درباره قضاوت و جهالت باید بگویم که قضاوت به معنی حکم دادن و قاضی بودن است و جهالت به معنای نادانی و ندانستن آگاهی برای اینکه کسی بتواند قضاوت کند باید به چندین موضوع آگاهی داشته باشد، بر فرض مثال ما یک شغل داریم به عنوان قاضی که کارش قضاوت کردن است حتی قاضی هم وقتی میخواهد قضاوت کند از کارشناسان که شغل آن ها در این رابطه است کمک میگیرد و با چندین جلسه پیگیری و جستجو باز هم امکان دارد که اشتباه کند، من صادق چطور در زمان مصرف یا در زندگی عادی خودم یکی را مورد قضاوت قرار میدهم و آن شخص را در ذهن خودم به اشد مجازات میرسانم، حتی به آن شخص فرصت دفاع کردن از خودش را هم نمیدهم یعنی در تایم کوتاهی که از ذهنم میگذرد قضاوت میکنم و حکم میدهم و رای هم صادر میکنم.
در زمان مصرف من خودم خیلیها را مورد قضاوت قرار میدادم حتی خانواده خودم را هم در ذهن خودم قضاوت میکردم ولی با ورود به کنگره60 وقتی آقای مهندس گفتند :«خدایا به تو پناه میبرم از بزرگترین دشمن خودم که جهل خودم است.» فهمیدم تمام مشکلات من از کجا سرچشمه میگیرد از جهالت خودم واز ناآگاهی خودم، چون از موضوعی که اصلاً آگاهی ندارم به راحتی قضاوت میکنم به خاطر همین آقای مهندس دستور جلسه «قضاوت و جهالت» را روبروی هم قرار داده است یعنی قضاوت کردن آدمها دقیقاً از جهالت آن شخص میباشد ، اگر شخصی بیاید کنگره و راهنما را قضاوت کند آن رهجو به درمان نمیرسد، امیدوارم تمام سفر اولیها بدون قضاوت کردن به درمان و سفر دومیها به شال زیبای راهنمایی برسند.
نویسنده: راهنمای تازه واردین مسافر صادق
ویرایش و ارسال: همسفر میثم«لژیون یکم»
مسافران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
204