همسفر مهری؛
در سیدی قضاوت و جهالت جناب مهندس از مسافران و همسفران در مورد اینکه چهچیزهایی پیشنیاز قضاوت و جهالت میباشند، پرسیدند. پیشنیاز قضاوت دانایی، خودشناسی، علم، آگاهی و شنیدن سخنان دو طرف است. تقوا، رفعت، معرفت، حقیقت، عدم وابستگی و غیره پیشنیاز جهالت، منیت، ناامیدی، تعصب، حسادت، بیسوادی، خودخواهی و نداشتن تفکر، کلماتی بودند که هر یک از مسافران و همسفران برای پیشنیاز اعلام کردند. مطالبی که برای قضاوت گفته شد همه صادق میباشند؛ ولی مطالبی که برای جهالت گفته شد اصلا پیشنیاز نیستند؛ یعنی تا انسان نادان و جاهل نباشد حسادت، بخل، قضاوت نادرست، کبر، خودخواهی و غرور بهوجود نمیآید. جهالت؛ یعنی نادانی یعنی عدم یعنی نبوده و نیست مثل نوری که نیست و در تاریکی مطلق میباشیم، نور که بیاید از ظلمت خارج میشویم حالا ممکن است نور به اندازه روشن شدن یک کبریت باشد یا نور خورشید باشد؛ پس منیت، خرافات، ریا و ناامیدی باعث نمیشود که جهالت بیاید و برعکس نادانی و عدم آگاهی ما باعث بهوجود آمدن اینها میشود. جهالت که باشد امنیت نیست، خودخواهی زاییده نادانی است، شخص دانا خرافاتی نیست، شخص نادان خرافاتی میشود؛ پس اینها هیچکدام پیشنیاز جهالت نیستند؛ بلکه میوههای جهالت میباشند. مصرف مواد هم همینطور است، انسان نادان به سراغ مواد میرود؛ وقتی در کنگره آموزش میبینیم به دانایی میرسیم، چراغ روشن میشود مواد کنار میرود، ضدارزشها کنار میرود، خودخواهی، کبر و غرور کنار میرود.
قدرتمطلق؛ وقتی انسان را از خاک آفرید که تمام ذرات خاک مثل آهن، کلسیم، منیزیم و پتاسیم در وجود انسان است او را با ویژگی خاصی آفرید. خداوند به انسان قدرت اختیار داد که در هیچ موجود دیگری قرار نداد؛ پس سرنوشت انسان دست خودش است که راه درست یا نادرست را انتخاب کند. اختیار از روز الست در اختیار ما قرار گرفت و همانجا قدرت قضاوت به ما داده شد؛ اما قضاوت در مورد خود و مسیری که در آن حرکت میکند. انسان فطرتاً قاضی است و همواره در حال قضاوت، لباس بخرم یا نه، غذا چی بزارم، مصرف کنم یا نه، درمان کنم یا نه، خداوند همراه قضاوت شعبدهای نهاد یک راه گلستان که به بیراهه میرود و از دوزخ و جهنم سر در میآوری، و یک راه خارستان و کویر که به گلستان میرسد. یک راه آسان برای مالاندوزی که از راه خلاف است و به ناکجا آباد میرسد، و یکراه سخت که از راه زحمت کشیدن است و به آرامش و آسایش میرسد. درست است که ما روش درمان را انتخاب میکنیم درد، بیخوابی، فشار را باید تحمل کنیم؛ ولی در آخر به گلستان میرسیم، وعدهای که راه آسان را انتخاب میکنند و به قول خودشان گلستان است و از خوردن مشروب و مصرف مواد لذت میبرند؛ ولی عاقبت خارستان است. در آخر مسئله قضاوت مطرح میشود که ما بههیچ عنوان حق نداریم در مورد مسائل دیگران بدون آگاهی نظر بدهیم و قضاوت کنیم. قاضی که با تمام شواهد، تجسس و مدارک قضاوت میکند، بارها اتفاق افتاده که قضاوتش اشتباه بوده و شخص بیگناهی اعدام شده یا در زندان است؛ پس ما چگونه بدون علم و آگاهی و مدرک قضاوت میکنيم.
همسفر مرضیه؛
در همان ۱۴ ثانیه طلایی زمانیکه برای رهایی خودمان از دست نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و ناآگاهی خودمان است سکوت میکنیم و به خداوند بزرگ پناه میبریم متوجه میشویم که ریشه تمام مشکلات و گرفتاریها همان جهل و نادانی انسانها است. ما با جهل و نادانی که در درون خود داریم خود را گرفتار خیلی از مسائل میکنیم که خارج شدن از آنها بسیار سخت و دشوار خواهد بود و تنها با آموزش و غلبه بر نادانی و رسیدن به دانایی آن هم از نوع مؤثر میتوانیم جبران خسارت کنیم و ضربات وحشتناکی که بر اثر جهالت خود به دیگران و خودمان وارد کردیم را شاید بتوانیم ذرهای جبران کنیم. یکی از ابزارهایی که به وسیله آن نه تنها به دیگران؛ بلکه به خود آسیب جدی وارد میکنیم قضاوت است، قضاوت؛ یعنی حکم نمودن بین مردم جهت رفع دشمنی و نزاع که بین آنها پیش آمده است. عدالت، معرفت، عمل سالم، عشق، ایمان، خلوص، دانایی، آگاهی و سلامت عقل از مواردی میباشند که پیشنیاز قضاوت کردن است؛ یعنی شخصی که در جایگاه قضاوت جلوس میکند؛ باید حتما دارای این صفات باشد تا خود را شایسته قضاوت بداند؛ اما جهالت هیچ پیشنیازی احتیاج ندارد و فقط دستاوردهایی دارد که انسان را به قعر تاریکیها و ظلمت میکشاند. دستاوردهایی مانند غیبت، توهین، تهمت، کینه، نفرت، دشمنی، تنازع، منیت، غرور، خرافات و دهها صفات منفی دیگر که تنها یکی از آنها برای نابودی تمام عمر کافی است؛ پس فردی که هیچ آگاهی و دانشی درباره حال و گذشته دیگری ندارد و خودش در تاریکی، جهل و نادانی بهسر میبرد و هیچ بویی از عدالت و معرفت و عمل سالم نبرده است، چگونه میتواند به قضاوت کردن دیگران بپردازد.در پایان خدای خود را شکرگزارم که بهعنوان عضو کوچکی در کنگره۶۰ حضور دارم و در حال گرفتن آموزشهای نابی میباشم که به من کمک میکند ضدارزشهای درون خودم را پیدا کنم و یکبهیک آنها را از سر راه بردارم. «هرکه خود داند و خدای دلش که چه دردیست در کجای دلش»
همسفر نازنین؛
در رابطه با دستور جلسه که «قضاوت و جهالت است» رابطهای که بین این دو کلمه وجود دارد خیلی قابل تأمل است. قضاوت در جهالت ریشه دارد، جهالت به معنای نادانی است و قضاوت نیز یعنی ما از روی نادانی و جهل خودمان زندگی، رفتار و شرایط شخص دیگری را قضاوت میکنيم و برای آن فرد حکم صادر میکنيم و حتی گاهی آنها را مجازات میکنيم. همانطور که استاد امین در سیدی قضاوت فرمودند:«همهچیز در این دنیا بر پایه نیرو استوار است» و این نیروها شامل چهار دسته میباشند: نیروی جاذبه، نیروی دافعه و جاذبه الکتریکی، نیروی هستهای قوی و نیروی هستهای ضعیف و همانطور که گفته شد در جهانبینی نیرو معادل با حس است. در واقع حس در انسان باعث حرکت میشود؛ اگر حس وجود نداشته باشد حرکتی در انسان صورت نمیگيرد و در واقع اتفاقی نمیافتد. این مسئله ارتباط مستقیمی با مسئله قضاوت کردن دارد. ما وقتی مشکلی را در دیگران میبینیم و تشخیص میدهیم در واقع این تشخیص بر اساس یک نیرویی در ما بهوجود آمده است و ما را به خودش جذب کرده که ما متوجه آن شدیم. آن نیرو در واقع وجود داشتن یک عنصر همجنس در وجود ما است. در واقع؛ یعنی اگر ما مشکلی مثل دروغگویی را میبینیم و خیلی نسبت به آن حس انزجار شدیدی داریم و مرتب میگوییم که از دروغ گفتن متنفر میباشیم و حالمان از هر دروغگویی بههم میخورد؛ یعنی حتماً عنصر دروغ در ما وجود دارد که این حس و نیروی انزجار شدید را ایجاد کرده؛ اگر در وجود ما نباشد این حس به گونه ای نیست که آن را کار پسندیدهای بدانیم؛ بلکه حس شدیدی نسبت به آن نداریم، همانطور که استاد فرمودند:«کسی که از اعتیاد گذر کرده نسبت به اعتیاد حس انزجار و نفرت ندارد.» درست است که نمیخواهد کسی با دنیای تاریک اعتیاد دست و پنجه نرم کند و آن را کار پسندیدهای نمیداند؛ ولی نسبت به آن نفرت هم ندارد. در حالت خوشبینانه این ویژگی میتواند به ما کمک کند تا خیلی از گرههای وجودی خویش را بیابیم و با کمک خداوند بزرگ، تلاش و کوشش خودمان ذره ذره آنها را با تزکیه و پالایش از بین ببریم.
نویسندگان: همسفران لژیون هشتم
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: (همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
66