کنگره۶۰ یک سازمان مردمنهاد است و هدف آن درمان اعتیاد میباشد. ممکن است در ذهن ما این سؤال مطرح شود که صحبت در مورد این موضوعات چه ربطی به درمان اعتیاد دارد و چرا ما باید به مسئله قضاوت و جهالت بپردازیم؟کنگره۶۰ معتقد است بیماری اعتیاد از کنار هم قرار گرفتن دو عامل انسان و موادمخدر به وجود میآید و بهتبع برای شناخت عمیق از بیماری اعتیاد، ناگزیر هستیم عوامل و ترکیبات به وجود آورنده آن یعنی انسان و موادمخدر را بشناسیم.
بنابراین کنگره۶۰ برای شناخت هر چه بیشتر اعتیاد، موضوع شناخت انسان را در محتوای آموزشی خود قرار داده است و آن را در دو مقوله صور آشکار و صور پنهان بیان میکند. صور آشکار شامل بخشهایی است که با چشم فیزیکی قابلرؤیت میباشد مانند: دست، پا، سر، کلیه، قلب و ... صور پنهان شامل شهر وجودی انسان است که با چشم فیزیکی قادر به دیدن آنها نیستیم اما از روی نشانههای آنها میدانیم که وجود دارند هر چند قابلرؤیت نیستند مانند: روح، نفس، ذهن، تفکر، قالب مثالی و ... آشنایی با صور پنهان انسان یکی از پایههای اصلی شناخت انسان است و تا زمانیکه ما با این مفاهیم آشنا نباشیم چگونه میتوانیم در مورد انسان صحبت کنیم؟
کلید واژه؛ قضاوت، جهالت
قضاوت در لغت بهمعنای داوری، حکم کردن و نظر دادن در مورد دیگران است. در اصطلاح عام، قضاوت به حالتی گفته میشود که فرد بدون داشتن آگاهی کامل و اطلاعات دقیق درباره افراد، رفتارها، اتفاقات و موقعیتها نظر میدهد و آنها را تجزیه و تحلیل میکند. در کنگره۶۰ قضاوت کردن یکی از ریشههای اصلی به هم ریختگی روانی، نارضایتی از زندگی و دوری از آرامش میباشد؛ زیرا انسان قضاوتگر همواره در حال تحلیل دنیای بیرون از خودش است و از پرداختن به درون و اصلاح خود باز میماند.
دیدهبان آقای احمد حکیمی میفرمایند: قضاوت زمانی اتفاق خواهد افتاد که من در مورد آن موضوع و یا شخصی آگاهی کامل ندارم و براساس ظواهر آنها قضاوتی را انجام میدهم و از اینکه چه اتفاق و پیامدهایی برای من دارد غافل هستم. زمانیکه انسان مشغول تربیت نفس خود باشد و ایرادات خودش را ببیند دیگر وقت برای دیدن ایرادات و اشتباهات دیگران نخواهد داشت و اگر هم چنین حسی سراغش بیاید از آن عبور میکند؛ اما زمانیکه فرد از روش قضاوت برای نقد و نقض افراد استفاده کند حول خود شرایطی را به وجود میآورد که قدرت تشخیص را از او میگیرد و هر لحظه امکان دارد که مسیرش تغییر کرده و از راهی که کنگره۶۰ و راهنما برایش مشخص کرده خارج شود که این اتفاق برای خیلی از افراد افتاده است.
کاری که نیروهای بازدارنده و شیطان انجام میدهد دعوت است؛ همانطور که هنگام مصرف موادمخدر این اتفاق میافتد و قبول آن کاملاً به اختیار خود فرد است. قضاوت هم یکی از این پیشنهادهایی است که دائماً میشود و کاملاً پنهانی است. دیدهبان آقای علی خدامی میگویند: قضاوت خصوصیتی است که خداوند در خلقت انسان و در نهاد او قرار داده، زیرا انسان موجودی است که اختیار کامل دارد. از زمانیکه اختیار به انسان تفویض گردید قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و سپس تصمیمگیری بر مبنای اختیار نیز به او داده شد.
انسان در طول زندگی و حتی در یک روز از صبح تا شب و از شب تا صبح و حتی هنگام خواب بر سر دو راهی و چند راهیهای متعدد قرار میگیرد و بایستی قضاوت کند و تصمیم بگیرد که کدام درست است و کدام نادرست است، این حرف را بزند یا نزند، این غذا را بخورد یا نخورد، این کار را انجام بدهد یا ندهد، فلان جا برود یا نرود و الی آخر... برای عبور از این دو راهیها انسان قدرت اختیار و قدرت قضاوت را دارد مصداق آیه شریفه «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها. وقتی نفس به مرحله میانه میرسد پس به او فجور و تقوا الهام میشود.» پس بر همین اساس انسان از طرف خداوند به سمت دو راهی هدایت شده است. آیه شریفه «وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِ انسان را به دوراهی هدایت کردیم.» بنابراین انسان در انتخاب خوبی یا بدی، اعتیاد یا رهایی، ارزشها یا ضد ارزشها و ... کاملاً مختار است.
جهالت در لغت به معنای نادانی، ناآگاهی، عدم تفکر و نداشتن شناخت کافی در مورد موضوعی است؛ اما در نگاه عمیقتر، جهالت تنها نبود دانش نیست؛ بلکه نوعی بیتفاوتی نسبت به حقیقت و میل نداشتن به درک صحیح از جهان پیرامون و درون خویش است. در کنگره۶۰ جهالت دشمن اصلی دانایی مؤثر شمرده میشود. فردی که دچار جهالت است حتی اگر در ظاهر باسواد باشد، در درون خود نسبت به هستی، دیگران و خودش دچار درک غلط و اشتباه است. یکی از آموزههای مهم کنگره۶۰ ارتباط بین قضاوت و جهالت است که قضاوت کردن اغلب نتیجه مستقیم جهالت است؛ یعنی انسان چون نمیداند قضاوت میکند. وقتی ما از حقیقت ماجرا آگاه نیستیم، اما صرفاً بر پایه ذهنیات، احساسات لحظهای یا شایعات، درباره افراد یا اتفاقات نظر میدهیم، این همان قضاوت ناشی از جهل است؛ بهطور مثال اگر فردی به ظاهر بداخلاق یا بینظم باشد، ممکن است بهسرعت برچسب آدم بیارزش به او بزنیم، در حالیکه شاید آن فرد در حال بحران درونی باشد که ما از آن بیخبریم. این نوع نگاه سطحی و عجولانه، مصداق بارز جهالت و قضاوت همزمان است.
آقای دکتر امین میگویند: قضاوت مانند این است که ما موشکهایی را بهطرف شهر وجودی انسانهای دیگر پرتاب میکنیم و آن شخص هم با ما وارد جنگ میشود و موشکش به سمت ما پرتاب میشود و این مسئله تخریبهای زیادی را در پی دارد. یکی از جملههای بسیار مهمی که در کنگره آموختم این بود که همیشه دوربینم روی خودم باشد، این از حقههای نفس است که انسان را فریب میدهد که تمرکز را از روی خودش بردارد و روی دیگران متمرکز شود تا عیوب خود را نبیند و انرژی خود را صرف عیوب و قضاوت دیگران کند.
قضاوتی که بر اساس ظن و گمان باشد عادلانه نیست. بنابراین هر چقدر به سمت دانایی و معرفت حرکت کنیم قضاوتهای ما عادلانه و درست خواهد بود و بیشتر متمرکز روی خودمان خواهیم شد تا دیگران و در این صورت است که به آرامش و حال خوش میرسیم. در غیر این صورت مدام در رنج و عذاب هستیم و انرژی ما هدر میرود. دیدهبان آقای علی اشکذری میفرمایند: راه درمان کنگره ریشه است و به شاخه و برگ کاری ندارد. ریشه وقتی درمان شد، خودبهخود شاخ و برگ درست میشود.
باید روی این دستور جلسات بیشتر تفکر شود و بدانیم که انسان نمیتواند قضاوت نکند، ساختار انسان بهگونهای است که از درب خانه که بیرون میآیی، باید قضاوت کنی ولی در مورد خودت و باید یاد بگیریم که در مورد خودمان قضاوت کنیم. متأسفانه ما قاضی خیلی خوبی برای دیگران هستیم و در مورد خودمان هیچ اقدامی نمیکنیم. از درب خانه که بیرون میآییم شش دانگ حواسمان به همه هست غیر از خودمان و منظور از جهالت این است. چون در مورد دیگران هیچ آگاهی نداریم و همیشه در حال فعالیت هستیم که بیرون زندگی دیگران را با درون زندگی خودمان مقایسه کنیم. اصلاً خودمان را فراموش کردهایم در صورتیکه من وقتی میخواهم در قسمت اعتیاد درمان بشوم، باید روی خودم زوم باشم و نگاهم به سمت خودم برگردد و چشمم طوری کار کند که از بیرون خودم را ببینم، نه اینکه همه را میبینم غیر از خودم، وگرنه نمیتوانیم قضاوت نکنیم.
یک راهنما مگر میتواند در مورد رهجویش قضاوت نکند؟ مثل این است که من وکیل بگیرم و بگویم چرا در مورد من حکم دادهای؟ خب وکیل گرفتهام به خاطر همین. راهنما براساس آگاهی قضاوت میکند و همه چیز را در مورد رهجویش میداند و میپرسد و بعد قضاوت میکند و این قضاوت براساس آگاهی است.
نتیجهگیری؛
قضاوت احتیاج به پیشنیازهای فراوانی همچون ایمان، فرمان عقل، خودشناسی، علم، آگاهی، عدالت، آموزش، بیطرف بودن، صبر و تقوا دارد؛ اما جهالت پیشنیازی ندارد و به معنای عدم آگاهی و نادانی است. برای جهالت به هیچ تلاش و هزینهای نیاز نیست؛ اما قضاوت و عدالت هزینه دارد. زمانیکه جهالت باشد ترس، ناامیدی و منیت به دنبالش میآید؛ در واقع صفات منفی مانند حرص، بخل، حسد و خرافات میوههای جهالت هستند. خودخواهی ثمره نادانی و جهالت است. نتیجه جهالت عدم امنیت است. مصرفکنندگان به علت جهالت به سمت موادمخدر کشیده شدند و با آموزش دیدن و رسیدن به دانایی، نه تنها موادمخدر بلکه دیگر ضدارزشیها را نیز کنار میگذارند.
آقای مهندس دژاکام برای دوری از قضاوت و جهالت، راهکارهای مختلفی را ارائه میدهند. از جمله این راهکارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد.۱- تفکر و تعقل: قبل از هرگونه قضاوت و صدور حکم، باید به اندازه کافی تفکر و تعقل کرد و تمام جوانب موضوع را در نظر گرفت. ۲- کسب آگاهی: برای جلوگیری از جهالت، باید همواره به دنبال کسب علم و آگاهی بود و اطلاعات خود را در زمینههای مختلف افزایش داد.
۳- عدم پیشداوری: باید از پیشداوری در مورد افراد و مسائل خودداری کرد و به همه فرصت داد تا خود را ثابت کنند ۴- تواضع و فروتنی: باید در برابر دانش و آگاهی، تواضع و فروتنی داشت و از خود بزرگبینی و غرور دوری کرد. ۵- پذیرش اشتباه: باید شهامت پذیرش اشتباهات خود را داشت و از آنها درس گرفت. مسلماً زمانیکه قوانین هستی را رعایت کنیم در صلح و آرامش خواهیم بود.
منابع:
صحبتهای آقای مهندس دژاکام.سخنان دیدهبانان محترم آقایان دکتر امین، علی خدامی، احمد حکیمی و علی اشکذری.سیدی قضاوت و جهالت.سیدی جهل.سیدی قضاوت استاد امین
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر مریم
ارسال: همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفر سلیمه (لژیون اول)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
139