English Version
This Site Is Available In English

قضاوت کردن، محبت را از بین می‌برد و ما را درگیر دشمنی و چالش با دیگران می‌کند. (نمایندگی شقایق قشم)

قضاوت کردن، محبت را از بین می‌برد و ما را درگیر دشمنی و چالش با دیگران می‌کند. (نمایندگی شقایق قشم)

ششمین جلسه از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی مسافران و همسفران نمایندگی شقایق قشم، با استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر مریم و دبیری مسافر نیلوفر، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، در محل دانشگاه خوارزمی قشم، رأس ساعت ۱۳:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر. 

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق حضور در این جایگاه را به من و سایر دوستان عطا فرمود. از نگهبان و دبیر جلسه نیز سپاسگزارم که فرصت خدمت را برای بنده فراهم کردند.

دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است. واقعاً جناب مهندس هر هفته با انتخاب دستور جلسات، تلنگری به ما می‌زنند تا بدانیم در کجای این زندگی قرار داریم. حتی با وجود آموزش‌هایی که می‌گیریم، باز هم ممکن است از روی جهالت، درگیر قضاوت دیگران باشیم.

جناب مهندس، پس از سه دهه فعالیت در کنگره، همچنان بر این جمله تأکید دارند که: «نیرومندترین دشمن انسان، جهالت خودِ اوست.» در واقع، بیشتر قضاوت‌هایی که انسان انجام می‌دهد، ریشه در جهالت او دارد. زمانی که انسان به آگاهی برسد، به این نتیجه می‌رسد که نباید دیگران را قضاوت کند.

در کنگره آموختم که قضاوت کردن، یعنی صادر کردن حکم بدون داشتن اطلاعات کامل. زمانی که از بسیاری از مسائل بی‌خبر بوده و فقط همان لحظه را می‌بینیم، نباید قضاوت کنیم.

پیش از ورود به کنگره، هر جا که بودم و هر رفتاری از اطرافیان می‌دیدم، به خودم اجازه می‌دادم آن‌ها را قضاوت کنم و همیشه هم سعی می‌کردم خودم را قانع کنم که دلیل قضاوت‌هایم درست است؛ اما در نهایت، تنها چیزی که نصیبم می‌شد، حال بد بود. بعدها فهمیدم که با این کار، فقط حس منفی را هم به آن شخص و هم به درون خودم منتقل می‌کردم. اگر آن عیب در درون خودِ من وجود نداشت، هرگز نمی‌توانستم آن را در شخص دیگری ببینم.

این قضاوت، باری سنگین بر دوش من می‌گذاشت. من فقط قسمت منفی و تاریک فرد را می‌دیدم و شرایط زندگی، مشکلات و توانمندی‌های او را در نظر نمی‌گرفتم.

آموختم که دانستن یک مطلب در کنگره، بدون عمل کردن به آن، خود نوعی جهالت است. همین که یاد بگیرم قضاوت نکنم، یعنی درک کرده‌ام که این کار چه بار منفی سنگینی برای من دارد.

نفس انسان همواره در پی فریب دادن اوست؛ می‌خواهد با قضاوت کردن، خودمان را بزرگ و دیگران را کوچک نشان دهد. ممکن است در آن لحظه احساس کنیم بزرگ شده‌ایم، اما در واقع این نفس ماست که ما را فریب می‌دهد و حالمان را بد می‌کند. این خصوصیات منفی، به‌مرور در وجودمان پررنگ‌تر می‌شوند. اگر دوربین را به سمت خودمان برگردانیم و به تزکیه و پالایش بپردازیم، تازه متوجه می‌شویم که چه میزان تاریکی در درون خودمان وجود دارد. وقتی تصور کنیم هیچ عیبی نداریم، دیگر چیزی برای اصلاح و حل کردن پیدا نخواهیم کرد.

خیلی وقت‌ها با یک سؤال پرسیدن یا اندکی صبر کردن، نظرمان نسبت به کسی که سال‌ها او را قضاوت کرده‌ایم، تغییر می‌کند. با قضاوت کردن، در حقیقت انرژی خود را صرف دیگران می‌کنم و هدف اصلی‌ام، یعنی تربیت نفس و بهبود حال خودم را فراموش می‌کنم.

خدا را شکر که در کنگره یاد گرفتم این انرژی را صرف زندگی خودم کنم. اگر پیش از این انرژی‌ام را صرف دیدن نقاط منفی دیگران می‌کردم، اکنون باید نقاط مثبت آن‌ها را ببینم تا حال خودم بهتر شود.

قضاوت کردن، محبت را از بین می‌برد و ما را درگیر دشمنی و چالش با دیگران می‌کند. این کار نه کسی را تغییر می‌دهد و نه چیزی را عوض می‌کند؛ بلکه فقط انرژی ما را هدر داده و ما را در تاریکی فرو می‌برد. امیدوارم با آموزش‌های کنگره، تفکر خود را تقویت کنم، دوربینم را از روی دیگران بردارم و به جای دیدن بدی‌ها، بخش‌های روشن و مثبت وجود انسان‌ها را ببینم تا ارتباطات سالم‌تری داشته باشم و محبت بیشتری دریافت کنم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: مسافر هیلدا، لژیون یکم، نمایندگی شقایق قشم
عکس: راهنما مسافر هورا، لژیون یکم، نمایندگی شقایق قشم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .