English Version
This Site Is Available In English

حرکت؛ کلید رهایی از قضاوت

حرکت؛ کلید رهایی از قضاوت

جلسه دهم از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰، با استادی پهلوان محترم همسفر ابوالفضل و نگهبانی مسافر هومن و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» در روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
به دستور جلسه قضاوت فکر می‌کردم و با خودم می‌گفتم این موضوع چه ارتباطی با من دارد؟ اما ناگهان تلنگری به گذشته‌ام خوردم و متوجه شدم که اتفاقاً یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های من، قضاوت کردن دیگران بوده است.
در گذشته، چه در محیط کار و چه در زندگی روزمره، به‌راحتی دیگران را قضاوت می‌کردم؛ چه کارفرمایانی که نزد آن‌ها کار می‌کردم و چه افرادی که با من همکاری داشتند. قضاوت‌های من دو بُعد داشت؛ یکی در ظاهر و از طریق کلام، و دیگری در ذهن و به‌صورت پنهان.
در ابتدا، از این کار احساس رضایت می‌کردم. چند نفر دور هم جمع می‌شدیم، صحبت‌ها به غیبت و قضاوت دیگران کشیده می‌شد، عده‌ای می‌خندیدند و من تصور می‌کردم از این فضا انرژی می‌گیرم. اما به‌مرور زمان، نتیجه کاملاً برعکس شد.
کم‌کم دیدم دیگر کسی به من اعتماد ندارد. اگر اتفاق خوبی در زندگی یا کارش رخ می‌داد، تمایلی نداشت من از آن مطلع شوم. اطرافیان به‌تدریج از من فاصله گرفتند و مهم‌تر از همه، دیگر فرصتی برای پرداختن به خودم نداشتم. تمام انرژی و قدرت تفکرم صرف پرداختن به دیگران می‌شد و دیگر مجالی برای اندیشیدن به زندگی و اصلاح خودم باقی نمی‌ماند.
زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم قضاوت دیگر فقط یک رفتار نیست، بلکه به یکی از صفات من تبدیل شده است. انسان مالک چیزی جز صفات خود نیست و این صفت در وجود من ریشه دوانده بود.

آموزش‌های کنگره به من کمک کرد تا ابتدا قضاوت را از کلامم حذف کنم. هر زمان می‌دیدم جمعی در حال غیبت یا قضاوت هستند، از آن فضا فاصله می‌گرفتم؛ زیرا فهمیده بودم این موضوع انرژی مرا هدر می‌دهد.
اما هنوز در افکارم این مشکل وجود داشت. شاید در ظاهر چیزی نمی‌گفتم، اما در ذهنم همچنان دیگران را قضاوت می‌کردم؛ حتی گاهی این موضوع تا خواب‌هایم نیز ادامه پیدا می‌کرد.
تا اینکه لطف خداوند شامل حالم شد و در بازی بخشش و سپس در لژیون سردار قدم برداشتم. برای خودم هم عجیب بود که با ادامه این مسیر، احساس کردم این صفت به‌آرامی از وجودم فاصله می‌گیرد؛ تا جایی که حتی در ذهن و خواب نیز کمتر درگیر قضاوت دیگران می‌شدم.
در آن زمان بیش از پیش متوجه شدم که کنگره چه قدرت بزرگی در تغییر انسان دارد؛ البته به شرط آنکه خود انسان نیز حرکت کند و در مسیر آموزش‌ها قدم بردارد.
آموزش‌های کنگره تنها به گوش دادن سی‌دی‌ها، نوشتن و خدمت کردن محدود نمی‌شود. این‌ها پایه‌های اصلی هستند، اما گاهی لازم است در بازی‌هایی شرکت کنیم که شاید کمتر درباره آن‌ها صحبت شود، ولی آثار عمیقی در لایه‌های پنهان وجود انسان بر جای می‌گذارند.
راهنمای سفر اول من، همیشه می‌گفتند: باید راهنما شوید تا بعضی از مطالب را واقعاً درک کنید. آن زمان شاید مفهوم این جمله را به‌خوبی نمی‌فهمیدم، اما امروز تا حدی آن را لمس کرده‌ام. همین موضوع را در لژیون سردار نیز مشاهده می‌کنم؛ وقتی مشارکت دوستان را می‌شنوم، می‌بینم که چگونه بسیاری از صفات ناپسند به‌تدریج از وجودشان کمرنگ می‌شود.
روزی در نمایندگی اصفهان، یکی از دوستان تعریف می‌کرد که سه سال از مصرف مواد مخدر رها شده بود، اما هنوز موفق به رهایی از بند سیگار نشده بود. آقای بهروز، دستیار دیدبان محترم، به او پیشنهاد کرده بودند که عضو لژیون سردار شود. ایشان می‌گفتند پس از مدتی حضور و حرکت در این مسیر، توانستند از بند سیگار نیز رهایی پیدا کنند.
گاهی در کنگره از لایه‌های پنهان صحبت می‌شود؛ لایه‌هایی که شاید در ظاهر کمتر به آن‌ها پرداخته شود، اما زمانی که انسان وارد میدان عمل می‌شود و حرکت می‌کند، آرام‌آرام حقیقت آن‌ها را درک خواهد کرد.
امیدوارم بتوانم علاوه بر فراگیری آموزش‌های ظاهری کنگره، به‌گونه‌ای حرکت کنم که تغییر در لایه‌های پنهان وجودم نیز اتفاق بیفتد؛ چه در موضوع قضاوت و چه در هر صفت دیگری که مانع رشد و تعالی من است.
اگر امروز قضاوت در کلامم تا حد زیادی کاهش یافته، نتیجه آموزش‌های کنگره است؛ و اگر قضاوت در افکارم نیز کمرنگ‌تر شده، حاصل حرکت در مسیر خدمت، بخشش و حضور در جایگاه‌هایی مانند لژیون سردار است.
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .