English Version
This Site Is Available In English

از آغاز تا شکوفایی

از آغاز تا شکوفایی

چهار سال خدمت در جایگاه راهنمایی، چهار سال همراهی با انسان‌هایی که هرکدام در مسیر رهایی قدم گذاشته‌اند گفت‌وگویی که پیشِ‌رو دارید، روایت صادقانه‌ راهنمایی است که خدمت را نه یک مسئولیت بلکه یک سفر عاشقانه می‌دانست. از روزهای اولی که با شوقِ شروع خدمت وارد جایگاه شد، تا لحظه‌هایی که با لبخند مادران و احیا زندگی‌ها، معنای واقعی اثرگذاری را لمس کرد. 

همسفر اکرم و مسافرشان با سال‌ها تخریب وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۱۳ روز به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر اردلان و همسفر بهار سفر کردند. در حال حاضر حدود ۸ سال و ۸ ماه است از بند اعتیاد به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان دارت و والیبال و مسافرشان شنا است. ایشان در جایگاه‌های خدمتی مانند دبیری و نگهبانی جلسات، نشریات، مرزبانی، نگهبان لژیون سردار و راهنمایی خدمت کرده‌اند.

اولین روزی که وارد جایگاه راهنمایی شدید چه احساسی داشتید؟

دوست داشتم زودتر خدمتم را شروع کنم حدود دو ماه رهجو نداشتم؛ ولی می‌دانستم که روزی نیستان هست می‌شوند و هر کدامشان مسیری که پیش رویشان است را طی می‌کنند و من هم در کنار آن‌ها و در این سفر همراهیشان می‌کنم.


اگر بخواهید یک جمله طلایی به همسفران بگویید آن چیست؟

قوی باشید و روی خودتان کار کنید؛ اگر فکر کنید که می‌توانید دیگران را تغییر دهید سخت در اشتباه هستید؛ اگر قرار باشد تغییری هم اتفاق بیفتد درون خودتان است.

مهمترین اصولی که باعث شد لژیون شما منجسم و با نظم بماند چیست؟

رعایت قوانین و اصول کنگره۶۰ و سخت‌گیری که آقای مهندس بارها بر آن تاکید داشتند؛ زیرا سخت‌گیری باعث قوی شدن افراد و پی بردن به توانایی‌های خودشان می‌شود.

زیباترین تشکری که از یک همسفر دریافت کردید چه بود؟

به دنیا آمدن فرزند یکی از رهجوهایم، احیا شدن زندگی اطرافیانم، لبخند مادری که فرزندش از دام اعتیاد رها شده بود.

اگر بخواهید اکرمی که وارد کنگره شد و اکرمی که امروز تجلیل شد را مقایسه کنید چه می‌گویید؟

روز تجلیل عزیزان محبت داشتند و از تغییرات من‌  سخن می‌گفتند تا آن روز نمی‌دانستم که این‌قدر تغییر کرده‌ام، همان طور که آقای مهندس می‌فرمایند نقطه‌ای که من در روز اول و روز تجلیل قرار داشتم یکی بود؛ ولی آیا من همان اکرم‌ گذشته بودم؟ زندگی انسان پر از بالا و پایین است و همین افت و خیز‌ها سبب بزرگ‌شدن و قوی شدن من می‌شود، من با خدمت کردن در هر شرایطی بسیار قوی شدم و این را مدیون بستری هستم که آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان برای ما مهیا کردند.


از حال و هوای روز تجلیلتان برایمان بگویید.

با مشارکت رهجوها و دوستانم بسیار احساساتی شدم و گویی آنها جزئی از من شده بودند و من نیز جزئی از آن‌ها شده بودم، خداوند را بابت حضور دوستان با محبتی که دارم سپاسگزاری می‌کنم‌.

 یک خاطره از خدمت که هیچ وقت فراموش نمی‌کنید را برایمان بازگو کنید.

هر روزی که من در کنگره بودم برایم خاطره‌ای خوش بود؛ اما روزی که دیده‌بان محترم خانم آنی بزرگ به شعبه‌مان آمده بودند جزء روزهای فراموش نشدنی من در کنگره بود، ایشان با محبتی که در دلشان داشتند همسفران را به عشق و محبت دعوت می‌کردند، جلسه بسیار پر بار و پر انرژی بود.

سخن پایانی:

در پایان این گفت‌وگو تصویری روشن از مسیر چهار ساله‌ خدمت شکل می‌گیرد مسیری که با صبر آغاز شد، با رعایت اصول ادامه یافت و با عشق رهجوها و تغییرات درونی، به نقطه‌ای پربار رسید. این که خدمت، انسان را نه فقط در جایگاه بلکه در عمق وجودش تغییر می‌دهد همان‌گونه که ایشان می‌گوید: نقطه‌ روز اول و روز تجلیل یکی بود؛ اما من همان اکرم گذشته نبودم. روز تجلیل، روزی بود که محبت رهجوها و دوستان، نتیجه‌ سال‌ها تلاش را به او یادآوری کرد روزی که فهمید هر سخت‌گیری، هر آموزش و هر قدمی که برداشته در دل‌ها اثر گذاشته است. امید که این مصاحبه برای همسفرانی که امروز در آغاز مسیرند، چراغی باشد تا بدانند تغییر واقعی از درون آغاز می‌شود و اگر با عشق، نظم و اصول حرکت کنند، روزی می‌رسد که خودشان نیز به نقطه‌ای می‌رسند که با افتخار بگویند: من همان انسان گذشته نیستم.

مصاحبه‌کننده و طراح سوال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .