من قبل از ورود به کنگره۶۰ خیلی راحت در جمع مینشستم و قضاوت میکردم و همیشه بعد از این عمل ناپسند خود، ناراحت میشدم و یک حال خرابی سراغ من میآمد بدون آنکه بدانم علت آن چیست
خدا را بینهایت شکر با ورود به کنگره۶۰ فهمیدم با این کار ضدارزشی چه آسیبی به خودم و اطرافیانم وارد میکنم. زمانی حال من خراب باشد صددرصد حال اعضا خانواده من هم خراب میشود.
آقای مهندس حسین دژاکام به زیبایی میفرمایند: برای قضاوت کردن خیلی ویژگیهای خوب و خیلی اطلاعات باید داشت تا بتوانیم قضاوت کنیم با این حال باز هم امکان خطا وجود دارد.
انسان دارای قدرت اختیار است و میتواند راه درست را انتخاب کند و از قضاوت کردن که کار من آزاده نیست دوری کنم و راه درست را انتخاب کنم چون من قدرت اختیار دارم زیرا از روز اَلست که به انسان قدرت اختیار داده شده آنجا قدرت قضاوت کردن هم داده شد اما قضاوت در مورد خودش انسان موجودی است گویی قاضی به دنیا آمده و مرتب باید در حال قضاوت کردن باشد مثلاً: کنگره بروم یا نروم؟ به این تلفن بزنم یا نزنم و ...
انسان به این دلیل سر دو راهی است و دائم در حال انتخاب کردن یکی از راهها است. پس چه خوب است راه درست را انتخاب کنیم.
قضاوت تا زمانیکه در مورد خودم باشد هیچ مشکلی ندارد اما زمانیکه خارج از حیطه خودم باشد آنگاه جهالت آغاز میشود و این جهالت در اثر نادانی میباشد.
چقدر زیبا قوانین کنگره۶۰ به من آزاده میگوید: در امور شخصی هیچ کس نباید تجسس کنم اگر من در امور زندگی دیگران گمان بد یا ظن بد بردم اولین قدمی است که وارد قضاوت شدم و بعد از آن در امور شخصی افراد تجسس میکنم و بعد شروع به قضاوت کردن میکنم و حکم صادر میکنم.
آقای مهندس حسین دژاکام می فرمایند: پرونده این قضاوت کردن به جهالت برمیگردد.
زمانی من به کنگره۶۰ آمدم فهمیدم که شغل افراد به من ربطی ندارد و نباید در زندگی دیگران تجسس کنم؛ زیرا اگر غیر از این باشد من با این کار ناشایست خود وارد قضاوت کردن میشوم وقتی من جلوی این حرکت خودم را بگیرم مطمئن باشم که وارد قضاوت نمیشوم.
من باید یاد بگیرم هرچه به من مربوط نمیشود وارد آن نشوم به قول آقای دژاکام اگر خوب بیل میزنیم باغچه خودمان را بیل برنیم یا اگر خوب فیلمبرداری میکنیم دوربین را روی خودمان بگذاریم و فیلمبرداری کنیم.
به فرموده حضرت مسیح خاری را در چشم دیگران میبینیم اما بیلی را در چشم خود نمیبینیم.
چقدر با آگاهی آقای مهندس دژاکام اول صحبتهای دعا میکنند، خداوندا ما را از دست دشمن خود که جهل و ناآگاهی است نجات بده!
قضاوت ارتباط مستقیم با جهالت دارد؛ هرچه انسان جاهلتر، قضاوت کردن بیشتر است و هرچه انسان داناتر باشد کمتر قضاوت میکند بنابراین انسان ذهن آرامتری دارد و دیگران را قضاوت نمیکند.
دانایی کار سختی است بنابراین به آسانی و مجانی به دست نمیآید و باید برای آن زحمت کشید. برای آموزش انسان صد سال وقت میخواهد تا بتواند از آن منیت و خودبزرگبینی دست بردارد زیرا همینها براساس قضاوت است.
وقتی خودبزرگی باشد قضاوت میکنیم که من از همه بزرگتر هستم و در این صورت هم به خودمان و هم به دیگران ضربه میزنیم.
زمانی ما در قضاوت و جهالت یکسری قوانین را رعایت کنیم به نتیجه میرسیم و اگر رعایت نکنیم به نتیجه هم نمیرسیم. پس همه ما باید قضاوت را در مورد مسائل خودمان انجام بدهیم و در زندگی کسی تجسس و غیبت که همان قضاوت کردن است را انجام ندهیم.
آقای مهندس حسین دژاکام میفرمایند: ما به خاطر همین در کنگره۶۰ از کسی اطلاعات شخصیاش را که چه شغلی دارد و آیا ازدواج کرده نکرده چند تا بچه دارد و ... را نمیپرسیم. به خاطر همین افراد در یک لژیون همه صمیمی هستند؛ زیرا در مورد هم تجسس و قضاوت نمیکنند.
انشاالله من آزاده هم بتوانم به این دانایی و آگاهی برسم و هرچه را آموزش میگیرم عملی کنم و از قضاوت کردن دور باشم.
رابط خبری: راهنمایتازهواردین همسفر مریم
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
32