English Version
This Site Is Available In English

همسفر زرنگ صبر می‌کند

همسفر زرنگ صبر می‌کند

دید‌ه‌بان‌ها ستون‌های کنگره۶۰ هستند که بنای کنگره بر شانه‌های آن‌ها استوار خواهد بود، آن‌ها با نگاهی نافذ، مسیر را رصد می‌کنند تا عدالت، معرفت و عمل سالم، چراغ راه مسافران و همسفران باقی بماند.

دیده‌بان محترم، مسافر اصغر در گفتگویی ویژه با بخش همسفران نمایندگی امام‌‌قلی‌خان، از اهمیت جایگاه همسفر و تأثیر آموزش‌ها بر استحکام خانواده‌ها سخن می‌گویند. در ادامه شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

مسافر اصغر با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۳ ماه با روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس سفر کردند. رشته ورزشی ایشان در کنگره والیبال و شنا است. الان هم به مدت ۱۵ سال هست که آزاد و رها هستند.

در حرمت کنگره۶۰ به حفظ حریم‌ها بسیار تاکید شده است، چگونه یک همسفر می‌تواند در محیط خانه، حریم شخصی مسافرش را حفظ کند؛ در حالی که درگیر مسئولیت‌های زندگی مشترک است؟

هر جایی برای خودش یک حریم و حرمتی دارد چه در محیط کنگره۶۰، خانه یا اجتماع و این بستگی به آموزش دارد، اگر نتوانستید اجرا کنید این ناشی از عدم آموزش است. ما در کنگره به دنبال قوانین زندگی کردن هستیم و این قوانین فقط مختص کنگره نیست و به طبع در محیط خانواده هم هست. کوتاه‌ترین راه به بهشت، صراط مستقیم یعنی یاد گرفتن قوانین است و می‌بینید که هم به کارهای خانه رسیدگی می‌کنید و هم حرمت را اجرا کرده‌اید، اصلاً کارهای خانه حرمت و قوانین است؛ اما ما این را بلد نبودیم و نمی‌دانستیم که چه کلامی را کجا و چه موقع بگوییم و چه کاری را انجام دهیم و هم وقت کم می‌آوردیم و هم این‌که بین ما حریم و حرمت نبود و این‌ها همه بسته به آموزش دارد؛ اما آموزش‌دهنده هم بایستی درست باشد و علمی که به سلامت ختم شود. آبروی علم به عملش است، ما قبل از ورود به کنگره هم آموزش می‌دیدیم؛ اما آموزش‌‌ها کاربردی نبود و ما در کنگره می‌بینیم که آموزش‌ها نه تنها مفید برای خانواده، بلکه برای جامعه و حتی برای حیات‌های بعدی ما هم قابل استفاده است؛ چراکه ما برای تکامل آمده‌ایم و در‌ کنگره رشد تکامل را به ما یاد می‌دهند که چگونه انجام دهیم.

بعضی از همسفران تصور می‌کنند اگر مسافرشان را رها کنند، یعنی او را نادیده بگیرند، چگونه می‌توان به همسفر آموزش داد که رها کردن یعنی به اختیار مسافر احترام گذاشتن؟

خداوند به پیامبر هم فرمودند که تو تذکر دهنده‌ای؛ یعنی تو تغییر دهنده نیستی، ما در کنگره می‌بینیم که همسفر دارد تلاش خودش را می‌کند که مسافر را تغییر دهد و آنجاست که باید او را رها کند؛ چون نمی‌تواند او را تغییر دهد؛ اما اگر در کنار هم هستند؛ چرا به همدیگر کمک نکنند؟ من شخصاً با همسفرم به یکدیگر کمک می‌کردیم و حتی سوالات همدیگر را جواب می‌دادیم؛ ولی موقعی که مسافر نمی‌خواهد تغییر کند و همسفر همه تلاش خودش را می‌کند، اینجا باید رها کند و این رها کردن به معنی این نیست که شما رها کنید که هر اتفاقی بیفتد؛ بلکه باید علم خود را زیاد کنیم و هر موقع که من بیشتر تغییر کردم، بدون این‌که به خودم فشار بیاورم اثرگذارتر است؛ چون حتماً همسفر و مسافر در یک خانه روی هم تاثیر می‌گذارند؛ ولی این تغییرات باید به صورتی باشد که من نخواهم طرف مقابل را تغییر دهم و اگر خودم تغییر کردم، او هم کم‌کم تغییر خواهد کرد. بعضی اوقات هم باید رها کرد و به اختیار مسافر احترام گذاشت؛ اما در حدی که باعث آسیب به خانواده نباشد؛ مثلاً اگر از حالت تعادل طبیعی خارج شد و باعث به وجود آمدن ضرر و زیان مالی یا جانی خانواده شد، آنجا نمی‌توان گفت که هر کار می‌خواهد بکند و این را ما بایستی تشخیص دهیم که نه بخواهیم تلاش زیاد برای تغییر او کنیم و نه این‌که با رها کردن مسافر و به حال خود گذاشتن او ضرر به زندگی و خانواده خود بزنیم.

بسیاری از همسفران تصور می‌کنند که همه چیز را برای مسافر فراهم کنند تا فقط او درمان شود، این رفتار چه حد با حرمت کنگره در تضاد است؟

رها کردن با بی‌تفاوتی دو موضوع متفاوت است، ما در کنگره می‌گوییم بهترین پرنده عقاب است؛ چراکه عقاب لانه‌اش را بر فراز کو‌ها می‌سازد، چشم‌های تیزبینی دارد و مراقب زندگی‌اش است. یک همسفر اول که وارد کنگره می‌شود در ابتدا برای بیمار خود می‌آید و بعد از مدتی متوجه می‌شود که کنگره برای خودش هم مفید است و آموزش‌هایی اینجا هست که می‌تواند به خودش هم کمک کند و برای بازسازی خودش هم اقدام کند و به حال خوش برسد. وقتی که آموزش بگیرد و به آن‌ها درست عمل کند، مطمئن باشید که روی درمان مسافر اثر می‌گذارد. من بارها دیدم که مسافر به کنگره نیامد؛ اما همسفر خودش آمد و بعد از مدتی مسافر به کنگره برگشت و الان مسافر راهنما شده است. مگر می‌شود وعده خداوند دروغ باشد و تلاش من بی‌ثمر باشد؛ اما تلاش باید با حساب باشد و تلاش من فضولی و تجسس نباشد و نیت مهم است که چه باشد، بعضی‌ها فقط آمدند که مسافر تغییر کند و همیشه هم ناامید از درمان مسافر هستند و خودشان را نمی‌بینند؛ در صورتی که در زندگی اگر خوبی یا حتی اعتیاد هست مشترک است، شما زمانی که متوجه شدید مسافرتان مصرف‌کننده هست راضی به مصرف او شدید که او هم باز مصرف کرد؛ بنابراین موفقیت‌ها و شکست‌ها در زندگی زناشویی دوطرفه است و همسفری دانا و زرنگ است که صبر کند؛ اما گاهی بی‌صبری کار را خراب می‌کند و هیچ‌وقت ناامید نباشید و من در این چند سالی که در کنگره هستم همسفرانی دیده‌ام که ایستادند و مسافرشان بعداً به درمان رسید و بعضی هم مسافر بهتر از همسفر سفر کرد و حتی رها هم شد؛ ولی به علت عدم حرکت درست همسفر، مسافر هم از کنگره رفت.

یک همسفر چگونه مرز بین خدمت صادقانه و بلاعوض را با گره مسئولیت متوجه شود که درگیر گره مسئولیت نشود؟

اگر بسم‌ الله الرحمن الرحیم را عمل کنیم دیگر به همه خواسته‌ها رسیده‌ایم، به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند می‌بخشد من هم می‌توانم خیلی چیزها را ببخشم تا حالم خوب شود. اول کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر به ما می‌گوید: من آب می‌آورم تو آن‌قدر بنوش که سیراب شوی؛ اما نه زیر آب، یعنی می‌گوید دروغ نگو، بعد باید ببینید که با چه هدفی به کنگره۶۰ آمده‌اید؟ زمانی که به کنگره آمدیم؛ فقط می‌گفتیم خدایا ما را از اعتیاد نجات بده و راه درمان را خدا به ما نشان داد و شاید میلیون‌ها آدم فقط هدفشان همین است که خدا راه را به آن‌ها نشان دهد، من وقتی به کنگره آمدم، هدفم را یادم رفت و به دنبال سبزه‌ها گشتم، یعنی به دنبال به دست آوردن جایگاه‌ها بودم؛ اما اگر هدفم رسیدن به آرامش و تکامل است، مطمئن باشید که به همه خواسته‌ها می‌رسم. برای تشخیص خواسته‌های واقعی از دروغین باید به حال خود نگاه کند؛ مثلاً اگر دوره خدمتی‌اش تمام شد و دیگر به کنگره نیامد، این برای جایگاه آمده بود؛ البته جابه‌جایی جایگاه‌ها انرژی را کم یا زیاد می‌کند؛ اما این‌که تو را از هدفت دور کند این نه! مهم‌ترین راهی که من تشخیص دهم که در صراط مستقیم هستم این است که به حال خودم نگاه کنم اگر توانستم حال خودم را خوب کنم می‌توانم حال دیگران را خوب کنم و این نشانگر مسیر درستی هست که دارید می‌روید و نشان‌دهنده مرز بین عمل درست و عمل به ظاهر نیک است. اگر من فقط در کنگره انسان خوبی باشم؛ ولی بیرون از کنگره یک کنگره‌ای نباشم‌، یعنی اصلاً سودی نبرده‌ام؛ چون ما در کنگره یاد می‌گیریم که چگونه زندگی کنیم و همه این قوانین را آموزش می‌بینیم که چه طور هم خودمان زندگی کنیم و هم این‌که بگذاریم دیگران هم زندگی کنند.

کلام آخر:

من اول از خدای خودم تشکر می‌کنم، خدایی که وصل‌ها را انجام می‌دهد و ما را با کنگره۶۰ آشنا کرد، خدایی که آقای مهندس را سر راه ما قرار داد، بزرگ دانشمند عصر حاضر که توانست درمان اعتیاد را که برای دنیا هنوز ناشناخته است و برای ما صادر شده، درمانی که نه تنها جسم، بلکه پیکره‌های دیگر ما را نیز درمان می‌کند، درمانی که خیلی‌ها از آن سود بردند؛ ولی بدون اثر بود. تشکر می‌کنم از آقای مهندس که نه تنها درمان اعتیاد، بلکه درمان اضافه وزن را هم کشف کردند و من هم با این روش تا به امروز به راحتی ۴۶ کیلوگرم کم کرده‌ام و باور این برای خیلی‌ها هنوز سخت است؛ مثل درمان اعتیاد که دنیا هنوز به درمان قطعی آن باور ندارد؛ ولی برای ما هم روش درمان اعتیاد و هم روش دژاکام برای کاهش وزن حل شده است. مطمئن هم باشید که همه بیماری‌ها توسط این مرد بزرگ درمان می‌شود؛ چون هدفشان کنگره و خدمت به انسان‌ها است و روش ایشان برگرفته از کلام‌الله و قانون هستی است و یاد گرفتیم که ابداع این کار از ماه مبارک رمضان شروع شد و ان‌شاءالله که موفق و موید باشید و امروز از بودن در کنار شما خیلی انرژی گرفتم و سپاسگزارم.

طراح سوال و مصاحبه کننده: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر الهام
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امام قلی خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .