English Version
This Site Is Available In English

قضاوت یعنی داوری کردن یا تحلیل رفتار و گفتار دیگران

قضاوت یعنی داوری کردن یا تحلیل رفتار و گفتار دیگران

سیزدهمین جلسه از دور دوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60، ویژه مسافران با استادی مسافر محترم حسین، نگهبانی مسافر  محترم محمدرضا و دبیری مسافر محترم محمدبا دستور جلسه: قضاوت و جهالت؛ روز چهارشنبه 17 تیرماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود

سخنان استاد
 

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، از گروه مرزبانی، ایجنت محترم آقا مرتضی تشکر می کنم که فرصت را به بنده دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم

راجب به دستور جلسه قضاوت و جهالت اگر بخواهم بگویم: قضاوت یعنی داوری کردن یا تحلیل رفتار و گفتار دیگران و جهالت هم ریشه در نادانی، نبود آگاهی و دانش دارد.
خداوند را شاکرم که با کنگره60 آشنا شدم، قبلا هرکسی این حرف را می زد من تعجب می کردم و می گفتم برای چی می گویند خدا را شکر می کنم؛ ولی هرچه که بیشتر زمان می گذرد و خدمت می کنی بیشتر متوجه این موضوع می شوی .


در مورد دستور جلسه تحقیق می کردم که برای چی هست به این نتیجه رسیدم که آقای مهندس تا کجاهارا دیده است که این دستور جلسات را انتخاب کرده است.
یک زمانی راهنمایم می گفت: که این دستور جلسات خیلی مهم است و این سری بود که واقعا به حرف ایشان رسیدم. تحقیقی که در مورد قضاوت و جهالت کردم، فهمیدم در نهایت منظور جناب مهندس این است که به حال خوب برسیم.


من با قضاوت کردن خیلی از روابطم را از دست دادم از جمله دوستان،آشناها،خواهر و برادر وغیره، اگر مشکلی بود بجای صحبت کردن و گوش دادن، فقط می شنیدم که جواب بدم؛ تا صحبت می کردند شروع می کردم به قضاوت کردن و می گفتم این حرف را می زنند تا من را مقصر جلوه بدهند، ترس می آمد به سراغم و می گفتم چطور جواب بدهم تا هم منیتم را بپوشانم و هم بگویم که من بالاتر از تو هستم  و وقتی عمیق فکر می کنیم می بینیم جناب مهندس همه این ها را می دیدند، به اهمیت این موضوعات پی برده بودند و می خواستند به حال خوب برسیم.


برای قضاوت کردن باید نادانی و جهالت باشد؛ چرا که اگر آگاهی باشد قضاوت نمی کنیم، شما یک کوه یخ را تصور کنید، ما 10 درصد آن را می بینیم و 90درصدش زیر آب است و اگر بخواهم قضاوت کنم قطعا از نادانی من است.
حالا چه کنیم که قضاوت نکنیم:
من یک زمانی فکر می کردم اصلا دیگران را قضاوت نمی کنم در صورتی که در هر لحظه هر کسی را می دیدم شروع به قضاوت کردن در ذهنم می کردم.
موضوع قضاوت کردن بر می گردد به پیشینه ما چون انسان های اولیه مجبور بودند که قضاوت کنند تا تشخیص بدهند موجودات اطراف شان شکار هستند یا شکارچی.
این موضوع نشان دهنده این است که قضاوت از گذشته در ذهن ما است و نمی توانیم از آن فرار کنیم.


برای اینکه بتوانیم قضاوت را در خودمان کاهش بدهیم باید  سعی کنیم اول شنونده خوبی باشیم و سریع شروع به تجزیه و تحلیل طرف مقابل مان نکنیم.
تا طرف مقابل لب باز می کند برای صحبت کردن، من قضاوت کردن را شروع می کنم یا وقتی یک دوستمان به ما زنگ می زند و اسمش روی گوشی ما می افتد؛ سریع شروع به قضاوت می کنیم، بدون اینکه حرف های او را بشنویم.


پس باید تمام سعی ام را بکنم تا شنونده خوبی باشم تا بتوانم به درک درستی از حرف های شخص مقابل برسم و وارد قضاوت دیگران نشوم.
در آخر باز هم خدای خودم را شاکر هستم، چون بعضی اوقات فکر می کنم اگر روزی هزار بار هم خدا را شکر کنم کم است. در کنگره60 هر چه جلوتر می روی بیشتر قدر آن را حس می کنی و متوجه می شوی خداوند چه نعمتی را به تو داده است.

انشاالله بتوانیم با خدمت کردن در کنگره60، شکر کردن را به شکل عملی به جا بیاوریم. از همه شما که به صحبت هایم گوش دادید، سپاس گزارم.

 


عکس: مسافر فرهاد
تایپ: مسافر فرامرز
تنظیم و بارگزاری: همسفر مرتضی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .