دوست دارم صحبتم را با این بیت شروع کنم:
عیبِ خود دیدن ز هر علمی بِه است
وان ندانستن، ز دانستن بِه است
احساس میکنم این دو مصرع، خلاصه آموزشهای کنگره۶۰ در مورد قضاوت است؛ اینکه اول خودمان را ببینیم و بعد اگر لازم بود درباره دیگران نظر بدهیم.
راهنما همسفر زهرا به همراه مسافرشان با تخریب شیشه، شیره، متادون وارد کنگره۶۰ شدند، سیزده ماه به روشDST و با دارویOT به راهنمایی راهنمای همسفر سمیرا و راهنمای مسافر آقای احمد حکیمی سفر کردند. راهنما همسفر زهرا در جایگاه راهنمایتازهواردین، مسئول امتحانات، نگهبان سایت، خدمت کردهاند. رشته ورزشی همسفر و مسافرشان هر دو والیبال است و الان 14سال و 8ماه است که آزاد و رها هستند.
در جهانبینی کنگره۶۰، جهالت چگونه انسان را از دیدن حقیقت دور میکند و چه نقشی در تخریب روابط دارد؟
بهنظرمن جهالت فقط بیسوادی نیست، گاهی آدم اطلاعات هم دارد ولی باز واقعیت را نمیبیند؛ چون از پشت عینک ذهن خودش به همهچیز نگاه میکند؛ مثلاً یک نفر سلامش خشک است ما سریع میگوییم چقدر مغرور است در حالی که شاید اصلاً درگیر یک مشکل خانوادگی باشد یا حال روحی خوبی نداشته باشد. آقای مهندسدژاکام همیشه روی دیدن صورتمسئله تأکید دارند تا وقتی صورتمسئله را درست نبینیم، قضاوتهایمان هم اشتباه است. همین قضاوتهای اشتباه کمکم دلخوری، فاصله و حتی قطع رابطه ایجاد میکند. خیلی وقتها ما از خودِ اتفاق آسیب نمیبینیم، از برداشتی که از آن اتفاق میکنیم آسیب میبینیم.
مهندسدژاکام تأکید میکنند که هر انسانی در حال طیکردن مسیر و سفر خودش است. این نگاه چگونه بهما کمک میکند دیگران را کمتر قضاوت کنیم؟
کنگره۶۰ بهمن یاد داد هر کسی در یک پله از نردبان قرار دارد. از کسی که تازه وارد کلاس اول شده، انتظار حل مسائل دانشگاه را نداریم. در سفر هم همینطور است شاید من امروز یک موضوعی را فهمیده باشم که چند سال پیش اصلاً نمیفهمیدم و اگر آن روز کسی من را قضاوت میکرد، انصاف نبود. استادامین یک جمله قشنگ دارند که میگویند: «هر انسانی محصول آموزشها، تجربهها و شرایطی است که تا امروز داشته است.» وقتی این را بپذیریم، بهجای اینکه بگوییم چرا اینطوری است میگوییم الان در این نقطه از سفرش قرار دارد.
آموزش، تجربه و تفکر چگونه از قضاوتهای نادرست جلوگیری میکنند؟
بهنظرمن آموزش ترمز قضاوت است؛ مثلاً قبلاً اگر کسی جواب تلفنم را نمیداد سریع ناراحت میشدم و هزار فکر میکردم اما آموزشهای کنگره۶۰ به من یاد داد که صبرکنم، فکرکنم و همه احتمالها را ببینم شاید گوشیاش سایلنت بوده، شاید سر کار بوده یا اصلاً حال صحبت نداشته و تجربه هم این را ثابت میکند که خیلی از برداشتهای اولیه ما اشتباه بوده است برای همین قبل از نتیجه گرفتن، باید کمی فکر کنیم. همین چند دقیقه فکرکردن، جلوی خیلی از رفتارهای جاهلانه را میگیرد.
اگر بخواهید یکی از پیامهای آقای مهندسدژاکام درباره قضاوت و جهالت را در یک جمله بگویید، آن چیست؟
«بهجای اینکه زندگی دیگران را زیر ذرهبین ببریم، روی اصلاح خودمان کار کنیم.» چون هر وقت مشغول ساختن خودمان باشیم، دیگر وقت زیادی برای قضاوت دیگران نمیماند؛ مثلاً وقتی خانه خودم نامرتب است، منطقی نیست مدام بروم خانه همسایه را تمیز کنم! اول باید خانه خودم را مرتب کنم، حال درون انسان هم همینطور است.
اگر متوجه شویم در حال قضاوتکردن هستیم، چه کار کنیم؟
من معمولاً اول از خودم میپرسم همه حقیقت را میدانم؟ بیشتر وقتها جوابش نه است و بعد سؤال دوم را از خودم میپرسم که اگر جای او بودم با شرایط، تربیت، مشکلات و دانایی او، شاید من هم همین رفتار را انجام میدادم؟ همین دو سؤال باعث میشود سرعت قضاوتم کم شود. در کنگره۶۰ هم یاد گرفتیم قبل از هر واکنش، تفکرکنیم؛ چون اولین برداشتی که ذهن بهما میدهد، همیشه درست نیست.
جهالت چگونه باعث میشود انسان فکر کند همیشه حق با اوست؟
چون جهالت مثل آینه کثیف است آدم همهچیز را میبیند، جز خودش. خیلی راحت اشتباه دیگران را میبینیم اما وقتی نوبت خودمان میشود هزار دلیل و توجیه پیدا میکنیم؛ مثلاً اگر خودم دیر برسم، میگویم ترافیک بود اما اگر شخص دیگری دیر برسد میگویم بینظم است و این همان قضاوتی است که از ندیدن خودمان شروع میشود. هرچه دانایی بیشتر شود، انسان راحتتر میگوید بله، اینجا اشتباه کردم و این خروج از جهالت است.
چه ارتباطی بین آموزشهای کنگره۶۰ با افزایش آگاهی و کاهش قضاوت وجود دارد؟
یکی از قشنگترین اتفاقاتی که در کنگره۶۰ میافتد، همین تغییر نگاه است. قبل از آموزشها بیشتر دنبال مقصر بودیم اما کمکم یاد گرفتیم دنبال علت باشیم و وقتی علت رفتار آدمها را بشناسیم، کمتر قضاوت میکنیم؛ مثل پزشکی که وقتی بیماری را میبیند بهجای سرزنش بیمار، دنبال تشخیص بیماری میرود. آموزشهای کنگره۶۰ هم همین کار را با ما میکند و یاد میدهد بهجای برچسب زدن به آدمها، صورتمسئله را ببینیم آنوقت هم جهالت کمتر میشود و هم روابطهایمان آرامتر، محترمانهتر و پر از محبت میشود.

طراح سوال و مصاحبهکننده: راهنما همسفر رعنا
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ویراستاری: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
154