با سلام و احترام خدمت همه مسافران و همسفران، بسیار خرسندیم که امروز در خدمت اسیستانت دیدهبان محترم مسافر امیرحسین ساسانی هستیم، توجه شما را به این گفتگو جلب مینماییم؛ تشکر از نگاه ارزشمند شما
.png)
آقای ساسانی از شما تشکر میکنیم که برای این گفتگو زمانی را اختیارمان قرار دادید؛ خواهش میکنم خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید؟
سلام دوستان امیرحسین هستم یک مسافر. آنتیایکس مصرفی تریاک، نام راهنما آقای اصغر منصوری، رشته ورزشی والیبال، رهایی ۱۳ سال.
طبق تجربه توصیه شما برای همسفران چی هست؟
اول از همه باید بدونیم که همسفر برا خودش میاد و برای کسی نمیاد؛ مسافران در ابتدا وقتی وارد کنگره شدن برای مواد نکشیدن اومدن و به بهانه اعتیاد وارد کنگره شدن ولی بعد از ورود به کنگره فهمیدیم موضوع مواد مخدر نیست و انسان وقتی بخواهد خوب بشود باید درونش تغییر کند و وارد دنیای تازهای شود .همسفر وقتی میاد فکر میکند میخواهد مسافرش را نجات بده ولی هرکسی در اصل برای خودش به کنگره میاد و سفر میکند و خیلی جالبه که قدیما میگفتند هر کسی را توی قبر خودش میزارند و اگر امروزیش را بگیم آقای مهندس میفرمایند تنها آمدن و تنها رفتن، انسانها درسته در کنار هم در جمع زندگی میکنند ولی انسانها تنها میان و تنها میرن، پدر با پسر، مادر با فرزند، همسر با همسر، هر کس مسئول کار خودش هست و درسته ما جمعی به هم کمک میکنیم و محبت هست بینمون ولی واقعیت اینکه ما جز برا خودمان برا هیچکسی هیچکاری نمیتونیم انجام بدیم نه تغییر ایجاد کنیم نه کاری انجام بدیم، اینکه ما امیدوار باشیم به دیگران مسئلهی خوبی است ولی من بعضیها را دیدم که اصرارشان باعث شده مسافرشان سفر را رها کند ولی در کنگره به همسفران یاد میدن که مسافر، راهنمای مسافر، آمدن و رفتن مسافر و... کاری به همسفر ندارد و همسفر باید به خودش بپردازه و اگر همسفر به خودش بپردازه اونوقت آرامش و آگاهی را میگیره و به مسافر نیز القا میکند در اصل شما مداخله نمیکنی چون خداوند به انسان اختیار داده و هر انسانی مهمترین فاکتور در هستی براش اختیارش است .من خیلی وقتها میبینم یک نفر داره مواد مصرف میکنه اگر زودتر از وقت به سراغش بروی و اصرار کنی که به کنگره بیاد شاید فرد مصرف کننده میخواسته بیاید و درمان بشود ولی با اصرار افراد لجباز میشود و روند ورود به کنگره به تاخیر میافتد و در کنگره به همسفران میگویند شما مسافر را رها کن چون اول خداوند است و بعد هم کنگره۶۰. ما انسانها فکر میکنیم ما کسی یا چیزی را خلق میکنیم در حالی که خالق کس دیگری است و افراد نمیتوانند در کار بندهایی دخالت کنند و اخیرا آقای مهندس در سیدیهای جبر و اختیار میفرمایند هر کسی یه تقدیری داره یه خواست داره یه فرمان هم هست و همسفران میخوان بیان و همه اینها را بزارند کنار و بگویند همه کارها را من دست میگیرم .در کل میخواهم بگویم همسفران، مسافر را رها کنند و به درمان خود برسند .
قضاوت کردن در سفر دوم ما بین مسافر و خانواده چه تاثیری میتواند داشته باشد؟
تاثیرش جنگ و دعوای دائمی است. ببین انسانها وقتی میرن سراغ عیب دیگران یعنی عیب خودشون را قبول ندارند و برطرف نمیکنند و اون مشکل ادامهدار میمونه و اون مشکل دائم تکرار میشه و فرقی نداره قضاوت در سفر اول و دوم یک عکسالعمل داره اونم تخریب است.
قضاوت نابهجا چه تاثیری در حس ما دارد؟
ببین در اصل حسها خرابه که قضاوت نابهجا میشه این نیست که ما بگوییم قضاوت اشتباه بکنیم حس ما خراب میشه و قطعا اینها مثل لایه روی هم قرار میگیره، حس خراب میاد قضاوت اشتباه میکنه و اون قضاوت هست که حس را بیشتر خراب میکنه .وقتی تشخیص غلطه، قضاوت غلطه یعنی اطلاعات غلط بهش رسیده این برای خود من هم پیش آمده که که کسی را قضاوت کردم و بعد متوجه شدم چقدر اشتباه کردم و حالم به شدت بد شده و وقتی طرف را میدیدم شرمنده میشدم و با خود میگفتم این چه اشتباهی بود که من کردم. وقتی دیگران را قضاوت نکنیم، قضاوت دیگران را هم متوجه نمیشویم. بعضی اوقات میبینیم مکانهایی برایمان سنگین است دلیل آن این است که آن افراد که در آنجا حضور دارند ما را قضاوت میکنند در حالی که ما قبلا آنها را قضاوت کردیم و این سنگینی آن فضا را ما حس میکنیم .
قضاوت و لژیون سردار ؟
قضاوت در همه جا هست؛ اگر کسی در قضاوت کردن با ترس بگوید (آیا فردا رزق و روزی من میرسد؟ ، فردا مشکلی پیش نیاید؟)اینها یک مدل قضاوت است و مدل دیگر به این ترتیب است که خدا تو را تا الان رسونده بقیهاش را هم میرسونه و دل قرص و قدرتمند هر کاری بخواد انجام میده. اون وقت که بترسی، حِست آلوده باشد و نگران باشی قضاوت غلط میکنی و بعد نتیجهاش هم غلطه و همش اون وظیفهایی که داری انجام نمیدی و جرئت نمیکنی وارد پیشرفت بالایی بشی ولی اگر انسان بتونه به مادیات غلبه پیدا بکنه همینجور که در وادی یازدهم هم میگوید اگر ما به مادیات غلبه پیدا کردیم نیمی از نیروی مقابله با اهریمن را پیدا کردیم ولی اگر مادیات بد ما غلبه پیدا بکنه قطعا شکست میخوریم؛ اونیکه میاد به مادیات غلبه پیدا میکنه تشخیصاش درست میشود و امید است که بتونه بقیه مسائلش هم حل شود ولی اونیکه اینجوری شکست میخوره و مادیات بهش غلبه پیدا میکند و اون قضاوت اشتباه کرده و چی بدتر از اینکه انسان به نیروهای منفی ببازد .انسان اگر دانایی لازم را داشته باشه که خداوند تا الان من را حمایت کرده از این به بعد هم میکنه و ذهنمان درگیر حساب بانکی و صفرهای داخلش نباشد بلکه ذهنمان درگیر یک منبع بزرگتر و اعتماد و ایمانمان به خداوند بیشتر باشه اینها همه قضاوتهایی ماست که بستگی به تزکیه و پالایشی که کردیم داره. و لژیون سردار بستری است که افراد اتفاقهای خوبی برا خودشون رقم بزنند و به این اندیشه برسند که همه چیز اونجوری که ما فکر میکنیم نیست و جور دیگهایی دنیا براشون نمایش داده میشود. من خودم شخصا در کنگره هر چی دارم از لژیون دارم، حالا لژیون را از کجا دارم؟ از قانون ۱۱ دارم؛ من موقعی که اومدم کنگره و قانون ۱۱ را حمایت کردم اتفاقا احساس خوبی برام ایجاد شد و بعد دائم این را تکرار کردم و سعی کردم بیشترش کنم و تجربه بیشتری در آن قرار بدهم و نقطه تحمل آن را افزایش دادم و بعد دیدم این مالی که بخشیدم بهانهایی برای غلبه بر مادیات است و ایمانمان محک میخورد و عقل و محبتمان همه با هم در بوته آزمایش قرار میگیرد و این که بگیم ما ایمان آوردیم تموم نمیشه و باید امتحان بشی و اینها امتحانهای عملی آن است پس ما اگر قضاوت درست انجام بدیم آرام آرام در مسیر قرار میگیریم و به همهی اون چیزهایی که میخوایم میرسیم اگر هم قضاوت اشتباه بکنیم مانعی بر سر راه میشیم و جلوی حرکتمان گرفته میشود و یک مرتبه هم باید از این دنیا و مال و اموال دل بکنی و بروی. مثلا پول هست، امکانات هست ولی نمیتونیم استفاده کنیم ولی این خدمت مالی کمک میکنه که ما این کار را آرام آرام یاد بگیریم و از منابعمون استفاده ببریم و بگذاریم بقیه هم استفاده کنند. نتیجه این شد که همهی اینها ما را آماده میکنه از مراحلی که جلو راه است یکی یکی رد بشیم و به جایگاه والایی برسیم .
مصاحبه کننده: همسفر مهدی لژیون سوم
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
98