English Version
This Site Is Available In English

قضاوت؛ ریشه‌ای در جهل

قضاوت؛ ریشه‌ای در جهل

همسفر منصوره:
شاید در نگاه اول، این دو واژه «قضاوت» و «جهالت» کاملاً دو مقوله جداگانه به نظر برسند؛ اما بعد از کمی تأمل، می‌بینم کاملاً به هم مرتبط هستند.

ابتدای امر، کمی قضاوت را معنا می‌کنم. قضاوت به معنای داوری کردن است؛ اینکه در مورد مسئله‌ای قضاوت و داوری کنم.

خداوند بعد از خلق من، در کنار قرار دادن قدرت اختیار، قدرت قضاوت کردن را نیز به من داد؛ اما قضاوت در مورد خودم؛ اینکه آیا این راه را بروم یا نه؟ آیا فلان کار را انجام بدهم یا نه؟ آیا فلان وسیله را بخرم یا نخرم؟ تا زمانی که قضاوت در مورد خودم باشد، نه‌تنها مسئله‌ای پیش نمی‌آید، بلکه موجب سازندگی من نیز می‌شود.

زمانی که در مورد دیگران قضاوت کنم، اینجا مسئله جهل و نادانی من مطرح می‌شود؛ زیرا با قضاوت در مورد دیگران، نه‌تنها افکار و اندیشه‌ام منفی می‌شود، بلکه حس من هم آلوده شده و در ادامه درگیر ضدارزش‌هایی همچون حسادت، بخل و کینه می‌شوم.

بنابراین، قضاوت کردن، چه در مورد دیگران و چه در مورد هر مسئله‌ای، احتیاج به یک‌سری پیش‌نیازهایی از قبیل علم و آگاهی، دانایی و داشتن تخصص دارد؛ اما جهالت احتیاج به هیچ پیش‌نیازی ندارد، چرا که جهالت با خودش ترس، ناامیدی و منیت را به همراه دارد.

در حال حاضر، برداشت من از قضاوت و جهالت این است که در تمام مسائلی که به من ارتباطی ندارد، دخالت نکنم و افکار و اندیشه‌ام را بر پایه نقاط مثبت قرار دهم و به فرموده جناب مهندس، دوربینم را روی خودم قرار بدهم. آن‌وقت معایب و نقاط ضعف خود را می‌بینم و با گرفتن آموزش‌ها و کاربردی کردن آن‌ها، آن‌ها را حل می‌کنم و در نهایت به آرامش و آسایش می‌رسم.

اما در مورد تجربه خودم، من قبل از آمدن به کنگره، انگشت اشاره‌ام مدام به سمت مسافرم بود و به خاطر مصرف مواد، او را فردی مجرم و گناهکار می‌دیدم. زمانی که به کنگره آمدم، با گرفتن آموزش‌ها متوجه شدم مسافر من فقط بیمار است و بایستی در کنار او باشم، نه روبه‌روی او، تا با سعی و تلاش خودش و همراهی من، به رهایی برسد.

خداوند را هزاران بار شاکرم که مسافرم درمان شد و به رهایی رسید و من هم به واسطه مسافرم، از آموزش‌های ناب کنگره بهره‌مند شدم.

من آموزش گرفتم در مورد هر مسئله‌ای که اطلاعات و آگاهی ندارم، قضاوت نکنم؛ چرا که قضاوت من ریشه در جهل من دارد. قضاوت من نه‌تنها دلیل بارزی بر نادانی من است، بلکه امنیت و آسایش را از من می‌گیرد و باعث می‌شود با رفتارم، هم روح و روانم و هم جسم و فیزیولوژی خود را سم‌پاشی کرده و در نهایت، حال خوش و آرامش را از خودم دریغ کنم.

کلام آخر اینکه، قضاوت در تمام سطوح و مسائل، فقط و فقط مختص خداوند است و منِ منصوره، که مخلوق خداوند مهربان هستم، می‌توانم در مورد شخص شخیص خودم قضاوت کنم و لاغیر.

 

ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی امیرکبیر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .