جلسه هشتم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما مسافر محمد، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه: «حرمت؛ چرا روابط کاری، مالی، خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» شنبه 6 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم مسافر
جای بسی خوشحالی است که امروز این فرصت نصیب بنده شد که در خدمت اعضای محترم نمایندگی رودکی باشم خدا را شاکرم که برای چندمین بار در این نمایندگی حاضر میشوم و در این جایگاه قرار میگیرم به واسطه اینکه بخش از اعضای خانواده من در این نمایندگی حضور دارند و در حال آموزش گرفتن هستندو به آرامش رسیدن خدا را شاکر هستم که این نمایندگی به عنوان یک خانه دوم و حسی که به این نمایندگی دارم گرچه کنگره شصت سرای من است .
در مورد دستورجلسه حرمت کنگره60 ؛چرا رابطه مالی و کاری و خانوادگی در کنگره 60 ممنوع میباشد .هر دستورجلسهای که انتخاب میشود به نظر من اگر این دستورجلسه من رو به تفکر واندارد که چرا این انتخاب شده و چرا روابط نباید باشد قاعدتا آب در هاون کوبیدن است دستور جلسات را خیلی حکمانه انتخاب میکنند و اهداف مهمی دارد برای اینکه من محمد را به سلامتی برساند چه سفر اول و چه در سفر دوم در هر جایگاهی که باشد بایست این موارد را رعایت کند حالا چرا این قانون شد به نظر بنده چون در کنگره بهای گزافی پرداخت شده است تا اینکه به شکل مدون و قانون درآمده است قربانی هایی داده در کنگره 60 برای کسانیکه از قوانی عدول کردند سرانجام و فرجام خوبی نداشتند.
اگر به صورت کلی نگاه کنیم دو قانون بیشتر نداریم یک قوانین ثابت الهی داریم و یک سری قوانین متغیر هستند که حکام وضع می کنند که همون مسئول یک اداره مسئول یک خانواده قوانینی وضع می کنند تا بتوانند آن مجموعه را بهتر اداره کنند و عدول از این قوانین الهی که همه ما مسافرینها آن را تجربه کرده ایم من محمد از این قوانین عدول کردهام از قوانین الهی و خروجی آن هم مشخص شد که گفته شده بود به خمر نزدیک نشو آنچه روی شخصیت تو و دید تو حجاب میکشد نزدیک نشو و من نزدیک شدم و عواقب آن را تجربه کردهام مگر قرار است از یک سوراخ چند بار گزیده شویم .
قوانینی که حکام و مسئولین وضع میکنند تقریباً شبیه همان است چرا میگوییم متغیر به فراخور شرایط این قوانین سال به سال تغییر میکند یک زمانی سیگار کشیدن در کنگره شخص نشانهای داشت که آن شخص سیستم خمر و یا همان سیستم ایکسش خوب کار میکند ولی در ادامه مهندس کاوش کردند و به این نتیجه رسیدند که سیگار کشیدن نه تنها یک ضد ارزش محسوب میشود بلکه چوب لای چرخ سیستم ایکس گذاشتن محسوب میشود اگر ما کنگره شصت را یک مرکب یا یک ماشین در نظر بگیریم قرار است ما را از یک مبدا به یک مقصد برساند حالا مبدا ممکن است از یک شهر به یک شهر دیگر باشد در هر صورت میتوان ربط داد به سفر کلی انسان و یک مسافر که از نقصان به سمت کمال میخواهد حرکت کندو بداند آنچه را که نمیداند
حالا این ماشین برای اینکه بهتر کار کند سازنده ی آن یک سری قوانین برای آن تدوین کرده است که کی باید روغن آن تعویض شود و سر پیچ ها با چه سرعتی حرکت کند و این قوانین رو گذاشته است که من از این مرکب به درستی استفاده کنم و کنگره ی شصت که صاحب آن آقای مهندس می باشند هم به همین صورت هست من کسی رو پیدا نکردم که از آقای مهندس مرا بیشتر دوست داشته باشد و تمام عمرش را وقف کندو تلاش و تکاپو کند و این همه رنج را تحمل کند برای اینکه محبت رو به من آموزش دهد و من را به تعادل برساند ما می گوییم درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان است و برای رسیدن به تعادل باید این قوانین را رعایت کرد .
می گویند:بر همه ی مسئولین واجب است که از وقوع این اعمال جلوگیری کند ،و راهنما و نگهبان همه ی اینها مسئول هستند .
کسی نباید چوب لای چرخی کند که حامل 150 نفر مسافر است .کسی نباید چوب راه چرخی کند که قرار است سلامت یک خانواده تا مین شود،این مسئولیت خیلی بزرگی است مراقبت از این مکتب که قرار است ما رو به مقصد برساند دستور جلسه دستور جلسه ی بسیار مهمی است هرانچه که کنگره شصت به دست آورده است خروجی آن همه زیر چتر رعایت کردن حرمت ها بوده است .وجه اشتراک دو سفر اولی وقتی که وارد کنگره می شوند به جز مصرف مواد چه می تواند باشد، وجه اشتراک دیگری ندارند من خودم در کنگره 60 به این گونه هستم فقط سلام و علیک تمام ، من حتی با یکی از برادر هم لژیونی هایم در تماس نیستم من مرزبان و راهنمایی را تجربه نمودم و با هیچکس در تماس نیستم این رو از بزرگانم آموخته ام بزرگانی که چراغ راه ما هستند مثل آقای حکیم آقای خدامی و خود مهندس، آنهایی که از فرم خارج شده و به محتوای کنگره پی برده اند .
کنگره یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد و یک فرم و یک محتوا دارد نباید این را معامله کرد آنهایی که معامله می کنند در ظاهر کنگره گرفتار شدند و به محتوا پی نبردند آنهایی که عدول از قوانین می کنند و دیوان محبتشان خیلی بی مقدار است گذشته خودشان و درد و رنجی که کشیدند را فراموش کردند .
سی دی حقه ها را همه گوش کرده ایم بزرگترین حقه فراموشی است.
انسان از عصیان می آید گاهی اوقات همین شال راهنمایی و یا ایجنت برای من محمد یک حجاب میشود احساس میکنم وقتی که در این جایگاه قرار گرفتم میتوانم که فلان کار رو انجام دهد و این حق رو در خود میبینم و در ظاهر نگاه میکنم که خب من برای این زحمت کشیدم حالا اگر فلانی این کار رو برای من انجام دهد مگر چه اتفاقی میافتد خیلی اتفاقها میافتد.
ما دوتا مقولهی خیلی مهم داریم یک اختیار و دو اشتباه ما یکسری چیزها رو اختیار میکنیم یا برمیگزینیم که خیری را به ما برساند ، واژهی اشتباه که ریشهی آن در شبه، شباهت یا متشابه است مهندس در سی دی قدیمی خود که در مورد قضاوت بحث میکند، میگویند که در شب سیاه روی سنگ سیاه مورچهی سیاه راه رفتن است همان قضاوت کردن و تشخیص دادن است خیلی از مسائل است که اشتباه است خیلی وقت ها من محمد فکر می کنم که درست است شبیه درست است مثلاً من می خواهم کتانی بخرم در فروشگاه می گردم و می گویم به فروشنده که مثلاً مبارک آدیداس می خواهم می گوید کتانی که آن بالا هست بهتر از آن است و از دبی آمده است.
هیچ عمل ضدارزشی اتفاق نمی افتد مگر اینکه لباس تقوا بپوشد یک جایی می گذارد و یک طوری معرفی می کندکه شبیه اصل است ولی من بهای اصل را پرداخت میکنم و همیشه هشتمان گروی نه مان است آنچه را که من اختیار کردم شبیه درست است شبیه رفیق است شبیه خدمتگذار است و من با خدمتی که انجام میدهم به خودم اجازهی بعضی از کارها را میدهم که فکر میکنم که درست است دچار دو بینی شدهام. دورهی مصرفمان را به خاطر بیاوریم چقدر رفیقهایمان واقعاً رفیق بودن همه شبیه رفیق بودند .چیزهایی که ما در کنگره میبینیم شبیهاش را هیچ جا نمیتوانیم ببینیم در هیچ متونی در هیچ کتابی پیدا نخواهد شد من از سر کنجکاوی بسیار گشتم و مطالعه کردم ولی چیزی پیدا نکردم.
و نتیجه در قالب خروجی مشخص میشود در قالب کلام و ظاهر خوب مشخص نمیشود همه ما خوب صحبت میکنیم ظاهر خیلی خوبی داریم ولی در عمل مشخص میشود و این خروجی است که ما را در آخر به نتیجه میرساند و در آخر بخواهم نتیجهگیری کنم اینکه دریچه فهم به روی کسانی باز میشود که حرمت کنگره 60 را رعایت کرده باشند و تشخیص برای کسانی واضح میشود که حرمت را رعایت میکنند وگرنه همیشه دور خودشان میچرخند و در این شرایط ما انرژی میگذاریم و حرکت میکنیم ولی مسافتی طی نمیشود و اینجاست که فرد دور خودش میچرخد و آن در صورتی اتفاق میافتد که قوانین کنگره شهر رعایت نشود و انشالله این دستور جلسه بتواند من را به تفکر آورد که خدا چه لطف بزرگی در حق من کرده است و از این مرکب در هر جایگاهی هستم مراقبت کنم تا بتوانم سرنوشت خانواده و دردمندان را به خوبی رقم بزنم و به سلامت برسانم از اینکه به صحبت های من گوش کردید ممنونم.
%20(1).jpg)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل
- تعداد بازدید از این مطلب :
63