English Version
This Site Is Available In English

قضاوت فرزند جهالت

قضاوت فرزند جهالت

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر قرار بود حقیقت انسان‌ها را تنها از روی یک نگاه، یک رفتار یا یک اشتباه بشناسیم، پس چرا خداوند برای همه ما فرصت زندگی، آموزش و تغییر قرار داده است؟ روزی که وارد کنگره۶۰ شدم، تصور می‌کردم آدم‌ها را خوب می‌شناسم، رفتارهایشان را می‌دیدم، برایشان دلیل می‌تراشیدم و بی‌آنکه بدانم چه رنج‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند، در ذهنم حکم صادر می‌کردم. گمان می‌کردم آنچه می‌بینم، تمام حقیقت آن‌ها است؛ اما هرچه بیشتر آموزش دیدم، بیشتر فهمیدم که قضاوت، فرزند جهالت است؛ جهالتی که از ندیدن، ندانستن و شتاب‌زدگی متولد می‌شود. کم‌کم دریافتم هر انسانی کتابی است که تنها چند صفحه از آن را دیده‌ام. ما اغلب پایان داستان دیگران را از روی یک فصل کوتاه قضاوت می‌کنیم، در حالی‌ که خداوند تمام کتاب را می‌بیند و به همین دلیل، به همه فرصت رشد و تغییر می‌دهد.

وادی هشتم به من آموخت که با حرکت، راه نمایان می‌شود. تا زمانی که خودم در مسیر آموزش و تغییر قدم نگذاشته بودم، گمان می‌کردم حقیقت را می‌بینم؛ اما با هر قدم، پرده‌ای از مقابلم کنار رفت و فهمیدم هیچ انسانی را نمی‌توان از روی یک لحظه از زندگی‌اش شناخت. هر انسان، داستانی دارد که شاید هیچ‌گاه آن را نشنیده باشم. وادی دوازدهم درس دیگری به من آموخت؛ در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود. آموختم حقیقت، مانند میوه‌ای است که برای رسیدن به زمان نیاز دارد. بسیاری از قضاوت‌هایی که با عجله انجام داده بودم، با گذشت زمان رنگ باختند و جای خود را به درک، تأمل و گاه شرمندگی دادند. امروز هرگاه ذهنم می‌خواهد درباره کسی حکمی صادر کند، به خودم یادآوری می‌کنم که هنوز پایان این داستان را ندیده‌ام.

وادی نهم نگاهم را عمیق‌تر کرد، فهمیدم بسیاری از قضاوت‌ها از پایین بودن نقطه تحمل من سرچشمه می‌گیرند. وقتی ظرفیت وجودم کوچک باشد، کوچک‌ترین رفتار دیگران مرا آشفته می‌کند؛ اما هرچه نقطه تحملم بیشتر می‌شود، نیازم به قضاوت کمتر می‌شود. آن‌وقت، به جای آنکه بپرسم: «چرا این‌گونه رفتار کرد؟» از خودم می‌پرسم: «من از شرایط او چه می‌دانم؟» اما آموزش‌ها به همین‌جا ختم نشد، روزی متوجه شدم سخت‌ترین قضاوت‌ها، گاهی نه درباره دیگران، بلکه درباره خودم است. بارها خودم را به خاطر اشتباهات گذشته محکوم کرده بودم و گمان می‌کردم بعضی خطاها هرگز قابل جبران نیستند؛ در حالی که کنگره۶۰ به من آموخت همان خدایی که برای دیگران فرصت بازگشت قرار داده است، برای من نیز راه بازگشت را نبسته است.

در مسیر درمان، بارها شاهد بودم انسان‌هایی که روزی همه از آن‌ها ناامید شده بودند، با آموزش، حرکت و استمرار، به انسان‌هایی تبدیل شدند که امروز چراغ راه دیگران هستند. اگر قرار بود گذشته، سرنوشت امروز آن‌ها را تعیین کند، هرگز چنین تغییری رخ نمی‌داد. این تجربه به من آموخت که هیچ انسانی را نباید در گذشته‌اش زندانی کرد؛ زیرا انسان موجودی است که اگر آموزش بگیرد و حرکت کند، می‌تواند هر روز دوباره متولد شود، هرچه بیشتر به اطرافم نگاه می‌کنم، بیشتر می‌بینم که هر انسانی درگیر نبردی است که شاید هیچ نشانی از آن بر چهره‌اش نباشد. یکی با ترس‌هایش می‌جنگد، دیگری با اندوه، یکی با بیماری، دیگری با اعتیاد، و انسانی دیگر با غرور، خشم یا ناامیدی. وقتی این حقیقت را می‌بینم، دلم به جای قضاوت، سرشار از همدلی می‌شود؛ زیرا می‌دانم اگر من نیز تمام شرایط او را تجربه کرده بودم، شاید همان انتخاب‌ها را انجام می‌دادم.

و سرانجام، وادی چهاردهم تمام آموزش‌ها را کامل کرد. عشق، یعنی انسان‌ها را فراتر از خطاهایشان دیدن. عشق، یعنی باور داشته باشم همان‌گونه که خداوند برای من فرصت بازگشت، رشد و جبران قرار داده است، دیگران نیز شایسته همین فرصت هستند. عشق، نگاه انسان را از عیب‌های دیگران برمی‌دارد و به اصلاح خویشتن معطوف می‌کند. آموخته‌ام که دانایی، انسان را آرام می‌کند. انسانی که به آرامش رسیده باشد، نیازی ندارد خود را با کوچک شمردن دیگران بزرگ جلوه دهد. او می‌داند هرکس به اندازه آموزش، تجربه، آگاهی و ظرفیتش عمل می‌کند. بنابراین، به جای آنکه دیگران را محکوم کند، برایشان آرزوی آگاهی و رهایی می‌کند.

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر هر کدام از ما فقط یک روز تصمیم بگیریم به جای قضاوت کردن، بیشتر گوش بدهیم؛ به جای برچسب زدن، بیشتر درک کنیم؛ و به جای سرزنش کردن، بیشتر محبت کنیم، شاید دنیا همان روز اندکی زیباتر شود. بسیاری از فاصله‌هایی که میان انسان‌ها ایجاد می‌شود، نه از تفاوت‌ها، بلکه از قضاوت‌هایی سرچشمه می‌گیرد که پیش از شناخت، میان دل‌ها دیوار می‌کشند.

نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر سمیه
رابط خبری: راهنمای تازه واردین همسفر بتول
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .