یکی از کلیدیترین مفاهیم در مسیر درمان و رهایی ما، موضوع «جهالت و قضاوت» است. اگر کمی به گذشته بنگریم، میبینیم ریشه بسیاری از تخریبها، درگیریهای ذهنی و حتی سقوط ما در اعتیاد، از همین «جهالت» نشأت میگرفت.
قضاوت کاملا الهی بوده و خواست خداوند است. تنها خداوند است که میتواند قضاوت نماید؛ چراکه خالق موجودات است و بر آنها احاطه دارد. خداوند تنها به برخی از پیامبران خود، آنهم در شرایط خاص اجازه قضاوت داده است. به فردی که قضاوت میکند، قاضی گفته میشود. قاضی برای قضاوت خود دلیل و مدرک دارد. او شرایطی را گذرانده و تجربه این کار را دارد، همچنین برای کار خود دانش و آگاهیهایی را پشت سر گذاشته است و در کل علم قضاوت را آموخته است.
۲۴ بار از کلمه جهل در قرآن کریم استفاده شده است، جهل دو بعد دارد، یک مرتبه جهل در برابر علم و در مرتبه بعد، جهل در برابر عقل، یعنی شخص خودش را به جهالت بزند و به علم خود عمل نکند.
در سی دی قضاوت آقای مهندس میفرمایند، کسی که به مرحله قضاوت میرسد باید از قبل آگاهی و اطلاعات داشته باشد تا بتواند قضاوت کند. قضاوت، آموزش و علم میخواهد. جهالت به پیشینه نیاز ندارد و جهل که میوه آن حرص و خودخواهی است، باعث جهالت میشود.
منیت، نتیجه جهالت است و شخص در این حالت ناآگاه است؛ کسی که بدون آموزش، حرفی را قبول و قضاوت میکند دارای جهالت است.
قضاوت نادرست از جهالت میآيد. من اگر دوربينم را روی خود زوم كنم، درمورد دیگران قضاوت نخواهم كرد. قضاوت كردن باعث بهوجود آمدن، بسیاری از مشكلات برای خود شخص میشود. مثلث جهالت شامل حسهای منفی است. برای اینکه به دانایی نزدیک شویم، باید مثلث جهالت را حل کنیم و از آن عبور کنیم. شرط گذر کردن از آنها این است که دانش لازم را داشته باشیم. باید متوجه باشیم، ترس، منیت و ناامیدی چه هستند، چه خاصیتی دارند و به چه صورت اثر میکنند.
حسهای منفی، مانند امواجی هستند که زمان کوتاهی دارند، اما دامنه تخریب آنها بسیار است. این خاصیتی است که اگر ما آن را بشناسیم، میتوانیم با آن روبهرو شویم. مهمترین عامل برای حرکت، حس است و مانند حس انجام کاری یا حس رفتن به مکانی است. احساس در انسان زمانی بهوجود میآید، که انرژی درون انسان جابهجا شود. زمانیکه انرژی خودمان را به یک نفر انتقال میدهیم، یعنی به او محبت میکنیم و در آن صورت در آن شخص احساس آرامش و دوست داشتن بهوجود میآید؛ اما اگر انرژی از راه نادرست به دست بیاید، مانند آبهای زاید و فاضلابی است که ما وارد استخر وجودی خودمان میکنیم. اگر درون استخر وجودی ما شفاف و زلال باشد، یک ذره ناخالصی هم که در آن باشد، سریع تشخیص میدهیم؛ زیرا استخر وجودی خودمان را آنقدر پالایش و تزکیه کردهایم و آنقدر شفاف و زلال شده که میتوانیم کوچکترین ناخالصی که در انسانهای دیگر وجود دارد را هم تشخیص دهیم و به این حالت قوی شدن حس میگویند. ما در ذهن خود یعنی فضایی که تصویرسازی میکنیم، یک تقویتکننده داریم. کار تقویتکننده این است که یک موج ضعیف را میگیرد و به آن انرژی میدهد و از آن یک موج قوی بهوجود میآورد. ذهن جایی است که در آنجا انرژیها تقسیم میشود. وقتی ما یکساعت درباره کسی غیبت میکنیم، این کار از ما انرژی میگیرد و ذهن ما هم کارش این است که ذرهبین خود را روی نقاط ضعیف افراد میگذارد و آنها را بزرگ میکند. در حالی که تمام انرژی ما باید صرف پیداکردن نقاط ضعف خودمان، عمل سالم و خدمت به دیگران شود و صرف قضاوت در مورد دیگران و بزرگنمایی اشکالات دیگران نشود. انرژی در کائنات بدون هیچ چشمداشتی در اختیار ما گذاشته شد، تا باعث آگاهی و دانایی ما شود، درحالی که ما آن انرژی را صرف امواج منفی میکنیم. اگر نتوانیم حریف این امواج شویم باید زمانی که سراغمان آمد از دست آنها فرار کنیم و یا جاخالی دهیم. به این معنی که قضاوت و قیاس نکنیم.
ترس، ناامیدی و کارهای ضدارزشی ابزارهای نفس اماره هستند. ما نمیتوانیم بر آنها غلبه کنیم مگر مهارت و شناختی عمیقتر از آنها داشته باشیم. هرکدام از این امواج با هم تفاوت دارند و روشهایی که باید با آنها روبهرو شویم نیز با هم متفاوت هستند و ما باید این مهارت را پیدا کنیم. بهطورمثال هر زمان دچار خشم شدیم، آن موضوع که باعث خشم ما شده است را رها کنیم و از کنار آن بگذریم. در برابر امواج خشم، اول باید چیزی را ببخشیم تا بتوانیم آن را رها کنیم و همهچیز به سمت آرامش حرکت کند، اما در برابر امواج ترس باید درون ترس رفت و از آن رد شد تا بتوانیم بر آن غلبه کنیم و نیروهایی که قبلا از ما گرفته شده به ما برگردانده شود. ناامیدی نیز عدم حرکت و سکون است. برای رد شدن از ناامیدی نیز باید حرکت کرد تا دچار فرسایش و نا امیدی نشد.
تهیه و تایپ: مسافر غلامرضا(لژیون سوم)
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
64