پنجمین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی دورود، با استادی ایجنت محترم مسافر ایمان، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر پیمان با دستور جلسه (قضاوت و جهالت) پنجشنبه 18 تیر ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ایمان هستم یک مسافر.
سپاسگزار نگهبان جلسه هستم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. مطلبی که امروز به ذهنم رسید و دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم، در مورد ریشهی «قضاوت» است.
به باور من، قضاوت ریشه در «منیت» دارد؛ یعنی آنجایی که فرد خودش را در جایگاهی بالاتر از آنچه هست میبیند و با تکیه بر تخصص یا دانستههای محدودش، شروع به قضاوت دیگران میکند. مثلاً با خود میگوید: «چرا این شخص نمیتواند کارش را درست انجام دهد؟» و شروع میکند به ایراد گرفتن از دیگران.
دقیقاً به یاد دارم روزی که وارد کنگره شدم، همینگونه بودم. از لحظهی ورود، مدام در حال قضاوت بودم؛ چرا دست میزنند؟ چرا سبد میچرخانند؟ چرا اینقدر مینویسند؟ چرا کارگاهها اینگونه برگزار میشوند؟ در واقع من تسلیمِ سیستم نبودم و فکر میکردم خودم بهتر میدانم که چه چیزی به دردِ این سیستم میخورد و چه چیزی نمیخورد. تمام این قضاوتها باعث میشد از مسیر اصلی دور و دورتر شوم.
من با کولهباری از اطلاعاتِ غلطِ بیرونی (مثل روشهای سقوط آزاد و ترکهای غیراصولی) وارد کنگره شده بودم و با همان دیدگاه، میخواستم در مورد متد DST و درمان تدریجی نظر بدهم که البته کاملاً اشتباه بود.
خدا را شکر با آموزشهایی که از راهنمای عزیزم گرفتم، ذرهذره متوجه اشتباهم شدم. فهمیدم زمانی که میخواهم به درمان برسم، باید «آموزشپذیر» باشم. در واقع، «آموزش» نقطهی مقابل «منیت» است. وقتی خود را به آموزش میسپارم، منیتِ من رفتهرفته کمتر میشود و میتوانم در مسیرِ درمان حرکت کنم.
.jpg)
ما قضاوتهای دیگری هم داریم که مربوط به منافع شخصی خودمان است؛ مثل همین درمان اعتیاد. وقتی انتخابِ راهِ ما اشتباه باشد، نه تنها زمان را از دست میدهیم، بلکه ممکن است جانمان نیز به خطر بیفتد. در اوایلِ سفر، من روشهای دیگر را با کنگره مقایسه میکردم. اما وقتی نگاه میکنم و الگوی راهنماها و مسافران سفر دومی را میبینم، متوجه میشوم که حال آنها چقدر خوب است؛ بهگونهای که اصلاً باور نمیکنی روزی مصرفکننده بودهاند. این، نشانهی درمانِ اصولی و طبیعی در کنگره است.
برخی قضاوتهای اشتباهِ دیگر، ریشه در حسهای منفی درونی ما دارند؛ مانند احساس گناه یا حس تهدید شدن از بیرون، که باعث میشود فکر کنیم شایستگی یا لیاقت انجام کاری را نداریم. وقتی میخواهیم در زندگی، مسیر یا دوست جدیدی انتخاب کنیم، باید بهجای قضاوتهای منفی، حرکت کنیم و آموزش بگیریم. کنگره این بستر را فراهم کرده که تکتکِ این مسائل را بشناسیم و انتخابهای درستی داشته باشیم.
در نهایت، حضورِ ما در اینجا فقط برای درمانِ اعتیاد است، نه قضاوتِ دیگران. اگر مدام در پی قضاوتِ دیگران باشیم، در نهایت خودمان ضرر خواهیم کرد، چون سیستم به مسیرش ادامه میدهد و اگر با این سیستم همراه نباشیم، به درمان نخواهیم رسید.
البته باید یادآور شوم که راهنما، طبق اختیاراتی که کنگره به او داده است، اجازه دارد در مورد وضعیتِ درمانِ رهجو (اینکه آیا روی برنامه هست یا خیر) قضاوت و نظارت کند؛ زیرا اگر یک سیبِ خراب در جعبه باشد، کلِ جعبه را خراب میکند. اما این به معنای مچگیری نیست، بلکه «دستگیری» است.
ما در کنگره بر مبنای صداقت و شرافت حرکت میکنیم. این مطالبی بود که به ذهن من رسید؛ از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.
عکس : مسافر محسن لژیون اول
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
184