English Version
This Site Is Available In English

هر انسانی داستانی دارد که شاید دیگران از آن بی‌خبر باشند

هر انسانی داستانی دارد که شاید دیگران از آن بی‌خبر باشند

سلام دوستان عاطفه هستم همسفر

موضوع قضاوت و جهالت از آن دسته مسائلی است که در زندگی روزمره‌‌ی همه‌ی ما دیده می‌شود. به‌نظر من بسیاری از مشکلاتی که بین انسان‌ها به‌وجود می‌آید‌ از قضاوت‌های عجولانه و ناآگاهی سرچشمه می‌گیرد. گاهی ما بدون اینکه حقیقت را بدانیم، درباره دیگران نظر می‌دهیم و تنها بر اساس ظاهر، رفتار یا شنیده‌های دیگران تصمیم می‌گیریم که این نوع قضاوت نه تنها می‌تواند به دیگران آسیب بزند؛ بلکه آرامش فکری خود ما را نیز از بین می‌برد.
جهالت همیشه به معنای بی‌سوادی نیست و ممکن است فردی تحصیلات بالایی داشته باشد؛ اما در شناخت انسان‌ها، درک شرایط دیگران یا کنترل احساسات خود دچار جهالت باشد. از نگاه من، جهالت زمانی شکل می‌گیرد که انسان بدون آگاهی کافی، خود را صاحب‌نظر بداند و حاضر نباشد واقعیت را از زاویه‌ای دیگر ببیند. بسیاری از قضاوت‌های اشتباه نتیجه‌ی همین جهالت هستند. وقتی از شرایط زندگی یک فرد خبر نداریم؛ نمی‌توانیم درباره‌ی تصمیم‌ها یا رفتارهای او به
درستی قضاوت کنیم. هر انسانی داستانی دارد که شاید دیگران از آن بی‌خبر باشند. چه بسا رفتاری که از نظر ما نادرست به نظر می‌رسد، نتیجه‌ی سختی‌ها و مشکلاتی باشد که هرگز تجربه نکرده‌ایم. به‌ عقیده‌ی من انسان آگاه قبل از قضاوت کردن سؤال می‌پرسد، تحقیق می‌کند و تلاش می‌کند که حقیقت را بشناسد؛ اما انسان جاهل معمولاً زود نتیجه‌گیری می‌کند و تصور می‌کند برداشت اولیه‌اش همیشه درست است که این همان تفاوت مرز میان خرد و نادانی را مشخص می‌کند.
اگر در جامعه یاد بگیریم کمتر قضاوت کنیم و بیشتر به دنبال شناخت و آگاهی باشیم؛ روابط انسانی سالم‌تر خواهد شد. احترام به تفاوت‌ها، شنیدن حرف دیگران و پرهیز از پیش‌داوری می‌تواند بسیاری از سوءتفاهم‌ها را از بین ببرد. به‌ نظر من یکی از نشانه‌های بلوغ فکری این است که بدانیم همه حقیقت را نمی‌دانیم و ممکن است برداشت ما از یک موضوع اشتباه باشد. در پایان به نظر من هرچه انسان بیشتر بیاموزد و با دید بازتری به زندگی نگاه کند؛ کمتر دیگران را محکوم می‌کند و بیشتر به درک و همدلی نزدیک می‌شود و این نگاه، نه تنها باعث رشد فردی می‌شود؛ بلکه جامعه‌ای مهربان‌تر و منصف‌تر نیز به وجود می‌آورد.

سلام دوستان شهلا هستم یک همسفر

برداشت من از موضوع قضاوت و جهالت این است که بسیاری از مشکلات زندگی‌ام زمانی به‌وجود آمد که بدون آگاهی کافی درباره‌ی افراد، شرایط یا اتفاقات قضاوت‌ کردم. امروز متوجه شده‌ام که قضاوت کردن کار بسیار آسانی است؛ اما درک‌کردن و فهمیدن سخت است. جهالت فقط ندانستن نیست؛ گاهی فکر می‌کنیم همه چیز را می‌دانیم و همین باعث می‌شود فرصت یادگیری را از خودمان بگیریم. زمانی که در تاریکی و جهالت هستیم، دیگران را با معیارهای محدود خودمان می‌سنجیم و ممکن است به آن‌ها ظلم کنیم. در کنگره۶۰ یاد گرفتم که هر انسانی داستانی دارد و من از آن خبر ندارم؛ پس بهتر است به‌جای قضاوت، بیشتر گوش بدهم، یاد بگیرم و با محبت و احترام با دیگران برخورد کنم. هرچه آگاهی بیشتر می‌شود؛ کمتر قضاوت می‌کنم و جای آن را درک، همدلی و آرامش می‌گیرد. امروز سعی می‌کنم قبل از هر قضاوتی از خودم بپرسم: آیا همه واقعیت را می‌دانم؟ آیا اگر جای آن فرد بودم، باز هم همین نظر را داشتم؟ به‌نظر من حرکت از جهالت به سمت دانایی، سفری است که با فروتنی آغاز می‌شود. وقتی بپذیرم که همه چیز را نمی‌دانم، راه یادگیری برایم باز می‌شود و نگاه مهربان‌تری به خودم و دیگران پیدا می‌کنم.
از خداوند سپاسگزارم که فرصت آموزش و رشد را در کنگره۶۰ برای ما فراهم کرده است تا به‌جای قضاوت، آگاهی را انتخاب کنیم و به جای جهالت، در مسیر دانایی قدم برداریم.

سلام دوستان مینا هستم همسفر

برداشت من از جهالت و قضاوت این است که گاهی بزرگترین مانع رشد انسان، غرور و ناآگاهی و جهل او است؛ یعنی ممکن است آدم چیزی را نداند، اما به‌جای اینکه دنبال یاد گرفتن برود؛ بر‌اساس همان ندانسته‌ها تصمیم بگیرد و درباره‌ی دیگران نظر بدهد. قضاوت معمولاً از جایی شروع می‌شود که ما فقط ظاهر یک موضوع را می‌بینیم و خیال می‌کنیم که تمام حقیقت را فهمیده‌ایم؛ در صورتی که هر آدمی یک مسیر، یک گذشته و یک شرایطی دارد که ما از آن بی‌خبر هستیم. وقتی دائم دنبال پیدا کردن عیب و ایراد دیگران هستیم از شناخت و اصلاح خودمان غافل می‌شویم. شاید بهتر باشد قبل از اینکه درباره کسی نظر بدهیم؛ اول ببینیم خودمان در چه جایگاهی قرارداریم. به‌نظر من جهالت فقط بی‌سوادی و کمبود اطلاعات نیست؛ گاهی یعنی اینکه انسان در یک نقطه بماند و نخواهد دیدش را تغییر دهد یا به‌عبارتی نخواستن دیدن حقیقت و اینکه انسان فکر کند راه خودش تنها راه درست است. وقتی از این حالت فاصله می‌گیریم، تازه فرصت پیدا می‌کنیم یاد بگیریم و تغییر کنیم.‌ قضاوت کردن مثل این است که با چشم بسته درباره‌ی یک مسیر نظر بدهیم؛ چون تمام راه را ندیده‌ایم. شاید چیزی که از بیرون ساده به نظر می‌آید، برای یک نفر یک جنگ بزرگ در درونش باشد. اگر ما درست آموزش ببینیم و در مسیر صحیح حرکت کنیم؛ می‌فهمیم که راه مقابله با قضاوت، شناخت خودمان و بالا بردن دانایی است و هرقدر این شناخت و دانایی بیشتر شود به تبع آن قضاوت ما از دیگران کمتر خواهد شد. برای من پیام این موضوع این بود که به‌جای پیدا کردن ضعف و تمرکز روی اشتباهات دیگران، بیشتر روی تغییر و بهتر شدن خودم تمرکز کنم، با آگاهی و محبت به انسان‌ها نگاه کنم؛ در این صورت حتما به تعادل و آرامش خواهم رسید.
«مزن بر آدمی مُهرِ بدی با یک نگاه
که پنهان است در هر دل، هزاران راز و راه»


رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر معصومه( لژیون یازدهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: همسفر مهدیه نگهبان سایت رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .