دوازدهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی مرزبان همسفر حسین، نگهبانی همسفر علیرضا و دبیری همسفر جعفر، با دستور جلسه «قضاوت و جهالت»، شنبه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک همسفر. متشکرم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر جلسه و راهنمای محترم آقا مصطفی که این خدمت را به من دادند تا آموزش بگیرم. مهندس و استاد امین درباره جهالت میگویند که برای قضاوت بایستی پیشنیازهایی باشد؛ اگر بخواهیم قضاوت کنیم، در مورد آن مسئله بایستی آگاهی، معرفت و دانایی داشته باشیم. موقعی که انسان خلق شد و به او اختیار داده شد، قضاوت هم به انسان داده شد؛ آقای مهندس میگویند که انسان فقط میتواند در مورد خودش قضاوت کند. انسان در جاهایی میتواند قضاوت کند که مثلاً بخواهد ماشینی بخرد؛ طرف میگوید که مشکلی ندارد و همهچیز درست است، ولی من در آنجا میتوانم قضاوت کنم که ماشینی که میخواهم بخرم را به مکانیکی، کارشناسی یا پیش کسی که در آن کار خبره است ببرم تا به من بگوید ماشین مشکلی ندارد؛ یا کسی که میخواهد به خواستگاری برود، میتواند قضاوت کند که آیا چیزهایی که در مورد کسی که میخواهد با او ازدواج کند میگویند، راست است یا دروغ. در ادامه، آقای مهندس در مورد جهالت صحبت میکنند که انسانها فکر میکنند ترس، ناامیدی، منیت، حسادت، کینه و تنفر، پیشزمینه جهالت هستند؛ ولی هیچکدام از آنها پیشزمینه جهالت نیست. جهالت از نداشتن دانایی است و تمام این مسائلی که گفته شد مانند ترس، منیت و…، همگی میوه و زاییده جهالت هستند؛ یعنی جهالت از خودش ماهیتی ندارد. در ادامه سخنان، آقای مهندس در مورد تجسس صحبت میکنند که به منِ همسفر هم برمیخورد؛ وقتی مسافرم در سفر اول باشد، بخواهم تجسس کنم که آیا بهموقع رفت کنگره؟ یا رفت فلان جا با چه کسی بود؟ یا با چه کسی رفت بیرون؟ ولی باید سعی کنیم تجسس نکنیم تا او بتواند سفرش را بهخوبی انجام دهد.

من در سفر اول مسافرم خیلی تجسس میکردم که چهکارهایی میکند و با چه کسانی به بیرون میرود؛ همینطوری تجسس میکردم تا یک روز راهنمایم به من گفت: او را ۱۰ ماه یا ۱۱ ماه رها کن، بگذار سفرش را انجام دهد و به درمان برسد. وقتی راهنمایم چنین حرفی را زد، خیلی آرام شدم. در سفر اول مسافرم خیلی به من کمک کردند و الان نزدیک ۲۲ ماه است که مسافرم رها شده است. خیلی سعی کردم که او را تجسس نکنم و آن گمانِ بد یا ظنِ بد را نداشته باشم؛ وقتی تجسس را کنار گذاشتم یا بهعبارتدیگر کمش کردم، خیلی آرامش گرفتم و الان بهراحتی در کنار هم زندگی میکنیم. دکتر امین میگویند که وقتی من صفت یا ویژگی بدی را در دیگران میبینم، قطعاً آن ویژگی یا صفت در من وجود دارد؛ یعنی اگر میبینم کسی دارد حسادت میکند، یعنی حسادت در من هست یا مثلاً میبینم کسی کینه دارد، منیت دارد یا هر مسئله دیگری دارد، قطعاً آن ویژگی در من هم هست. مثال زیبایی که استاد امین میگویند این است که آهنربا، آهن را جذب میکند ولی اگر یک چوب را کنار یک آهنربا بگذاریم، یکدیگر را جذب نمیکنند؛ به این دلیل که آن ویژگی که در آهنربا است در چوب نیست که بخواهند یکدیگر را جذب کنند. این مثال برای ما مشخص میکند که آن خصلتی که در درون طرف مقابل ما هست، اگر ما متوجه آن میشویم، یعنی در درون ما هم وجود دارد. استاد امین در مورد تزکیه و پالایش میگوید که مهمترین کاری که نیروهای بازدارنده و منفی میکنند این است که من آن مشکل خودم را نبینم؛ وقتی آن مشکل را در درون خودم نبینم، دنبال اینکه بخواهم آن را حل کنم نمیروم. ممنونم که با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید.

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: همسفر مهدی (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
59