قضاوت، رابطه مستقیمی با جهالت دارد. قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ناآگاهی و ندانستن است. انسان همواره در حال قضاوت است. این قدرت به او داده شده تا در مورد خودش و مسیر زندگی تصمیم بگیرد؛ اما گاهی ما از روی ناآگاهی، در اموری که به ما ارتباطی ندارد دخالت کرده و به حریم دیگران تجاوز میکنیم. ما از شرایط و ریشههای زندگی دیگران بیخبریم و تنها ظاهر آن را میبینیم. تجسس، بذر قضاوت و غیبت را میکارد و ما را در جایگاه قاضی قرار میدهد، جایگاهی که ریشه در جهل دارد. همانطور که آقای مهندس میفرمایند: «اگر خیلی خوب بلدیم بیل بزنیم، بهتر است باغچه خودمان را بیل بزنیم.»
من پیش از ورود به کنگره۶۰، درگیر قضاوتهای مداوم بودم، از مسافرم گرفته تا خانواده و دوستانش؛ اما با گوش دادن به سیدی «قضاوت» آموختم که برای رسیدن به آرامش؛ باید قضاوت را از خود دور کنم و دیدگاه منفی نسبت به دیگران را کنار بگذارم. یاد گرفتم بهجای دیدن عیوب دیگران، تنها بر روی عیوب خودم تمرکز کنم و با آموزش گرفتن، دانایی را به «دانایی مؤثر» تبدیل نمایم. در واقع، قضاوت کردن نوعی فریب خوردن خود است. ما با قضاوت کردن، به جای مواجهه با حقیقت خودمان، درگیر توهم دانستن حقیقت دیگران میشویم. حقیقت این است که هر انسانی در نبرد با چالشهای درونی خویش است و ما تنها شاهد تئاتری از رفتارهای بیرونی هستیم که ریشههای آن در اعماق جان پنهان است.
وقتی از دید قاضی به جهان نگاه میکنیم، در حقیقت از دید یک شاگرد و یادگیرنده فاصله میگیریم. وظیفه ما در این مسیر، مشاهده کردن واقعیتها بدون برچسب زدن به آنهاست، چرا که هر برچسبی که بر پیشانی دیگری میزنیم، در واقع زنجیری است که خودمان را به دام جهل و محدودیت فکری میبندیم. بزرگترین دشمن ما، جهل و نادانی خودمان است. همان که آقای مهندس در ابتدای تمامی جلسات با ۱۴ ثانیه سکوت، ما را به پناه بردن از آن به خداوند دعوت میکنند. هرچه سطح دانایی بالاتر برود، قضاوت دیگران کمتر میشود. من نیز با ورود به لژیون، متعهد میشوم که به حرمتهای کنگره احترام بگذارم، از داوری دیگر اعضا، پرهیز کنم و تمام انرژی را صرف آموزش و اصلاح خودم نمایم که قطعاً اینگونه، سفر باکیفیتتری خواهم داشت.
من دریافتهام که هر ذره از انرژی که صرف تحلیل زندگی دیگران میکنم، از ذخیره توان من برای تغییر خود میکاهد. اگر بخواهیم در لژیون و کنگره، تجربهای عمیق و تحولآفرین داشته باشیم؛ باید یاد بگیریم که مرز میان «مشاهده» و «داوری» را حفظ کنیم. هدف من از این پس، جایگزینی نگاه قضاوتگر با نگاهی پذیرا و یادگیرنده است. نگاهی که به جای جستجوی نقص در دیگران، در جستجوی فرصتهایی برای رشد در درون خویش باشد. در پایان، از خداوند میخواهم در این مسیر یاری کند تا اندیشهام را در جهت مثبت به کار ببرم و با قضاوت نکردن دیگران، خود نیز از تیغ قضاوت در امان بمانم.
نویسنده: همسفر فاطمه (ع) رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر فاطمه (س) رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
77