English Version
This Site Is Available In English

انسان باید قاضی خودش باشد نه دیگران

انسان باید قاضی خودش باشد نه دیگران

در مورد دستورجلسه قضاوت و جهالت می‌توان گفت این دو مقوله ارتباط مستقیمی با هم دارند و انسان هر چقدر جاهل‌تر و نادان‌تر باشد بیشتر دیگران را نقد و قضاوت می‌کند و هرچه عاقل‌تر و داناتر باشد کمتر به قضاوت می‌پردازد. البته اگر انسان قاضی خود باشد این چیز بدی نیست به این معنا که فقط دوربینش روی خودش باشد و خودش را نقد و بررسی و قضاوت نماید.

یکی از مهم‌ترین عواملی که آرامش و آسایش را از انسان سلب می‌کند، همین موضوع قضاوت و داوری کردن در مورد زندگی دیگران است که گاهی از روی ظاهر، از روی شنیده ‌ها و گاهی هم از روی برداشت‌های شخصی خودمان  شروع به قضاوت کرده و حکم هم صادر ‌می‌کنیم، اگر عمیقاً نگاه کنیم متوجه می‌شویم که ریشه این‌ها همه در جهل و نا‌اگاهی من انسان است.

جهالت به معنی بی‌سوادی فرد نیست بلکه به معنای ناآگاهی از حقیقت است. ممکن است انسانی تحصیلات بالایی داشته باشد اما در بسیاری از مسائل دچار جهل و نادانی و جهالت باشد و تصور کند همه حقایق را می‌داند و می‌تواند به راحتی شخص یا اشخاصی را مورد نقد و قضاوت قرار دهد؛ در صورتی ‌که تنها بخشی از وقایع و یا آن‌چه در صور ظاهر مشاهده می‌کند را درک می‌نماید و از عمق موضوع کاملاً بی‌اطلاع است و از گذشته، دردها، رنج‌ها، ترس‌ها، آموزش‌ها و تجربیات و شرایط زندگی شخصی که مورد قضاوت قرار داده، بی‌اطلاع است و فقط یک صفحه از کتاب زندگی او را خوانده و در مورد کل کتاب اظهار نظر می‌کند و به قضاوت می‌نشیند.

می‌توان گفت قضاوت یکی از ابزارها و دام‌های نفس اماره است که به زیبایی می‌تواند من انسان را به تله بیندارد و فریب دهد و منیت بیشتری را در من ایجاد نماید، که تو داناتر و آگاه‌تر از دیگرانی و این حق را داری که حکم قاضی را بازی کرده و محق به اجرای حکم هم هستی و این‌گونه انسان را به‌وسیله همین ابزار، بیشتر به عمق تاریکی فرو ببرد.

اگر از تجربه خودم در مورد این دستورجلسه بخواهم بگویم، قبل از ورودم به کنگره بسیار درگیر قضاوت بودم؛ زندگی اطرافیان را مورد قضاوت قرار ‌می‌دادم و دائماً چرا‌ها و قضاوت‌ها و قیاس‌های زیادی در ذهنم نقش می‌بست، چرا من؟!

تا این‌که رفته رفته در مسیر آموزش‌ها دریافتم که نباید به ظاهر قضایا و امور نگاه کنم و صرفاً بر مبنای دیده‌ها و شنیده‌هایم شروع به قضاوت و قیاس نمایم، آن‌چه من مشاهده می‌کنم تنها نقطه ‌ای از نقاط و خطوط زندگی اشخاص است،

یاد گرفتم قضاوت نکنم تا مورد قضاوت قرار نگیرم. متوجه شدم چیزی که می‌تواند در این مورد راه‌گشا باشد و به من انسان کمک کند که درگیر مسائل منفی چون قضاوت نشوم،  بالا بردن دانایی، دانایی موثر و آموزش درست در مسیری درست است که بیاموزم و درک کنم به‌جای این‌که انرژی و زمان و وقت خودم را صرف امور دیگران که هیچ ارتباطی به من ندارد و حتی سودی هم برای من در بر نخواهد داشت، نکنم و اگر قضاوتی است باید در مورد خودم باشد که هیچ‌کس به اندازه خودم از درونم ، افکار و اندیشه‌ام آگاهی ندارد در این صورت است که قضاوت درست، معنا پیدا می‌کند.

امیدوارم بتوانم در مسیر کنکره۶٠ و آموزه‌های نابش به آگاهی، دانایی لازم و به فرمان عقل نزدیک شده و آن کنم که فرمان است.

نویسنده: راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت 
همسفران نمایندگی یوسف تهران 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .