چهارمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه های اموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی مسافرجواد و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافرمحمد با دستور جلسه«قضاوت وجهالت »در روز سه شنبه مورخ 16تیرماه 1405راس ساعت17 شروع بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر.از نگهبان عزیز وگروه مرزبانی که این جایگاه را دراختیار من گذاشتند سپاسگزارم.دستورجلسه در رابطه با قضاوت و جهالت است.من وقتی وارد کنگره شدم، هدفم درمان اعتیاد بود. با خودم میگفتم من نیامدهام درباره جهالت، غیبت، دروغ یا قضاوت چیزی یاد بگیرم. اما کمکم متوجه شدم وقتی انسان در مسیر ضد ارزشها قرار میگیرد، از هدف اصلی خودش غافل میشود.
اگر ذهن انسان را مانند یک ظرف در نظر بگیریم، این ظرف ظرفیت مشخصی دارد. وقتی این ظرف با قضاوت، غیبت، تجسس و فکر کردن به زندگی دیگران پر شود، دیگر جایی برای ایدههای خلاقانه، افکار ارزشمند، رشد، آرامش و دانایی باقی نمیماند. ذهن همیشه مشغول میشود که:دوستم امروز آمد یا نیامد؟ چقدر دارو میخورد؟ سیدی نوشت یا ننوشت؟ چرا راهنما به او بیشتر توجه میکند؟ چرا به من کمتر توجه میشود.همین قضاوت ها نشاندهنده جهالت انسان است. به همین دلیل آقای مهندس دستور جلسه«قضاوت و جهالت» را انتخاب کردهاند؛ چون قضاوت ارتباط بسیار نزدیکی با جهالت دارد. جهالت همان مثلث منیت، ترس و ناامیدی است و در مقابل آن، مثلث دانایی قرار دارد که از سه ضلع تفکر، آموزش و تجربه تشکیل شده است.وقتی بدون اطلاع از حقیقت، دیگران را قضاوت میکنم، در واقع برای آنها در ذهن خودم حکم صادر میکنم. ابتدا دچار گمان بد میشوم، بعد شروع به خیالپردازی و داستانسازی میکنم، سپس وارد تجسس میشوم و در نهایت غیبت را آغاز میکنم. نتیجه همه این مراحل فقط یک چیز است؛ حال خودم خراب میشود.تمام ضد ارزشها انرژی انسان را میگیرند. انرژی در جهان مادی معادل ثروت است و وقتی انرژی من پایین بیاید، مجبور میشوم برای جبران آن راههای اشتباه را انتخاب کنم. برای یک سفر اولی این موضوع بسیار خطرناک است، چون ممکن است با یک قضاوت ساده از مسیر درمان خارج شود؛ شاید داروی اضافه مصرف کند، شاید از کنگره فاصله بگیرد و شاید اصلاً درمانش به خطر بیفتد.گاهی اوقات دو سفر اولی کنار هم هستند. یکی با دو گرم مصرف وارد کنگره شده و دیگری با مصرف بیشتر. راهنما برای هرکدام بر اساس شرایطشان برنامه جداگانهای میدهد. اما وقتی این دو با هم خودشان را مقایسه میکنند، میگویند: «چرا او این مقدار دارو میگیرد و من کمتر یا بیشتر؟» از همینجا قیاس و قضاوت آغاز میشود و این همان جایی است که نیروهای منفی وارد عمل میشوند.به همین راحتی ممکن است انسان از مسیر درمان منحرف شود، حرمتهای کنگره را زیر پا بگذارد و حالش خراب شود. شاید موادش را هم قطع کند، اما حال خوبی نداشته باشد. چون درمان فقط قطع مصرف نیست.استاد امین میفرمایند وقتی یکپنجم از مواد کم میشود، باید یکپنجم دانایی هم اضافه شود. ممکن است یازده یا دوازده ماه سفر کنیم، دارو را سر ساعت مصرف کنیم، ورزش برویم و تمام برنامهها را دقیق انجام دهیم، اما اینها فقط بخش کوچکی از درمان است. شاید تنها پنج درصد مربوط به جسم باشد و نود و پنج درصد دیگر، درمان جهانبینی و صور پنهان انسان است.
.jpg)
این بخش فقط با رعایت حرمتها، آموزش، عمل سالم و اصلاح رفتار درمان میشود. باید دوربینمان روی خودمان باشد، نه روی دیگران.من خودم بارها دیدهام که افراد فقط به خاطر همین قضاوتها، تماسهای بیمورد یا دخالت در کار دیگران، از مسیر درمان خارج شدند.خود من استاد قضاوت کردن بودم. راهنما را قضاوت میکردم، مرزبان را قضاوت میکردم، لژیون سردار را قضاوت میکردم و حتی آقای مهندس را هم قضاوت میکردم. همیشه ذهنم درگیر این بود که چه کسی چه کاری میکند و چرا این اتفاق افتاده است. نتیجهاش هم فقط حال بد برای خودم بود.قبل از اینکه وارد لژیون سردار شوم، با خودم حساب و کتاب میکردم و میگفتم این همه مسافر در کنگره هستند، اگر هرکدام هزینه سیدی بدهند، پس این همه پول چه میشود؟ همه این فکرها فقط قضاوت و برداشتهای اشتباه بود و آرامش را از من گرفته بود.اما وقتی وارد لژیون سردار شدم و از نزدیک با خدمتها و فداکاریها آشنا شدم، فهمیدم بسیاری از افرادی که خدمت مالی میکنند، از خواستههای شخصی خود گذشتهاند تا این جایگاه حفظ شود. آن روز فهمیدم که تمام آن قضاوتها فقط از روی ناآگاهی من بوده است.از همان زمان تصمیم گرفتم تا جایی که میتوانم قضاوت، غیبت، تجسس و سایر ضد ارزشها را کنار بگذارم.قوانین معنوی بسیار ساده هستند. لازم نیست کارهای عجیب و بزرگی انجام دهیم؛ فقط کافی است به همین اصول ساده عمل کنیم، اما نتایج آن بسیار بزرگ خواهد بود.
آقای مهندس در سیدی «جاذبه» به آیهای از قرآن اشاره میکنند که میفرماید:فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَره.یعنی هر کس به اندازه ذرهای کار نیک انجام دهد، نتیجه آن را خواهد دید و هر کس به اندازه یک ذره کار بد انجام دهد، نتیجه همان را خواهد دید.اگر قضاوت کنیم، غیبت کنیم یا تجسس کنیم، نتیجه همان اعمال به خودمان بازمیگردد. حتی اگر فقط در ذهنمان باشد، باز هم اثر خودش را دارد. این افکار وارد سیستم هستی میشوند و نتیجه آن دوباره به خود ما بازمیگردد.اگر مدام با خودم بگویم که من درمان نمیشوم، واقعاً درمان برایم سخت خواهد شد. اما اگر باور داشته باشم که میتوانم، این همان قدرتی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است.
تنها کسی که حق قضاوت او را دارم، خودم هستم. یعنی درباره رفتار و عملکرد خودم تصمیم بگیرم؛ اینکه امروز به کنگره بروم یا نروم، دارو را سر ساعت مصرف کنم، اگر تأخیر کردم به راهنما اطلاع بدهم یا ندهم.
راهنما قرار نیست هر لحظه مراقب من باشد. وظیفه او فقط نشان دادن مسیر است؛ همانطور که همه پیامبران راه را به انسانها نشان دادند.
خداوند نیز در قرآن میفرماید: «فَذَکِّرْ»؛ یعنی «فقط تذکر بده.» زیرا انسان خودش میداند چه کاری درست است و چه کاری نادرست ؛انتخاب نهایی با خود اوست.
ازاینکه با حوصله به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
عکاس،تایپ وارسال خبر:مسافرعلی لژیون یکم
مرزبان کشیک:مسافرحسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
76