سومین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد، و دبیری مسافرابراهیم با دستور جلسه قضاوت یاجهالت سه شنبه مورخ16تیرماه 1405 راس ساعت۱۷ آغار به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
به نام قدرت مطلق الله
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
قضاوت به معنای داوری کردن است. وقتی اسم قضاوت میآید، ناخودآگاه میفهمیم که یک قاضی هست که مشغول داوری است. حالا این دستور جلسه به منِ محمد چه ارتباطی میتواند داشته باشد در کنگره که تنها جایی است که بعد از چند سال رهایی، هرچه در فکر و در عمل تلاش کردهام که گوشهای از خدماتش را جبران کنم، احساس میکنم حتی تا آخر عمر هم تلاش کنم، نمیتوانم جبرانِ خدمتهای کنگره را کرده باشم کنگره ۶۰ غیر از بحثِ ترک اعتیاد، به من جهانبینی را آموخت و این دستور جلسه هم یکی از درسهای جهانبینی است که منِ محمد یاد بگیرم قضاوت نکنم؛ چون قضاوت کارِ قاضی است. من که تخصص این کار را ندارم، چطور میتوانم مشغول قضاوت دیگران باشم؟ کنگره به من آموزش داد که در کنگره و در جامعه، دوربینم روی خودم باشد؛ عیب و ایراد خودم را ببینم، نه عیب و ایراد دیگران را قاضی بعد از کلی جلسه و بررسی، در حالی که خودش قاضی است و هیئت منصفه و هیئت تجدیدنظر دارد، میخواهد حکمی را صادر کند کسی که تخصص این کار را دارد و سالها درس خوانده است تا به عنوان قاضی شهر حکم صادر کند، بارها پیش آمده که حکمش اشتباه بوده است بعد من محمد به خودم اجازه میدهم بلافاصله هرکسی را که میبینم، قضاوت کنم و راجع به او حکم صادر کنم کنگره به من آموخت که دوربینم روی خودم باشد. خار را در چشم دیگران میبینیم، ولی به قول آقای مهندس، دسته بیل را در چشم خودمان نمیبینیم حالا قضاوت چه رابطهای با جهالت دارد؟ جهالت به معنای داشتن جهل و نادانی است. من باید آدم نادانی باشم که راجع به دیگران قضاوت کنم و حکم صادر کنم. زمانی قضاوت میکنم که سعی کنم دیگران را کنترل کنم. یکسره بقیه را نگاه کنم، ببینم راهنما چکار کرد، وارد کنگره ۶۰ بشوم ببینم مرزبان چکار کرد؛ به این معناست که من در حال قضاوت دیگران هستم.و حالا چرا کنگره این مبحث را برای منِ مسافر گذاشته است؟ چون وقتی کسی را قضاوت میکنیم، ناخودآگاه با طرف مقابل، جنگ آغاز میکنیم. گاهی وقتی وارد جایی میشویم و کسی را میبینیم که حس خوبی نسبت به او نداریم، دلیلش این است که یا ما او را قضاوت کردهایم یا او نسبت به ما قضاوت انجام داده است. خب، نداشتن حس خوب به طرف مقابل در کنگره باعث میشود وقتی وارد شدیم، قضاوت کردیم و حس ناخوشایند گرفتیم، به مرور زده شویم. به مرور زمان، آن نیروهای منفی، منِ محمد را از مسیر درست به مسیری که یک عمر مرا به نابودی کشانده، میبرند؛ کمکم میکنند و به من فتوا میدهند؛ چون شما وقتی یکی را قضاوت میکنی، باید حکم صادر کنی وقتی یکی رو قضاوت میکنی باید فتوا بدی باید حکم صادر کنی کم کم به منه محمد فتوا میدن که بابا تو وارد کنگره شدی اینجام بدرد نمیخوره برگرد برو همون مسیری که قبلاً بودی روی این حساب که کنگره اومده یک بحث رو که بحث جزابی هم هست میخوایم راجبش صحبت کنیم در اختیار من مسافر قرار داده که درست سفر کنم تا بتونم خودمو درست کنم قضاوت کردن وقتی منه محمد قضاوت کنم با قضاوت کردن نادرست هزار اتفاق در زندگی خوده من میفته منم بعضی موقع ها فک میکنم که چطور شد قبل از اینکه وارد کنگره شدم چطور شد که بیست سال درگیر اعتیاد شدم من یک خاطره ای رو برای بچهها تعریف کردم من در یک شرکتی کار میکردم 160 نفر نیرو داشت زمانی که من وارد شده بودم اون شرکت بدلیل سختی کارش خیلی از نیروهاش مصرف کننده بودن هیچ وقت این قضاوت کردن و یادم نمیره بخاطر همون قضاوت است که من الان اینجا هستم احساس میکردم پاک ترین انسان توی شرکت هستم هر کی رو میدیدم معتاد بود بعد دیدم خودم هم توی همون چرخه افتادم یک روزی که من دیگران رو قضاوت میکردم الان من محمد از کنگره یاد گرفتم و دارم تلاش میکنم که دوربین ام روی خودم باشه منه محمد تنها ممیتونم خودم قضاوت کنم ایراد های خودمو جستجو کنم و ایراد های خودمو جستجو کنم و یه زندگی خوب داشته باشم منه محمد زمانی که قضاوت میکنم اولین اثرش در زندگی خودمه و آسیبشو خودم میبینم چقد خوبه که دوربین روی خودم باشه که مجبور بشم قضاوت کنم منه محمد بدون هیچ تخصصی حالا رابطه اش با جهالت چیه از نادانی کنه میام دیگران رو قضاوت میکنم اگر من به دانایی رسیده باشم و بدانم قضاوت کردن چه آثار مخربی دارد، هیچوقت این کار را انجام نمیدهم در نتیجه، قضاوت و جهالت در یک راستا هستند. آدمی که نادان است، قضاوت میکند منِ نادان میتوانم قضاوت کنم، بدون هیچ تخصصی. ممنون از تمامی دوستانی که با سکوت زیبایشان به حرفهای من گوش کردند.
.jpg)
در ادامه لژیون راهنمایان برگزار گردید.

تایپ : مسافر احمد لژیون چهاررم
ویرایش: مسافر سعید لژیون یکم
ارسال خبر: مسافرعلی لژیون سوم
تایید خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم
مرزبان خبری: مسافر داود
- تعداد بازدید از این مطلب :
104