همسفر نگين رهجوی لژيون يازدهم از نمايندگی رودکی در باب دستور جلسه«قضاوت و جهالت» چنین نوشت:
یکی از اساسیترین و بنیادیترین مسائلی که ما در آموزشهای کنگره۶۰ با آن مواجه هستیم ،موضوع قضاوت و جهالت است. میتوان گفت: اگر انسان این موضوع را بهدرستی نیاموخته باشد؛ در برابر آموزشها بسیار مقاوم و غیر قابل نفوذ عمل میکند. قضاوت؛ یعنی صدور یک حکم و هر حکمی که صادر میشود، توابع و پیامدهایی دارد و فرقی نمیکند که این حکم در بیرون اجرا شود یا فقط در ذهن ما شکل بگیرد. وقتی ما، در ذهن خود دربارهی یک شخص یا یک موضوع قضاوت میکنیم؛ در واقع یک فرمان صادر کردهایم و باید منتظر نتایج و آثار آن باشیم. فرض کنید در ذهن خود میگوییم: این شخص گناهکار ، متجاوز و حرامخوار است، ما یکسری تحلیلهای ذهنی انجام میدهیم، به یک نتیجه میرسیم و سپس یک صفت را به آن شخص یا مجموعه نسبت میدهیم که این همان قضاوت است. بلافاصله بعد از قضاوت، یک احساس در ما شکل میگیرد؛ احساسی که بازتاب همان حکم صادرشده است و از همینجا است که تخریب آغاز میشود.اگر به موضوع دقت کنیم؛ میبینیم که حتی در جوامع بشری، قضاوت یک کار فوقالعاده تخصصی است. یک قاضی برای صدور حکم، نیاز به دادستان، وکیل مدافع، هیئت منصفه، پرونده، مدارک، اطلاعات از منابع مختلف و بررسیهای دقیق و زمانبر دارد و احتمال اینکه حکم خطا دهد، بسیار زیاد است؛ اما انسان بهراحتی در ذهن خود همه این نقشها را بازی میکند؛ خودش پلیس، دادستان، وکیل مدافع، قاضی و هیئت منصفه میشود و جلسهی دادگاه را بدون حضور متهم، در کمتر از چند ثانیه برگزار میکند و حکم هم صادر میشود. نکتهی جالب اینجا است که وقتی ما به کسی سیلی میزنیم، عکسالعملش را میبینیم؛ اما وقتی در ذهنمان او را محکوم میکنیم، اثرش قابل رؤیت نیست و این اثر، دهها برابر قویتر و مخربتر است.قضاوت مثل شلیک یک موشک است؛ ممکن است دیر برسد، اما قطعاً میرسد.
انرژی منفی قضاوت وارد یک سیستم میشود و آن سیستم هم ناخودآگاه واکنش نشان میدهد و گاهی این انرژی منفی باعث گره خوردن پروندهها، خراب شدن روابط، ایجاد بیماری، تنفر، اضطراب و جنگهای پنهان میشود؛ به همین دلیل است که میبینیم آدمها کنار هم زندگی میکنند، اما حالشان خوب نیست. در بعضی فضاها انرژی بدی وجود دارد که شبیه میدان جنگ هستند؛ چرا چنین است؟ چون در آن فضا، افراد مدام در حال قضاوت کردن یکدیگر هستند البته هیچکس دوست ندارد در میدان جنگ بماند؛ حتی اگر مجبور باشد. محل کار، کلاس، خانواده یا حتی نمایندگی میتواند میدان جنگ باشد؛ اگر قضاوت در آن جاری باشد. قضاوت مثل زغال گداخته است؛ اگر در دست نگهش داری، اول خودت را میسوزاند و نتیجهی قضاوت می شود تخریب فضا, از بین رفتن اعتماد, آلوده شدن انرژی جمع، کاهش توان ماندن.
انسان نادان دنبال جنگ است؛ چون نمیتواند عیبهای خودش را ببیند و آنها را به دیگران نسبت میدهد، اما انسان دانا دنبال صلح است؛ چون میداند فقط در آرامش، ساختن ممکن است. نکتهی بسیار مهم این است که قضاوت در جایگاه خودش لازم و حیاتی است. بیشتر قضاوتهایی که ما در زندگی روزمره انجام میدهیم؛ بیمورد، باطل و مخرب هستند و این قضاوتها انرژی ما را میگیرند، حال ما را خراب میکنند و ما را از مسیر رشد خارج میکنند. بسیاری از آسیبهای اجتماعی، نتیجهی همین قضاوتهای جاهلانه است؛ اما کسی که دانایی دارد حتی بدون صدور فرمان، باعث میشود دیگران خودشان مسیر درست را انتخاب کنند و نمونهاش کنگره۶۰ است؛ جایی که با افزایش دانایی، هر هفته دهها نفر به رهایی میرسند، بدون زور، بدون اجبار، بدون جنگ. قضاوت انرژی میخواهد و اگر دانایی نباشد؛ این انرژی تخریب میشود. قضاوت نادرست اول خود ما را میسوزاند.
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: نگهبان سایت همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
22