از زمان ورودم به کنگره، هرگاه نام «قضاوت» به میان میآید، ترسی عمیق در دلم شکل میگیرد؛ زیرا به یاد میآورم که بارها از سر جهل، بر صندلی قضاوت نشستم و دیگران را مورد داوری قرار دادم. اما با چه ابزاری؟ تنها با «احساس»؛ احساسی آلوده به خرابیها، ضد ارزشها، منیت، کبر، غرور و حسادت. با تمام آن نادانی و جهالتم، جسارت میکردم درباره دیگران تصمیم بگیرم و در نهایت، حکمی صادر و آن را در ذهن خود اجرا کنم.
اکنون که در مسیر زیبای «بهشت زمینی» گام برداشتهام و در کنگره آموزش میبینم، دریافتهام که هر قضاوتی، از طریق سیستم، با سختترین شکل ممکن به سوی من باز میگردد. به همین دلیل، بسیار خرسندم که در تلاش هستم ذرهذره از «مثلث جهالت» فاصله بگیرم و به «مثلث دانایی» نزدیک شوم؛ زیرا میدانم انسانی که به دانایی دست یابد، دیگر قضاوت نمیکند، بلکه همواره دوربین نگاهش را به سوی خویشتن میگیرد و به گفته آقای مهندس: «باغچه خود را بیل میزند.»
روز گذشته در کنگره، اتفاقی برایم رخ داد؛ با برخوردی که از سوی طرف مقابل دیدم، توانستم بدون ذرهای خشونت یا قضاوت، تنها با مهربانی از آن عبور کنم؛ زیرا میدانستم از آنچه بیرون از کنگره و در زندگی شخصی او میگذرد، هیچ اطلاعی ندارم. آقای مهندس همواره میفرمایند: «اگر کسی تو را رنجاند و قضاوتت کرد، بدان که روزی تو نیز کسی را رنجاندهای یا او را قضاوت کردهای؛ پس اینها بازگشتی است برای ما.»
در پایان، با تمام وجود میپذیرم که تاکنون هیچ نمیدانستم و همچنان نیازمند آموزش هستم. سپاسگزار و شاکر خداوندم که مرا مشمول رحمت قرار داد و در مسیر کنگره هدایت کرد تا بتوانم از جهل درون خویش رهایی یابم و در مسیر دانایی آموزش ببینم.
نویسنده: پهلوان همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر فردوس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
11