دهم جلسه از دور سوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رزن با دستور جلسه :"حرمت کنگره ۶۰ چرا رابطه کاری مالی در کنگره ۶۰ ممنوع میباشد" با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا و نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر تیمور در روز پنجشنبه مورخ ۱۱ تیر ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام علی رضا هستم مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگه لیاقت پیدا کردم تو این جایگاه قرار بگیرم که از همه شما عزیزان آموزش بگیرم امیدوارم که با کمک هم جلسه خوب و پرباری را بتوانیم برگزار کنیم چون اولین باره به شعبه تان امدم عرض خداقوت و خسته نباشید دارم خدمت تمام مسافران و همسفران خدمتگزاران قسمت مسافرا ن و همسفران راهنماهای محترم ایجنت محترم ،مسافرا ایجنت محترم همسفرا و همه عزیزانی که دست به دست هم دادند که این شعبه را با این حال خوب برای شما فراهم کنم امیدوارم که تو مسیر کنگره همیشه ثابت قدم باشید و روز به روز بهتر از دیروز باشید ان شاالله که رهایی های زیادی از این شعبه بیرون بیاد و همچنین خدمتگزارهای خوبی چون یه بحث رهایی ها برمی گرده به اینکه بمانند و خدمتگزار بشوند چون قبل از جلسه هم پرسیدم می مانند آیا رهایی هاتون یا نه ،گفت خدا را شکر خوب بد نیست من یه زمانی مثل شما سفر اولی نشسته بودم سر جلسه بعد ان کسی که استاد جلسه بود گفت از بین شماها حتما راهنماهایی خواهند بود که در آینده کمک کنند فلان، من علیرضا ان موقع تو سفر اول بودم واقعا به این حرف خندیدم حالا شاید خیلی از شماها هم اگه جلسات اولتون باشد همین حس را داشته باشید گفتم بابا من امدم یک ان موقع تازه نمی دانستم درمانم چیه ترکی کنم و برم حالا که وایسم کنگره و ولی خب کنگره ما رو نمک گیر خودش کرد و بالاخره سیزده چهارده ساله تو این فضا داریم نفس می کشیم در ابتدای عرایضم از راهنمای گرانقدرم جناب آقای پناهنده تشکر می کنم که تا علیرضا هست و نفس می کشد
قدردان زحماتش هستم و اگر امروز یه آرامش نسبی تو خانواده بنده برقراره قطعا حاصل زحمات ایشان و حاصل بستری هست که مرد بزرگی به نام مهندس دژاکام برای ما فراهم کرد

و اما دستور جلسه امروز حرمت کنگره شصت چرا رابطه مالی و فامیلی تو کنگره شصت ممنوعه خدمت شما عرض کنم حرمت از حریم می آد و می دونید که یعنی یه سری انگار قوانین هر جایی برای خودش یک سری قوانین داره برای اینکه اون جا بتونه پویا باشه و از مشکلات به دور باشد کنگره هم از این قاعده مستثنی نیست یک سری قوانین و یه سری حرمت ها گذاشتند که برای حال خوب من و شماست در درجه اول اینکه شاید به نظر بیاد که چرا حالا ما باید این قوانین را رعایت کنیم چرا اینقدر سخت گیری می شود تو مبحث کنگره اول من علیرضا حالا اگه بخوام تلنگر بزنم اینه که من را هیچ کس به زور اینجا نیاورده یعنی من با خواست قلبی خودم وارد اینجا شدم و باید به قوانینش احترام بگذارم شما اگه وارد یه مسجد بشوید حالا نمی دانم چرا اولین مورد مسجد به ذهنم رسید نمی توانی بگویی آقا همه را اینور نماز می خوانند من اصلا دوست دارم من اینوری نماز بخوانم همه باید مثلا تو نمازشان کلمات عربی بگویند من نه می خواهم مثلا یک جور دیگه بگویم تو کلیسا وارد بشوید من نمی دانم تو ارتش که خیلی قانونمند تره تو نمی توانی بگی من اینجوری دوست دارم باید ان قوانین و حرمت ها رو رعایت کنی ولی نکته مهمش عزیزان چیه این قوانین حرمت ها برای سخت گیری نیست برای این نیست که خدای نکرده حال من و شما را بگیرند اینجا آقا این صندلی ننشین برو بشین صندلی جلوتر چه دلیلی داره حتما یه حکمتی پشتش هست به این فکر کنید که تمام این ها دارند جمع می شوند که من و شمایی که وارد کنگره می شوید
با کمترین تنش و آسیبی از این در برویم بیرون اگر قرار بود رابطه مالی تو بحث کنگره شصت مطرح می شد خب افراد می امدند اینجا خب چقدر خوب بود یه سری افراد اینجا هستند می توانند با هم داد و ستد مالی داشته باشند بعد به هم اطمینان دارند همه کنگره ایها خوب امروز آقا من می آیم اینجا آهن فروشم آهنم را می فروشم اون یکی محصولات کشاورزیش را می فروشد بعد ان آقایی که قراره مثلا یک ماه دیگه این پول اینها را برگرداند ندارکه سر موقع بدهد فکر کن اینجا بعد از گذشت چند ماه چه علم شنگه ای به پا می شود دادگاهی هم باید بیایم بزنیم این بغل این کسانی که چکشان پاس نشده کسانی که به من بدهکارند اصلا شما فکرش هم آزاردهنده است جناب مهندس با ان درایتی که داشت از همان ابتدا امد این چیز ها را بست نذاشت که یه اینجور مشکلاتی بخواهد برای کنگره درست خواهد کرد افراد حالا یه شعبات کوچکتر با افراد کمتر شعبات بزرگتر و جاهای بزرگتر کنگره مثلا شما در نظر بگیرید در پارک طالقانی تهران روزهای جمعه چند هزار نفر دور هم جمع می شوند خب اگر قرار بود یک کوچکترین تنشی تو اینها به وجود می امد چه اتفاقاتی می افتاد خانواده ها میان مسافرا همسفرا به راحتی در کنار هم چندین ساعت راسپری می کنند بدون اینکه یه اتفاق کوچکی حتی تو انجا بیفتد یه دعوایی یه دفعه پیش بیاد شما تو پارک های دیگه بروید یه چند ساعت بشینید همینجوری بیننده باشید فقط روزی چند تا دعوا به وجود می اید چرا این همه جمعیت که جمع می شوند به خاطر این حرمت ها ست که رعایت می شود
یک سری قوانین وحرمتها که در کنگره مطرح میشود به خاطر سلامتی ماهاست تو همه ادیان غیبت کردن دروغ گفتن و همه اینها محل اشکال هست درست نیست کنگره هم امده اینها را قدغن کرده نگاه کنید عزیزان فرض کنید یک ظن بد یه گمان بد به وجود می آید من راجع به یه نفری یه گمان بد می برم بعد مجبورم بعد از ان شروع کنم تجسس کردن که چرا اینجوری شد این الان احتمالا امد داشت با ان حرف می زد راجع به فلان، تجسس کنم و بعدش که نمی توانم کاری بکنم بعدش فقط تنها کاری که می کنم من غیبت کردن ر شروع می کنم پیش این و اون آره اینجوری شد اون که اومد انجا داشت با ان حرف می زد راجع به فلان چی بود و یک سری از این داستانها ، نکته ای هم این گوشه بگویم من تو سفر اول بودم داشتند اینها را می گفتند گفتم خب می شود خیلی راحت از کنار اینها گذشت راهنماگفت علیرضا نمی خواهی از کنار همشون بگذری یک هفته فقط غیبت نکن برو ببینم این هفته را چیکار می کنی امروز سه شنبه است سه شنبه بعدی به جان خودم یه شرایطی برام ایجاد شده بود لال شده بودم نمی توانستم اصلا هر حرفی می خواستی بزنی می بینی غیبته، پس اینجوری به این راحتی هم نیست حرمت ها رو نگه داشتن یک کمی سختی دارد
این حرمت هایی که تو کنگره که ما مجبوریم انجام بدهیم به خاطر اینکه این جا سالم بماند ولی بیرون از اینجا هم شما فکر کنید ظن بد نبر گمان بد نبر تجسس نکن غیبت نکن دروغ نگو گفتنش راحته من فکر می کنم وقتی پای عمل می رسد وقتی می خوای این کارها ر عملیاتی کنی تو زندگیت ،چون کنگره ما می آییم یه ویترین هست دیگه می آید یک سری چیزها را به ما آموزش می دهد وقت این را ندارد که دیگر بیاد همه نکات را من باید برم خودم ادامه بدهم مهندس مثال می زند می گوید یک نفری از یکی پرسید اگه می خواهی یک نفر را چند ماهه به یک محصولی برسانی و به یک سودی برسانی صیفی جات را بهش بگو بکارد اگر خواست یک ساله جواب بگیرد باید برود گندم بکارد اگر خواست چند ساله جواب بگیرد باید برود درخت بکارد سیب، گلابی، فلان ولی اگر خواست صد ساله به یک چیزی برسد انسان باید پرورش بدهد این پرورش انسان به این راحتی نیست که من یک شبه بخوابم از فردا علیه السلام، بشوم از فردا دیگه دروغ نمی گویم از فردا دیگر غیبت نمی کنم پشت سر کسی حرف نمی زنم و و و
خیلی چیزهای دیگر باید همان مراحلی که می گوید سفر ما سفر دوم رسیدن به خود بعد رسیدن به خدای خود اینها، کار می برد ولی باید تو این مسیر قدم بردارید اگر قراره حال دلتون خوب بشود اگر قراره بعد از اینکه از این در می روید بیرون احساس کنید یه انرژی گرفتید و حالتان با اونی که قبلش وارد کنگره بشوید فرق کرده باید از حاشیه ها بپرهیزید باید راهنما هرچی می گوید بگویید سمعا و طاعتا کار نداشته باش چرا چراش را بعدا می فهمید راهنما هم به جز بحث درمان شما که چیزی از شما نمی خواهد می گوید رابطه فلان نداشته باشید بین راهنما و رهجو هم هست راهنما نمی تواند با ره جوهاش ارتباط خارج از مسیر کنگره داشته باشد بچه ها یه چیزی بهتون بگویم اگر ارتباط بین راهنما و رهجو باشد اولین کسی که آسیب می بیند ره جو هست ولی راهنما هم تجربه نشان داده در بلندمدت دچار مشکل می شود در بلندمدت این روابط قطعا رویش تاثیر می گذارد و قطعا از ان مسیر کنگره منحرف می کند سعی کنیم این یه گل جا رو به قول قدیمی ها که می گفتد حرمت هایش را نگه داریم ما بیرون از اینجا خیلی مشکلات می بینیم تو سطح جامعه می بینیم دیگه اوضاع چجوری هست می گفت در شهری که عصا از کور می دزدند من دنبال چی هستم ولی اینجا اینجوری نیست اینجا بدون چشم داشت به شما محبت می کنند بدون چشم داشت از شما می خواهند که تو مسیر خوب قرار بگیرید

فقط برای اینکه حال خودت خوب بشود نه اینکه برای ان مرزبان ، ان ایجنت برای راهنما هیچ سودی داشته باشد امیدوارم بتوانید تو این مسیر باشید یک زمانی من تازه شال راهنمایی گرفته بودم آقای حکیمی به من زنگ زد گفت علیرضا می آی بروی همدان کمک کنی خدا رحمت کند یک آقایی به نام آقای پناهی داشت همدان را می چرخاند گفتم نه من نهاوند خودمان وقتی راه افتاد در خدمتتان هستم خب بیا برو همدان را شروع کن یک تجربه می شود برات انشالله از کنار ان شهرهای دیگه ای هم به وجود میایند حالا ما رفتیم و فکر نمی کردیم بتوانیم چند سال تو اون مسیر دوام بیاوریم بعدش ملایر به وجود امد بعد ان رزن و کبوترآهنگ و امیدوارم که این شعبات توی شهرهای مختلف احداث بشوند چون افرادی مثل من و شما دردمند هستند که محتاج این کمک هستند که بتوانند به درمان برسند افراد با آبرویی هستند که نمی توانند خیلی جاها بروند خیلی جاها را نمی توانند و حتی ورود پیدا کنند حتی اسمش را ببرند ولی کنگره یک جایی هست که خیلی راحت می توانند افراد بیایند و به درمان برسند ما قراره پرونده اعتیاد را برای همیشه ببندیم نه یک ماه یک سال دیگه یه پرونده ای را اگر کسی درستسفر کند یک سال درست سفر کند یک عمر لذتش رو ببرد اگر نه خدای نکرده افرادی داریم هفت هشت ساله دارند تو مسیر کنگره میایند و می روند هنوز به هیچ جا نرسیدند ممنونم از دعوتتان ممنونم از ایجنت قسمت همسفرها و مسافرها که دعوت کردند ما امروز امدیم در خدمتتان بودیم خیلی خرسندم که امروز اینجا هستم به افتخار خودتون دست بزنید
مرزبان کشیک مسافر سعید

بارگذاری مسافر مجید
تایپ مسافر نظام
عکاس مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
114