اگر بخواهم درباره قضاوت و جهالت صحبت کنم، ابتدا داستانی کوتاه بیان میکنم. روزی در جلسات کنگره۶۰ شخصی تازهوارد بود که معمولاً هنگام جلسه خوابش میبرد. خانمی که کنار من نشسته بود با تعجب گفت: طرف را ببین خوابیده! من با لبخندی گفتم: ما که از دل او خبر نداریم پس نباید قضاوتش کنیم. از کجا میدانیم چه سختیها یا گرفتاریهایی را پشت سر گذاشته است؟
قطعاً هر انسانی از دردهای خودش آگاه است و ما از درون دیگران بیخبر هستیم. به نظر من قضاوت دیگران در حالیکه خودمان در جایگاه آنها نیستیم کاری اشتباه و ضد ارزشی است. این رفتار از جهل سرچشمه میگیرد زیرا انسان دانا هرگز تلاش نمیکند دیگران را قضاوت کند.
در کنگره آموختم وقتی انگشت اشاره را به سمت دیگران میگیرم به یاد داشته باشم که سه انگشت دیگر به سمت خودم است. همچنین آموختم به دنبال دانایی عام باشم؛ یعنی علم زندگی و هنر درست زیستن. در کنگره گفته میشود بزرگترین دشمن انسان جهل و ناآگاهی خودش است و انسان جاهل میتواند مانند عقرب به خودش آسیب بزند.
قضاوت یعنی حکم دادن و جهالت یعنی ندانستن. ما آموختهایم که قضاوت دوطرفه است؛ یعنی وقتی دیگران را قضاوت میکنیم در حقیقت به آنها اجازه میدهیم درباره ما قضاوت کنند و این کار آرامش را از انسان سلب میکند. باید به یاد داشته باشیم که خداوند ناظر اعمال ماست و هر رفتاری پاسخی دارد. من آموختم کمتر قضاوت کنم و بیشتر عشق بورزم.
مهندس دژاکام میفرمایند: باد بکاریم طوفان برداشت میکنیم. گندم ز گندم بروید، جو ز جو؛ غیرممکن است گندم بکاریم و جو برداشت کنیم. همانطور که غیرممکن است دیگران را قضاوت کنیم و خودمان مورد قضاوت قرار نگیریم. در پایان امیدوارم با دوری از ضد ارزشها، بندهای صالح و عضوی مفید برای خانواده و جامعه باشم.
نویسنده: همسفر زهرا، راهنما همسفر فاطیما (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
121