مطلبی که برداشت میشود این است که شما باید تابع قوانین و فرمانبردار باشید تا در هستی پیروز شوید. ما میتوانیم در روشناییهایی که در راهنما وجود دارد سهیم باشیم. برای پیشرفت باید تمام وجود خود را در اختیار راهنما قرار دهیم. کل مطلب این است که اگر بعضی از مسافران موفق نبودند یا اینکه آرامش ندارند، بهخاطر این است که نقض فرمان کردند؛ اگر تمام علم دنیا را داشته باشید، ولی نتوانید استفاده کنید به هیچ دردی نمیخورد. از نظر بنده این یعنی شما زمانی میتوانید از خود چیزی داشته باشید که بتوانید عملکرد مثبتی ارائه دهید. معلم بودن به معنی هدایتکننده بودن است؛ یعنی شما قبول کردهاید که خود را به یک هدایتگر بسپارید و تمام فکر و ذهن خودتان را در اختیار آن هدایت گر قرار دهید. من زمانی میتوانم این کار را انجام دهم که با تمام وجود به او ایمان داشته باشم؛ وقتی بحث ایمان وسط میآید پای کائنات هم به این قضیه باز میشود.
خداوند روح را در انسان دمید و فرمود: «قل الروح من أمر ربی» روح که مظهر دانش، علم و آگاهی است، همه به امر رب میباشد و رب؛ یعنی مربی، استاد یا معلم و انسان اگر بخواهد، فرمانروای وجود خودش باشد؛ باید علم آن را کسب کند و این به کمک روح انجام میپذیرد؛ یعنی همان چیزی که تحت فرمان رب میباشد. روح، علم را در شخص احیاء میکند، وقتی علم درون انسان زنده شد، فرد به خیلی از مسائل آگاهی پیدا کرده و از آنها عبور میکند؛ مثلاً در اعتیاد که یک فرد مصرفکننده، خیلی از مسائل را متوجه نشده و احساس نمیکند؛ چرا که او مانند اتاقی تاریک است که در آن چیزی قابل مشاهده نیست و اگر هیولایی هم در آن باشد، قابل رؤیت نیست؛ اما اگر فضای درون او روشن شود، آن وقت ماهیت آن مشخص میگردد.
تاریکی اصولاً به این معنا است که نیروهای انسان تحت فرمانش نیستند و مقابل او قرار میگیرند و هر چقدر این تاریکی عمیقتر باشد، نیروهای بیشتری از کنترل او خارج میگردند؛ پس شرط سقوط انسان نقض فرمان است و برای اینکه بتواند از تاریکی خارج شود؛ باید فرمانبرداری را یاد بگیرد. فردی که در کنگره در حال سفر کردن است؛ اگر آموزشهای کنگره را بگیرد و سخنان راهنما را بشنود؛ اما در درون خود آن را قبول نداشته باشد و به میل خود رفتار کند و خود فرمان باشد، اذن خروج از تاریکی به او داده نمیشود. داستانهایی که چند بار در کلامالله به کار رفته نکات مهمی را دربردارد و انسان باید به آنها توجه نماید؛ مثل داستان آدم و حوا که آنها با وسوسه شیطان به شجره خبیثه نزدیک شدند و از فرمان خداوند سرپیچی کردند؛ پس از بهشتی که در آن قرار داشتند، به زمین سقوط کردند که با جبران خطای خود بتوانند دوباره به آن جایگاه بازگردند.
منبع: سیدی معلم از استاد امین
نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
136