جلسه چهاردهم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بیرجند به استادی راهنمای تازهواردین همسفر محبوبه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» روز سهشنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه و راهنمای خوبم سپاسگزارم که فرصت دادند تا دوباره در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. قضاوت به معنای داوری و حکم کردن است و از ریشه قضا در ادبیات عرب، گرفته شده است. قضاوت به خودی خود ضدارزش نیست؛ چرا که خداوند هنگام خلقت انسان، ویژگی خاصی به او بخشید که سایر موجودات فاقد آن هستند و آن قدرت اختیار است. انسان با این قدرت اختیار، سرنوشت خود را به دست گرفت تا راه را از چاه تشخیص دهد و موجودی صاحب اراده باشد. در کنار اختیار، قدرت قضاوت نیز به انسان داده شد. ما در لحظهلحظه زندگی بر سر دوراهیهای مختلف قرار میگیریم، دوراهی فسق و فجور در برابر تقوا و نیکی که انسان با قدرت اختیار خود یکی را برمیگزیند. نکته ظریف اینجاست که خداوند گنج را در بیغولهها قرار میدهد؛ یعنی انسان با قدم گذاشتن در مسیر به ظاهر گلستان، ممکن است به خارستان و کویر برسد و برعکس با تحمل سختیها در خارستان، به گلستان نهایی برسد.
منظور از این قدرت قضاوت، در واقع ابزاری برای هدایت مسیر خودمان است. برای مثال، اگر من در طول سالیان متمادی در مسیر صراطمستقیم حرکت کنم و با پساندازی که از راه حلال به دست آوردهام خانهای بخرم، نتیجه آن این است که در طول عمر خود؛ حتی نسلهای بعد از خودم، از برکت این خانه بهرهمند میشویم؛ اما اگر مسیر کوتاهتر و ضدارزشی؛ مانند قاچاق یا رشوهخواری را انتخاب کنم تا به سرعت به مسکن برسم و عاقبتش برای همه روشن است. در این دنیا و در جهان آخرت، چیزی جز ندامت و دوزخ نصیب نخواهد شد. این نشان میدهد که انسان از همان ابتدا برای قضاوت کردن مسیر زندگی خود آفریده شده است. این قضاوت در واقع بخشی از فطرت اوست تا میان راه درست و نادرست تمایز قائل شود؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که من از حوزه زندگی خودم خارج شده و وارد قلمرو دیگران میشوم. وقتی نسبت به امور دیگران قضاوت میکنم، دچار ظن، گمان بد، تجسس و سرزنش آنها میشوم و حکم صادر میکنم یا به غیبت میپردازم، دقیقاً در اینجا است که جهالت وارد صحنه میشود. جهالت؛ یعنی نادانی و فقدان آگاهی؛ یعنی من از روی بیخبری کارهایی انجام میدهم که عاقبت آن را نمیدانم و نیز بابت این رفتارها، چه بهای سنگینی در آینده باید بپردازم. قضاوت درباره دیگران نیز دقیقاً نوعی جهل به عواقب کار است. همانطور که استاد امین میفرمایند: «زمانی که شما نسبت به شخصی قضاوتی میکنید دقیقاً؛ مانند این است که موشکهایی به سرزمین وجودی او پرتاب کرده باشید.» من با این قضاوتهای نابهجا، آغازگر جنگی میشوم که اولین متضرر آن، خود من هستم. با این عمل، انرژی و نیروی خودم را نابود و هدر میدهم و مهمتر از همه بصیرتی را که باید از آن برای تشخیص معایب خودم استفاده کنم، کور میکنم. به همین دلیل است که استاد امین در سیدی قضاوت میفرمایند: «انسانی که یاد نگیرد کجا قضاوت کند، کجا نکند و چگونه قضاوت کند، قطعاً در مسیر تکاملی خود متوقف میشود یا حرکتش رو به عقب خواهد بود.»
برای درک بهتر این موضوع، تصور کنید بارها وارد فضایی شدهاید که حس بدی از آن دریافت کردهاید و دلتان خواسته زودتر خارج شوید. این فضاها دقیقاً همان جاهایی هستند که افراد همیشه یکدیگر را قضاوت میکنند. صحنه جنگی در صور پنهان آنها که مدام به سمت هم موشک پرتاب میکنند؛ بنابراین، ما باید بدانیم که قضاوت جایگاه دارد. به عنوان مثال، یک راهنما میتواند رهجوی خود را مورد قضاوت قرار دهد، نه از سر بدخواهی؛ بلکه برای درک بهتر مسیر سفر او و تشخیص اینکه آیا عمل انجام شده، سالم است یا خیر. کنگره۶۰؛ را مانند یک باغ سرسبز و دلنشین تصور کنید که هر کدام از جایگاههای خدمتی و خدمتگزاران آن همچون درختی در این باغ هستند. هر کدام از این جایگاهها؛ مانند درختی در این باغ هستند که میوهای خاص دارند. ما همواره مشتاقیم که در این باغ باشیم و از میوههای آن بهره کافی ببریم؛ اما برای اینکه کنگره را به چنین فضای مقدسی تبدیل کنیم، تنها آباد کردن کافی نیست؛ بلکه حفظ و نگهداری آن، که شاید بسیار دشوارتر از آباد کردن باشد، اهمیت حیاتی دارد. تصور کنید من شروع به قضاوت کردن یکی از خدمتگزاران، راهنما، مرزبان یا ایجنت میکنم و در برابر دیگران از او بد میگویم. من با این کار؛ شاید برای مدتی آن فرد یا آن جایگاه را تخریب کنم و فضا را گلآلود سازم؛ اما فراموش نمیکنم که با این کار، چه بلایی سر یک سفر اولی میآورم؛ همان فرد تازهواردی که حال دل خود را به حال آن راهنما یا مرزبان گره زده و از او انرژی میگیرد. من با قضاوت خود، آن فرد را دچار تردید میکنم و با گلآلود کردن این آب، مسیر رشد او را دشوار میسازم.
در نهایت، این اعمال به خود من بازمیگردد. قضاوت کردن بیجا، درست؛ مانند این است که پای آن درختان نفت بریزم و با یک کبریت، کل باغ را به آتش بکشم؛ پس باید مراقب باشم که با عملی مثل قضاوت، تمام حال خوب و برکتی را که از این مکان دارم، از بین نبرم. اگر من فردی دانشمند و آگاه باشم، میدانم که هرگاه وارد حوزه قضاوت دیگران شوم، در واقع از خودم غافل شدهام. به گفته استاد امین، انسان نادان کسی است که با جنگیدن با دیگران و به دلیل ناتوانی در مواجهه با نقاط ضعف خودش، تمام مسئولیتها را به گردن دیگران میاندازد و از قضاوت کردن، برای کسب انرژی کاذب استفاده میکند. من میدانم که تنها در صلح و آرامش است که میتوانم سازنده باشم؛ پس با تمرکز بر آنچه به من مربوط است، مثبتاندیش بودن و ارتقای سطح دانایی خود در سایه آموزشهای کنگره، تلاش میکنم تا از شر رفتارهایی که حتی نمیدانم چه بهای سنگینی برای من خواهند داشت، رها شوم.
بازدید از دفاتر خدمتگزاران توسط ایجنت همسفر زهره

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر علی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس خبری: همسفر صغری رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
82