعتیاد نبوده، برعکس یک مدرسه انسانسازی است. درمان شیشه در کنگره، تنها قطع مصرف نیست، بلکه درمان جسم و روان و ارتقاء جهانبینی است تا جایی که در کنگره معتقدند فردی که به درمان قطعی میرسد میتواند به راحتی در لابراتوار قرار بگیرد و هیچ میلی به مصرف مواد مخدر نداشته باشد.
ما آموختیم که درمان، سه ضلع دارد: جسم، روان و جهانبینی. اگر جسم و روان درمان شود؛ اما جهانبینی تغییر نکند، تعادل پایدار نمیماند و با تکمیل این مثلث است که درمان صورت میپذیرد. به بیان دیگر از نظر کنگره۶۰ درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان، شیرینترین بخش این مدت که در کنگره قرار گرفتم، رسیدن به نقطهای بوده که مصرفکنندگان انواع مخدر از جمله شیشه، نه تنها هیچ میلی به مصرف ندارند، بلکه گویی اصلاً آن دوران متعلق به شخص دیگری بوده است و این همان درمان قطعی است. یعنی در آرامش مطلق زندگی کردن و نترسیدن از بازگشت به اعتیاد است.
من بهعنوان کسی که در کنگره۶۰ حضور داشته و از نزدیک به درمان رسیدن افراد مختلف با مصرف مخدرهای متفاوت را دیده است به شما میگویم: اگر هنوز فکر میکنید اعتیاد به شیشه درمانی ندارد، تنها به این دلیل است که راه درست را پیدا نکردهاید. در کنگره۶۰، ما یاد میگیریم که چگونه ابتدا با درمان جسم، روان را نیز به تعادل برسانیم و با حضور در کارگاههای آموزشی جهانبینی خود را ارتقاء بخشیم، سپس با سلاح محبت، ایمان و عقل آرامش را در زندگی خود و اطرافیان جاری کنیم. امروز، برای من و بسیاری از دوستانم در کنگره۶۰، شیشه دیگر یک کابوس قدیمی است. ما در کارگاهها آموختیم که هر چهقدر هم سقوط کرده باشیم، با حرکت درست و صبر، میتوانیم دوباره اوج بگیریم. کنگره۶۰ برای ما خانهای بود که در آن دوباره به زندگی بازگشتیم و طعم شیرین تعادل و آرامش را چشیدیم. این تنها تکیهای از قلب تپنده کنگره۶۰ است. جایی که تجربهها تبدیل به راهی برای نجات افراد میشوند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
30