جلسه سوم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر میثم با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» چهارشنبه 17 تیر 1405 ساعت 17 برگزار گردید.
سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر، خیلی خوشحال هستم که در این جایگاه حضور دارم و از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان عزیز تشکر میکنم.
من هم مثل هر موجودی که روزی زمین وجود دارد درگیر موضوع قضاوت هستم؛ اما این صفتی است که به مرور زمان برطرف خواهد شد. در تمام این سالها تلاش کردم تا راه خارج شدن از حسهای منفی و فشارهایی که ناشی از جهالت و قضاوت بود را پیدا کنم و از آن عبور نمایم.

وقتی تازه وارد کنگره شده بودم، چون که از دنیای خراب میآمدم ذهن بسیار آشفتهای داشتم و برایم سؤال بود که آیا کنگره شبیه به چیزی که میگویند میباشد یا خیر؟ چون که ندانسته وارد این جهان شده بودم این سؤالها برایم به وجود آمده بود. زمانی هم که در سفر اول بودم، خدمتگزارها را مورد قضاوت قرار میدادم درصورتیکه خدمتگزارها داشتند از بار شعبه کم میکردند، نه اینکه من آدم بدی باشم و بخواهم از قصد آسیب برسانم، من داشتم کار طبیعی خودم را انجام میدادم تا زمانی که من هم مثل آنها روزی در جایگاهی قرار بگیرم تا متوجه شوم، مثل بذری که در داخل خاک قرار گرفته و آرام آرام شکفته میشود، گاهی در مورد شخصی قضاوت میکردم و چند ماه بعد میدیدم که خودم دقیقاً دارم همان کار را انجام میدهم.
آموزشها باعث میشود که من دیگران را قضاوت نکنم و در درون خودم به دنبال آن ایراد بگردم و من متوجه شدم که هر چه ناخالصیام بیشتر باشد، بیشتر اذیت میشوم؛ اما ترس به من اجازه نمیداد که وارد این موضوعات بشوم تا خودم را اصلاح کنم و با عیب گذاشتن بر دیگران و قضاوت کردنشان، این ایرادها را نبینم؛ اما زمانی که متوجه ایرادهای خودم بشوم، به مرور زمان از تاریکی خارج میشوم.
من در گذشته خسارتهایی به بار آوردهام که به واسطه حضور در کنگره توانستم در 3 الی 4 سال آنها را جبران کنم که اگر میخواستم بیرون از کنگره این مشکلات را درمان کنم معلوم نبود چقدر طول میکشید و یا اصلاً آیا درست میشد یا خیر؟ وقتی که امروز در کنگره حضور دارم یعنی که هستی من را دیده است و قرار است از تاریکیها بیرون بیایم و این با گذشت زمان اتفاق میافتد.
تایپ: مسافر هومن
- تعداد بازدید از این مطلب :
65