English Version
This Site Is Available In English

قضاوت ناآگاهانه، دام جهالت

قضاوت ناآگاهانه، دام جهالت

اولین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر معراج، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» در روز چهارشنبه 17 تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، معراج هستم یک مسافر.

از دبیر و نگهبان محترم سپاسگزارم که اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. همچنین از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نیز تشکر می‌کنم.

در مورد دستور جلسه، این موضوع از دو بخش «قضاوت» و «جهالت» تشکیل شده است. اگر بخواهم درباره بخش دوم یعنی جهالت سخن بگویم، باید گفت که جهالت از جهل و ناآگاهی سرچشمه می‌گیرد. بخش نخست آن نیز به این موضوع اشاره دارد که فردی بخواهد درباره اتفاقی اظهارنظر کند و تصمیم بگیرد. معمولاً این نوع قضاوت‌ها منفی است و انسان درباره چیزهایی که از آنها بی‌اطلاع است، قضاوت می‌کند.

نوع دیگری از قضاوت، قضاوت درباره خود است؛ یعنی من نسبت به احساسات و عملکردهایی که در طول زمان داشته‌ام، خود را مورد قضاوت و داوری قرار دهم. من باید ابتدا به بخش دوم دستور جلسه بیندیشم و از خود بپرسم که آیا در مورد مسائل روزمره‌ام در کنگره و جامعه، به آگاهی کافی رسیده‌ام تا بتوانم درباره آنها قضاوت کنم؟ اگر در مورد همه ابعاد این مسائل اندیشیده باشم، بعدها می‌توانم در مورد مسائل دیگر نیز داوری نمایم.

درباره موضوعی می‌خواهم صحبت کنم که چند روزی است ذهن مرا به خود مشغول کرده است. ابتدا تردید داشتم درباره آن صحبت کنم یا نه اما وقتی قرار شد به عنوان استاد جلسه خدمت کنم، با خود گفتم شاید فلسفه این انتخاب، همین باشد که باید درباره این قضیه سخن بگویم.

در ابتدا، فرد دیگری به عنوان استاد جلسه مشخص شده بود. من در ذهن خود اندیشیدم که چرا کسی این انتخاب را با من در میان نگذاشته است. اما چند دقیقه بعد، به من پیام دادند که استاد جلسه خود من هستم و نفر قبلی نتوانسته است این خدمت را انجام دهد. وقتی به دستور جلسه دقت کردم، دریافتم که دقیقاً همان قضاوت ناآگاهانه برای من رخ داده است؛ من درباره چیزی که اطلاعی نداشتم، داوری کرده بودم.

کاری که کنگره با انسان‌ها انجام می‌دهد، این است که آدرس آنها را به خودشان نشان می‌دهد. کنگره به سرعت مرا با مسئله‌ای که دارم روبرو می‌سازد. این اتفاقات معمولاً در سفر اول بسیار پرتکرار است. من خود در سفر اول، دقیقاً این امر را تجربه کردم. من مسافر با هر آنتی‌ایکسی که وارد کنگره می‌شوم، سفرم را آغاز می‌کنم و راهنما پروتکلی برایم مشخص می‌کند. ناخودآگاه این فکر به ذهنم می‌رسد که شاید این دارویی که برای تو مشخص شده، کافی نباشد. ریشه این گونه افکار، معمولاً از اتاق‌های سیگار و معرکه‌گیری‌ها سرچشمه می‌گیرد.

جهالت از همین نقطه برای من آغاز می‌شود و من شروع می‌کنم به قضاوت کردن کار راهنما. دقیقاً در همین نقطه است که نیروی منفی کار خود را انجام می‌دهد و از جهالت من نهایت استفاده را می‌برد. من با اینکه هیچ اطلاعی از بدن خود و شرایطم ندارم، درباره کارها و دلسوزی‌هایی که راهنما برای من انجام می‌دهد، قضاوت می‌کنم.

بسیاری از افراد به دلیل همین قضاوت‌های نابجا، از محیط کنگره دور می‌شوند و ساختارهای منفی، انرژی آنها را می‌دزدد و کم‌کم آنها را از مسیر خارج می‌کند.

موضوع دیگری که اخیراً به آن رسیده‌ام و می‌خواهم بیان کنم، این است که از میان افرادی که به عنوان تازه‌وارد به کنگره می‌آیند، تنها کسانی شرایطشان تغییر می‌کند و رو به بهبود می‌رود که بیایند و بر روی این صندلی بنشینند. یعنی از ابتدای کارگاه حضور داشته باشند، سفر سیگار خود را منظم انجام دهند، جمعه‌ها در پارک حضور یابند و سی‌دی‌های خود را مرتب بنویسند. در این حالت است که راهنما دلش آرام می‌گیرد و مطمئن می‌شود که فرد دارد رهایی را برای خود رقم می‌زند.

من خود با اینکه سفر دومی هستم، این را تجربه کرده‌ام که به محض دور شدن از کارگاه یا محیط کنگره، احساس می‌کنم آن ساختار منفی قدرت بیشتری می‌گیرد.

از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .