جهالت به معنی نادانی و نیست بودن است؛ برای بودن نور لازم است. اگر نور نباشد بودن هم نیست و تاریکی مطلق است، هنگامی که نور بیاید تاریکی از بین میرود و محو میشود. این بستگی به منشأ نور دارد که چه مقدار وسعت داشته باشد برای مثال: ممکن است که فقط نور یک چوب کبریت باشد که بعد از مدتی خاموش میشود و یا ممکن است نور خورشید باشد که بسیار گسترده و دائمی است. انسان برای قضاوت کردن به علم، آگاهی، تجربه، دارایی، تخصص و...نیاز دارد؛ ولی انسان برای جهالت به هیچ چیز نیاز ندارد؛ برای اینکه وقتی انسان جاهل است همه چیز را به همراه دارد. منظور این است که ترس، ناامیدی و منیت جهالت نمیآورد؛ ولی وقتی که انسان جاهل باشد و جهالت داشته باشد ترس، منیت، ناامیدی، غرور، حرص، خرافات و...را به همراه دارد. اگر انسان جاهل باشد نتیجهاش ناامنی و خودخواهی است، اگر انسان دانا باشد خرافاتی نمیشود و وارد ضدارزشها نمیشود. حقیقت این است که جهالت کردن هیچ خرجی ندارد؛ ولی برای قضاوت کردن باید هزینه پرداخت کرد.
خداوند بعد از خلق انسان در میان ساکنین فرموده است؛ من انسان را از خاک آفریدم و آنچه که در خاک است در وجود انسان هم قرار دادم. انسان اختیار کامل دارد که خودش انتخاب کند و علاوه بر اختیار خداوند به انسان قدرت قضاوت داد که در مسیر و راه خودش قضاوت کند. انسان به سبب اختیاری که دارد دائماً بر سر دوراهی قرار میگیرد، دائماً در حال قضاوت کردن است. همچنین خداوند علاوه بر اینکه به انسان اختیار داد، یک شعبده بازی هم انجام داد یعنی گنج را جلوی چشم انسان قرار نداد. وقتی انسان حرکت و قضاوت میکند دو راه دارد؛ یک راه مثل گلستان دارد و یک راه هم مثل کویر دارد. نقش شعبده این است که وقتی انسان پا به گلستان میگذارد از کویر سر در میآورد، وقتی که پا به کویر میگذارد از گلستان سر در میآورد. این به آن معنا است راهی که سخت است به آسانی ختم میشود و راهی که آسان است به سختی ختم میشود.
نکتهای که حائز اهمیت است این است که قضاوت در فطرت انسانها برنامهریزی شده است و تا جایی که ما انسانها در مورد خودمان قضاوت میکنیم، کاری خوب و عادی است؛ ولی مسئله اصلی اینجا است که در مورد چیزهایی که به ما ربطی ندارد و به ما مربوط نیست قضاوت میکنیم و اینجا است که جهالت مطرح میشود. در اموری که هیج ربطی به ما ندارد داوری میکنیم مثلاً: در کنگره در مورد راهنما، مرزبان، سفر اولی، سفر دومی و...داوری میکنیم و اینها ریشه در جهالت دارد که جهالت، با خودش نادانی، خرافات، غرور، ناامیدی، منیت و ترس را به همراه دارد. بنابراین من نباید در موضوعاتی که به من مربوط نمیشود دخالت کنم، باید افکار و اندیشه را بر پایههای مثبت بگذارم و دوربین را به طرف خودم برگردانم، خودم را ببینم که چگونه به هم ریخته بودم. پس ما انسانها برای اینکه داوری و قضاوت کنیم، احتیاج به منابع و اطلاعاتی داریم. بر حسب گمان و ظن راجع به دیگران قضاوت و داوری نکنیم. آقای مهندس همیشه میفرمایند:( تجسس، قضاوت و غیبت کردن رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند. پایه و اساس غیبت و قضاوت، تجسس کردن است.) انسان برای قضاوت کردن باید به آگاهیهای لازم برسد که همراه با دانایی و کسب اطلاعات است.
کنگره به من یاد داد همیشه و در همه جا قضاوتهای بیجا و جاهلانه نداشته باشم، به من آموخت که تنها در مورد مسائلی که مربوط به خود من است قضاوت کنم و دوربین را به سمت خودم بچرخانم، سعی کنم خودم را بهتر بشناسم. کنگره به من یاد داد که قضاوت دو طرفه است یعنی؛ وقتی در مورد دیگران قضاوت میکنم دیگران هم در مورد من قضاوت میکنند. خدا را هزاران بار شکرگذار هستم که راه ورود به کنگره برای من باز شد تا آموزش ببینم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه قدردانی میکنم که این بستر را برای من و امثال من فراهم کردهاند.
نویسنده: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
42