English Version
This Site Is Available In English

سایه جهل،ترازوی قضاوت

سایه جهل،ترازوی قضاوت

دومین جلسه از دوره پنجاه و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی راهنمایی تازه واردین مسافر حمید، نگهبانی مسافر غدیر و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه  "قضاوت و جهالت" روز سه‌شنبه 1405/04/16ساعت۱۷ آغاز به کار نمود

 

خلاسه سخنان استاد:

 

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر.
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر فرصت حضور در جمع شما عزیزان را به من عطا کرد. از ایجنت گرامی، مرزبانان محترم، راهنمای عزیزم و همه خدمتگزارانی که این فرصت را فراهم کردند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم، صمیمانه تشکر می‌کنم.
دستور جلسه امروز «قضاوت و جهالت» است.
دوست دارم بحث را با معنای واژه قضاوت آغاز کنم. قضاوت یعنی حکم صادر کردن. واژه «قضا» به معنای حکم و «قدر» به معنای اندازه و سنجش است؛ یعنی انسان باید با اندازه‌گیری درست و آگاهی کافی بتواند درباره موضوعی نظر بدهد.
شاید بعضی از دوستان بگویند ما برای درمان اعتیاد به کنگره آمده‌ایم، قضاوت چه ارتباطی با درمان دارد؟ اما اگر دقت کنیم، متوجه می‌شویم که در کنگره60 هیچ دستور جلسه‌ای بدون دلیل انتخاب نشده است. این موضوعات حاصل سال‌ها تجربه و آموزش هستند و آقای مهندس دژاکام با حکمت خاصی آن‌ها را انتخاب کرده‌اند.
اعتیاد فقط مصرف مواد نیست؛ یک مجموعه از تاریکی‌ها و ضد ارزش‌هاست و قضاوت نادرست یکی از همان تاریکی‌هاست که اگر اصلاح نشود، مانع رشد انسان می‌شود.
خداوند به انسان نعمتی بزرگ به نام اختیار عطا کرده است؛ اختیار انتخاب بین راه درست و نادرست. قضاوت نیز بخشی از همین قدرت انتخاب است. در اصل، قضاوت ذاتاً بد نیست. ما از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار می‌شویم تا شب، دائماً در حال انتخاب و قضاوت هستیم؛ اینکه چه زمانی از خواب بلند شویم، چه کاری انجام دهیم، کدام تصمیم بهتر است و...
اما زمانی قضاوت به ضد ارزش تبدیل می‌شود که درباره موضوعی حکم صادر کنیم که نسبت به آن آگاهی، اطلاعات، تجربه و ابزار سنجش کافی نداریم.
یک تجربه شخصی از خودم بگویم.
اوایل که به عنوان راهنمای تازه‌وارد خدمت می‌کردم، چند نفر برای سفر اول آمدند. به یکی از آن‌ها گفتم اگر ممکن است جلسه بعد کمی زودتر بیایید و لباس سفید بپوشید. دیدم اولین نفری بود که زودتر آمد، لباس سفید پوشید و تمام مدارکش را هم کامل آورد. در ذهنم فوراً قضاوت کردم که این شخص از همه بهتر است و حتماً درمان موفقی خواهد داشت.
اما جلسه سوم دیگر نیامد.
همان اتفاق به من درس بزرگی داد؛ اینکه از روی جلد کتاب نمی‌توان درباره محتوای آن قضاوت کرد.
وقتی کتابی را می‌بینیم، شاید جلد بسیار زیبایی داشته باشد، اما تا صفحاتش را نخوانیم، چیزی از محتوایش نمی‌دانیم. انسان‌ها هم همین‌گونه‌اند. ظاهر، لباس، موقعیت اجتماعی یا رفتار چند جلسه اول، ملاک شناخت واقعی نیست.
آقای مهندس دژاکام در یکی از سی‌دی‌ها می‌فرمایند که حتی بعد از سال‌ها تجربه نیز نمی‌توانند با قطعیت بگویند یک رهجو حتماً درمان می‌شود یا نه. این یعنی هرچه دانایی انسان بیشتر شود، با احتیاط بیشتری قضاوت می‌کند.
در کنگره60 یاد می‌گیریم وقتی تازه‌واردی وارد می‌شود، به شغل، ثروت، تحصیلات، جایگاه اجتماعی، ظاهر یا گذشته او نگاه نکنیم. فقط او را به عنوان یک همدرد بپذیریم و وظیفه خودمان را انجام دهیم.
یادم هست روزهای اول ورودم به کنگره60، یکی از مرزبانان جمله‌ای را به من گفت که همیشه در ذهنم مانده است: ندانى را بدان، تا دانایى را بدانى.
همیشه مثال زیبایی هم درباره کنگره60 زده می‌شود؛ اینکه کنگره60 مانند خزینه‌های قدیمی است. هر کسی، با هر مقام، شغل، ثروت یا مدرک علمی، اگر می‌خواهد از آموزش‌های اینجا بهره ببرد، باید داشته‌های ذهنی و غرورش را پشت در بگذارد و با ذهنی آماده وارد شود.
در کنگره60 جمله‌ای را زیاد می‌شنویم که می‌گوید:
دوربینت فقط روی خودت باشد.
یعنی به درمان دیگران نگاه نکن. اگر رهجوی کناری پنج سی‌سی دارو مصرف می‌کند و تو چهار سی‌سی، یا اگر شرایط او با تو فرق دارد، مقایسه نکن. هرکس مسیر درمان خودش را طی می‌کند.
در ادامه دستور جلسه از «جهالت» هم صحبت می‌شود.
به نظر من جهالت همان ناآگاهی است. همان‌طور که نبود نور، تاریکی را ایجاد می‌کند، نبود آگاهی نیز انسان را گرفتار جهالت می‌کند.

کنگره60 به ما یاد می‌دهد زاویه دیدمان را تغییر دهیم.
مثلاً اگر خودرویی پشت سر ما مدام بوق می‌زند، قبل از اینکه قضاوت کنیم و بگوییم راننده بی‌فرهنگ است یا عجله بیهوده دارد، کمی تأمل کنیم. شاید بیمار دارد، شاید خبر ناگواری به او داده‌اند، شاید دیر به محل کارش می‌رسد. وقتی زاویه دیدمان عوض شود، قضاوتمان هم تغییر می‌کند.
در کنگره60 هیچ‌کس از ما انتظار ندارد یک‌شبه متحول شویم.
بیست سال تخریب را نمی‌توان در چند روز یا چند ماه جبران کرد؛ اما می‌توان قدم‌به‌قدم حرکت کرد.
همان‌طور که در روش DST دارو به‌تدریج تنظیم می‌شود، در جهان‌بینی هم تغییرات آرام‌آرام اتفاق می‌افتد. اگر 10 ضد ارزش دارم، لازم نیست همه را یکباره کنار بگذارم؛ کافی است امروز یکی را کمتر کنم و فردا قدمی دیگر بردارم.
حتی برای اصلاح خواب هم همین روش پیشنهاد می‌شود. اگر عادت داریم ساعت ۹ از خواب بیدار شویم، قرار نیست فردا ساعت ۶ بیدار شویم؛ بلکه کم‌کم، پله‌پله زمان خواب و بیداری اصلاح می‌شود.
آموزش‌های جهان‌بینی در حقیقت آموزش زندگی است؛ اینکه یاد بگیریم چگونه بهتر فکر کنیم، بهتر تصمیم بگیریم و آرامش بیشتری داشته باشیم.
در پایان، بد نیست به پیامدهای قضاوت هم اشاره کنم.
قضاوت معمولاً از یک فکر ساده شروع می‌شود، اما به همان‌جا ختم نمی‌شود. ابتدا احساس ما نسبت به طرف مقابل خراب می‌شود، بعد ممکن است به دنبال
تجسس برویم، سپس زمینه غیبت فراهم شود و حتی خدای نکرده به تهمت برسد. یعنی قضاوت نادرست، آغاز یک زنجیره از ضد ارزش‌هاست.
امیدوارم بتوانم در این جایگاه، قبل از اینکه دیگران را قضاوت کنم، بیشتر خودم را ببینم و اصلاح کنم؛ و وقتی تازه‌واردی وارد کنگره60 می‌شود، بدون توجه به ظاهر، ثروت، جایگاه یا گذشته‌اش، تنها با عشق، محبت و احترام با او برخورد کنم؛ زیرا مأموریت ما جذب انسان‌ها و رساندن پیام کنگره60 است، نه قضاوت کردن آن‌ها.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

در ادامه اعلام رهایی:

 

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافرین مجید ل۴ رضا ل۳
عکاس: مسافر علی اصغر ل 19
تایپ: مسافرین احمد ل۱۱ ایراهیم ل۱
ارسال خبر: مسافر احمد ل11

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .