همسفر زهرا در مشارکت خود بیان کرد:
درکنگره ۶۰دستور جلسات کاربردی بوده وممکن است کلید سختی ها ومشکلات ما باشند. زمانی که جلسه شروع می شود ۱۴ ثانیه سکوت برقرار می شود تاازجهل ونادانی خودبه خداپناه ببریم زیرا همین جهالت باعث قضاوت و انجام خیلی ازضد ارزشها میشود. هرچه انسان جهلش بیشتر باشد دامنه قضاوتش هم بیشتر است، تنها خداوند است که میتواند قضاوت کند چرا که خالق موجودات است و بر آنها احاطه دارد .
به فردی که قضاوت میکند قاضی گفته میشود ،شخص قاضی برای قضاوت خود دلیل و مدرک دارد و تجربه این کار را دارد و دانش و آگاهیش را پشت سر گذاشته و در کل علم قضاوت را آموخته است.
آقای مهندس میگویند: حتی همان قاضی که این همه علم دارد ممکن است در قضاوت خود اشتباه کند؛ حال پرسش اینجاست که چگونه ماقضاوت میکنیم و حکمی را به سرعت اجرا مینماییم ؟خود من در زندگی قبل از کنگره بسیار قضاوت میکردم خصوصاً مسافرم را قضاوت میکردم و برایش حکم صادر و آن را اجرا میکردم اما الان با آموزشهای کنگره فهمیدهام که من قبلاً چقدر جاهل بودم و کار بسیار اشتباهی مرتکب میشدم چرا که وقتی مسافرم را قضاوت میکردم انرژی او را برای درمان ضعیف و ضعیف تر میکردم.هر انسان برای خود حریمی دارد ما نباید به حریم دیگران تجاوز کنیم قضاوت از تجسس کردن در زندگی دیگران میآید قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت دیگران قرار نگیریم. یک ضرب المثل معروف هست که میگوید: اگر میخواهی درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی کمی با کفشهای او راه برو کسانی که دائماً در مورد دیگران قضاوت میکنند به آسایش و آرامش نمیرسند.
بیشتر قضاوتها در ظاهر است زیرا هرچه چشمهایمان را ببندیم سریع دیگران را موردقضاوت قرار میدهیم و برای لحظهای فکر نمیکنیم که شاید این گونه نباشد که ما میبینیم. در وادی اول یاد گرفتیم که قبل از انجام هر کاری فکر کنیم پس هر زمان که خواستیم قضاوت کنیم لحظهای تفکر کنیم؛ قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد هرچه سطح دانایی بالاتر باشدت قضاوت راجع به دیگران کمتر است. ساختار انسان قاضی گونه خلق شده چرا که همیشه بر سر یک دوراهی است که باید مسیر خودش را با قضاوت تعیین کند با این حال دخالت در اموری که به ما مربوط نیست عین جهالت است.
ودر آخر از خدای خودم می خواهم که صدای افکارم را خاموش کند تا فقط صدای تو(خدا) را بشنوم، آنقدر غرق در قضاوت هستم که فراموش کردم که قاضی فقط خداوند دانا و توانا است.
همسفر معصومه در مشارکت خود بیان کرد:
قضاوت کار هر کسی نیست و برای قضاوت کردن نیاز به جمع آوری اطلاعات بسیاری هست و به همین علت نباید برحسب حدس و گمان کسی رو قضاوت کنیم .جهالت مترادف با نادانی و عدم آگاهی است، و همهی صفات منفی زاییده ی جهالت هست هر چه انسان نادان تر قضاوتش در مورد دیگران بیشتر است.ما باید خودمان رو مورد قضاوت قرار دهیم تا دیگران را؛ و تلاش کنیم صفت های زشت خودمان رو اصلاح کنیم و برای اینکه بخواهیم به آرامش برسیم باید دست از قضاوت کردن بر داریم و تا زمانی که با کفش بقیه راه نرفتیم راه رفتن کسی رو قضاوت نکنیم. تنها قاضی خداوند است زیرا بر همه ی عالم مسلط هست.
همسفر محدثه در مشارکت خود این گونه بیان کرد:
جهالت را اگر مترادف با نادانی بگیریم یعنی؛ عدم دانایی،زمانی که نور وجود نداشته باشه نتیحه می شود وجود تاریکی و ظلمت، زمانی که نور می آید تاریکی خود به خود محو می شود پس تاریکی یعنی نبود نور.وقتی من جاهل باشم یعنی دانایی در من نیست و جهالت یعنی وجود ترس، ناامیدی و منیت در من. وجود جهالت نتیجهاش نبود امنیت است و در مقابل کسب دانایی می شود حضور امنیت در زندگی من. خودخواهی زاییده جهالت و نادانی است خرافات هم همین طوری اگر شخص دانا باشه خرافات در او راه نداره و یکی از میوههای درخت نادانی و جهالت خرافات است. نادانی و جهالت مسیر ما را به سمت مصرف مواد مخدر هدایت می کنه ولی وقتی ذره ذره آموزش گرفتیم و به دانایی رسیدیم مواد مخدر کنار می رود، نه تنها مواد مخدر بلکه مسائل ضد ارزشی زیادی هم کنار میره.
وقتی که خداوند انسان را خلق کرد همه ساکنین آسمانها جمع شدند و خداوند اعلام کرد؛ من انسان را خلق کردم که دارای ویژگیهای خاصی است و من آن را از خاک آفریدم(به این مفهوم که تمام ذراتی که در خاک وجود دارد در کالبد فیزیکی انسان هم وجود دارد مثل کلسیم، منیزیم، پتاسیم، منگنز، آهن و... )
در ابتدا ساکنین آسمانها به خداوند گفتند چنین مخلوقی در زمین خونریزیها خواهد کرد چرا آن را خلق کردی! خداوند پاسخ داد: من میدانم آنچه شما نمیدانید و آنجا خداوند یک ویژگی را به انسان داد که به دیگر مخلوقات نداده بود تا خودش راهش را از چاه تشخیص بدهد و آن اختیار بود و فرمود: من ابزار و وسایل همه چیز را به تو دادم. علم، آگاهی و دانش حالا خودت انتخاب کن که به راه فسق و فجور قدم بگذاری یا به راه تقوا.وقتی اختیار به انسان داده شد آنجا به انسان قدرت قضاوت هم داده شد، قضاوت در مورد خودش در مورد مسیر زندگی. انسان موجودی است که گویی قاضی به دنیا آمده و مدام در حال قضاوت میباشد.مثلاً به کنگره برم یا نرم، تلفن بزنم یا نزنم، این کار را بکنم یا نکنم با وجود اختیار انسان مدام بر سر دوراهیها قرار میگیرد یکی راه منفی و یکی راه مثبت، راه فسق یا راه تقوا، راه ظلمت یا راه نور، راه شیطانی یا راه الهی و با ورود به هر کدام از این راهها ممکن است هر کدام باز هزاران شاخه بشود.
قضاوت کار هر کسی نیست ما نباید برای دیگران به داوری بنشینیم و برای اینکه قضاوت بکنیم نیاز به خیلی منابع اطلاعاتی داریم و نباید برحسب ظن و گمان به داوری بنشینیم.
همسفر زهره در مشارکت خود بیان کرد:
قضاوت به معنی حکم کردن، و جهالت به معنی ندانستن است و قرار دادن این دو در کنار هم به این معنی است که از قضاوتهایی که بر مبنای جهالت و ندانستن است پرهیز کنیم، وقتی جهالت وجود داشته باشد منیت و ناامیدی هم همراهش میآید اگر جهالت باشد نتیجهاش نبود امنیت است در واقع صفات منفی مامیوههای جهالت هستند.
قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد هرچه سطح دانایی بالاتر باشد قضاوت در مورد دیگران پایینتر است. ساختار انسان قاضی گونه خلق شده است چون همیشه بر سر یک دوراهی است که باید مسیر خودش را با قضاوت تعیین کند با این حال دخالت در اموری که به ما مربوط نیست عین جهالت است نباید در مورد کسی قضاوت کنیم چون نمیدانیم زندگی آنها چگونه بوده و در چه شرایطی هستند ما ظاهر امر را میبینیم از باطن بیخبر هستیم. بیشتر قضاوتها در ظاهر است هرچه چشم ما میبیند سریع مورد قضاوت قرار میدهیم برای لحظهای فکر نمیکنیم که شاید این گونه نباشد که ما میبینیم زیرا اندیشه انسان به صورت رفتار ظاهر میگردد و آنچه که به نفس ما قدرت میدهد جهل و نادانی ما است پس باید روح خود را اصلاح کنیم و از کارهایی که ما را از آن نهی کرده خودداری کنیم و توجه کنیم که همیشه در محضر خداوند هستیم و خداوند همیشه ناظر بر قضاوتهای ما است.
مشارکت کنندگان: همسفر زهره همسفر زهرا همسفر معصومه همسفر محدثه رهجوهای راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال مطالب: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر فاطمه( لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی معدن فیروزه نیشابور
- تعداد بازدید از این مطلب :
107