English Version
This Site Is Available In English

جهالت یعنی، نبود نور

جهالت یعنی، نبود نور

جلسه چهاردهم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ روزهای پنجشنبه نمایندگی بجنورد به استادی راهنمای محترم مسافر رحیم، نگهبانی راهنمای محترم مسافر حسین و دبیری موقت مرزبان محمد با دستور جلسه: "قضاوت و جهالت " تاریخ  18 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

به نام قدرت مطلق،خداوندِ خیر

حس ما همیشه آن چیزی نیست که می‌بینیم و می‌خواهیم؛ بلکه حقیقت، در عمقِ همان چیزی است که می‌بینیم و می‌خواهیم. زیرا گاهی ظاهر برای ما معیار است، اما حقیقت در جایی دیگر نهفته است.
سلام به تمامی دوستان و مسافران عزیز. در ابتدا از خداوند متعال سپاسگزارم که توفیق داد تا در نمایندگی بجنورد حضور داشته باشم. از ایجنت محترم و لژیون مرزبانی بسیار سپاسگزارم که به من اجازه دادند تا در شهر زیبای بجنورد این جایگاه را تجربه کنم و از شما دوستان آموزش بگیرم. دستور جلسه‌ی این هفته، «قضاوت و جهالت» است؛ دستور جلسه‌ای بسیار زیبا و عمیق. وقتی دیروز راهنما از من پرسید که آیا می‌آیی؟ با اشتیاق پذیرفتم. حقیقتاً چرا؟ چون خانواده‌ی پدری و مادری من اهل اسفراین هستند و از همان روزهای اولی که در مشهد سفر می‌کردم، آرزو داشتم کنگره ۶۰ به اسفراین هم بیاید. امروز بسیار خوشحالم که این اتفاق در بجنورد رقم خورده است.

می‌خواهم درباره‌ی دستور جلسه و سپس نکته‌ای کوتاه سخن بگویم. در کنگره وقتی از «جهالت» حرف می‌زنیم یا نگهبان عزیز می‌گوید «این سفری است از ظلمت به نور، از نادانی به دانایی»، شاید بسیاری از ما فکر کنیم که این موضوع شامل حال ما نمی‌شود یا بگوییم «من که جاهل نیستم!». برای خود من هم در ابتدا همین‌طور بود. تصور می‌کردم اگر کسی بگوید «تو جاهلی»، یعنی به من توهین کرده است. اما وقتی جلوتر آمدم، موضوع برایم بسیار جالب بود و نقطه‌ی تفکر عمیقی شد؛ و آن، دیدگاه خداوند نسبت به خلقت انسان بود.
زمانی که این جمله را خواندم  «ما انسان را بر سر دوراهی خلق کردیم و به او اختیار دادیم»، متوجه شدم که بایستی القای منفی در کنار القای مثبت باشد تا اختیار معنا پیدا کند. همه‌ی ما می‌دانیم که در وجود انسان، هم صفات رذایل و هم فضایل وجود دارد و انسان با قدرت اختیار، به سمت آن‌ها حرکت می‌کند. بنابراین، «جهالت» یعنی نبودِ نور. اگر در کنگره از «نور» حرف می‌زنیم، منظورمان آگاهی و دانایی است؛ یعنی انسانی که توانمند است و علمِ زندگی کردن را به دست آورده است.

وقتی به دستور جلسه‌ی «قضاوت» نگاه می‌کنیم، می‌بینیم برای اینکه بخواهیم در مورد چیزی قضاوت کنیم، یک نکته بسیار مهم است. ما همگی مصرف‌کننده بوده‌ایم و مصرف‌کننده‌ها را خوب می‌شناسیم؛ چون آن صفت را خودمان داشته‌ایم یا نزدیکان مان  آن را داشته اند  و از آن عبور کرده‌اند. اگر غیر از این بود، آن را درک نمی‌کردیم. اگر دیدیم انسانی در بیرون از اینجا صفتی دارد، باید یادمان باشد که آن صفت را یا در درون خودمان داریم (ولو به‌اندازه‌ی ذره‌ای) یا از آن عبور کرده‌ایم. چیزی که به من کمک کرد تا از قضاوت کردن دست بکشم، دقیقاً همین بود. وقتی در محل کار یا محیط جامعه، کسی را مورد قضاوت قرار می‌دهم یا از رفتارش خوشم نمی‌آید و پشت سرش غیبت می‌کنم، در واقع دارم می‌گویم که چرا او این‌گونه است؟ دلیلش این است که من همان صفت را در خود دارم. این کار باعث می‌شود همان بذرِ بدی که در وجودم هست، شارژ شود و رشد کند. شما می‌بینید که وقتی مدام دیگران را قضاوت می‌کنید، هستی می‌چرخد و شما را دقیقاً در جایگاه همان شخص قرار می‌دهد. من خود بارها این را تجربه کرده‌ام. همیشه مصرف‌کننده‌ها را قضاوت می‌کردم و می‌گفتم: «این‌ها چه آدم‌های بدبختی هستند؛ چه لذتی دارد؟» اما هستی چرخید و من از سن کم، درگیرِ مصرف مواد شدم. همین موضوع باعث شد که از قضاوت کردنِ دیگران دست بردارم.

اما در پایان، می‌خواهم به نکته‌ی مهمی اشاره کنم. در کنگره ۶۰، روزی در مشهد، عده‌ای شروع به کاری کردند که در ابتدا بسیار کوچک بود، اما وقتی به ثمراتش نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چقدر بزرگ شده است. دقیقاً مثل بی‌پناه‌ترین افراد که با کنگره آشنا می‌شوند، به تهران می‌روند و دوباره به مشهد می‌آیند و کنگره را آنجا بنا می‌کنند. از دلِ همان شروع کوچک، در تمام استان خراسان نمایندگی‌هایی شکل گرفت که انسان‌های زیادی را نجات داد و خانواده‌های بسیاری را به چرخه‌ی زندگی بازگرداند.

خیلی مهم است که درک کنیم چه مسئولیتی در قبال کنگره و خودمان داریم. روزی راهنما به من گفت مسئولیتی به تو واگذار شده است. در آن زمان که ایجنت «شفا» بودم، دوشنبه‌ها از ساعت ۸ صبح می‌رفتم و وقتی برمی‌گشتم، ساعت ۱۱ شب بود و تازه استراحت می‌کردم. این فاصله را طی کردن، شوخی نیست؛ اما نشانه‌ی خوبی است که کنگره در هر جا که می‌رود، حیات هم هست. این برای ما یک مسئولیت بزرگ است که بتوانیم از دلِ همین نمایندگی بجنورد، نمایندگی‌های دیگری در شهرهای دیگر مثل اسفراین یا آشخانه ایجاد کنیم. هر سفر اولی که اینجا می‌آید، باید هدفش درمانِ بهترینِ خود و انجام مسئولیت‌هایی باشد که سیستم از او می‌خواهد.
بیش از این وقتتان را نمی‌گیرم؛ از اینکه به حرف‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

 

در ادامه برگزاری انتخابات نگهبانی:

مرزبان خبری : مسافر محمد
تایپ و نگارش : مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ارسال: مسافر جواد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .