جلسهی پنجم از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ، نمایندگی ماهشهر، به استادی مسافر فضیل، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه « حرمت کنگره۶۰، چرا روابط مالی، خانوادگی و کاری در کنگره ممنوع است » در روز پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من فضیل هستم، یک مسافر
موضوع امروز ما «حرمت» است. صحبت کردن در مورد حرمت از هر دستور جلسهای سختتر است، چون جناب مهندس این موضوع را بسیار مهم و حیاتی میدانند و نسبت به آن حساسیت خاصی دارند، بهخاطر این است که باید سعی کنم تجربهای که در این زمینه دارم را به درستی انتقال دهم.
«حرمت کنگره ۶۰» با این جمله آغاز میشود: کنگره مکان مقدس و امن میباشد. ولی آیا من پذیرفتم و به این باور رسیدم که اینجا امن و مقدس است؟ برای شخص من، دلایل بسیاری وجود دارد که کنگره هم جای مقدس و هم امن است.
اگر بخواهم چند دلیل بیان کنم، اول شخص خودم را در نظر میگیرم. وقتی وارد کنگره شدم، با مجموعهای از صفات بد و پر از کینه، نفرت، خشم و حسادت وارد شدم و به لطف آموزشهای کنگره، کمکم این صفات بد از من گرفته شد و کمکم صفات خوب در من به وجود آمد و تا حدودی وجود مرا از صفات بد پاک کرد پس کنگره به این دلیل برای من مقدس است.
وقتی به عملکرد خدمتگزاران کنگره نگاه میکنم، تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ جان خود را با طمعورزی نپوشاندهاند و از خدماتی که انجام میدهند به دنبال مطامع خود نیستند، دنبال اسم و رسم نیستند و حتی از به کار بردن این جمله که «ما داریم به دیگران خدمت میکنیم» اجتناب میکنند، آیا عمل و کارکرد خدمتگزاران کنگره ۶۰، عمل شایسته و پاکی نیست؟ عمل سالمی نیست؟ کجای بقیهی جاها، بقیهی ادارهها کسی حاضرمیشود سالی یک روزش را رایگان در اختیار دیگران قرار بدهد؟ دلایل زیادی است که برای من ثابت میکند کنگره مکان مقدسی است و برای من دیگر جای شک و تردیدی نمیماند که کنگره مکان مقدسی است.
و اما «امن بودن کنگره»؛ وقتی وارد کنگره میشوم، با هر تخریبی که بخواهم وارد شوم، از هر قوم و تبار و نژادی که بخواهم باشم، مجرم باشم، جنایتکار باشم، هیچکس به گذشتهی من نگاه نمیکند. چه بخواهم یک مقام بلندپایه باشم، چه بخواهم از طبقه پایین جامعه باشم، وقتی وارد کنگره شوم کنگره عملکردی یکسان در برابر همهی افراد دارد و از یک روش درمان استفاده میکند و آموزشها برای همه یکسان است. وقتی اینجا نشستم، کسی بر من برچسب نزد، به خاطر این احساس امنیت کردم.
و اما دیگر موارد ذکر شده در حرمت کنگره: دروغ گفتن، سرزنش کردن، پشت سر دیگران حرف زدن، حرف یکدیگر را قطع نمودن. اگر بخواهم به تمام آداب و قوانین کنگره بهعنوان یک جنبهی آموزشی نگاه کنم، میتواند مضامین بسیار مهمی پشت این آداب و حرمتها وجود داشته باشد. اگر بخواهم دروغ نگویم، علیه شخصی سرزنش نکنم، حرف کسی را قطع نکنم، الفاظ ناشایست بیان نکنم، تقریباً علت تمامی این موارد ریشه در زبان من دارد. من از موارد حرمت کنگره میخواهم بیاموزم که به موقع دهانم باز شود، این زبان من میتواند مشکلات زیادی در من به وجود بیاورد.این پیام در کنگره وجود دارد که میگوید: همهی مطالب در درون ماست. وقتی میخواهم علتیابی کنم و ریشه تمام این موارد که در حرمت ذکر شده را بیابم، تقریباً تمام آنها از زبان من هست. گاهی وقتها باید یاد بگیرم که سکوت اختیار کنم. ساکت شدن به این معنی نیست که فقط دهانم باز نشود؛ در واقع من هر وقت بخواهم دروغ بگویم، پشت سر دیگران حرف بزنم یا حرف کسی را قطع کنم، در ابتدا مقدمه آن را در درونم میچینم و باید یاد بگیرم آن آواها و نداهای درونیام را کاملاً خاموش کنم و این نیاز به توان بالا و شناخت بسیاری دارد. در واقع این پیام میخواهد این را به من بگوید که مطالب در درون همهی ماست و بیرون هیچ خبری نیست. من هر مشکلی باشد، هر جا گرفتاری برایم پیش بیاید، هر جا به مشکلی بر بخورم، اول علت آن مشکل را در درون خودم جستجو میکنم. چون واقعاً کنگره این را به من آموخت که بیرون هیچ خبری نیست، همهی مطالب در درون ماست. اگر توانستم به این نقطه برسم، حتماً موفق خواهم شد.
و اما دیگر موارد ذکرشده در حرمتهای کنگره، یکی «نداشتن رابطهی خانوادگی» است. چرا نباید ارتباط خانوادگی داشته باشیم؟ وقتی که رابطهی خانوادگی صورت میگیرد، خیلی از جزئیات زندگی انسان برملا میشود. به عقیدهی من خیلی از مسائل و رازهای انسان تنها و تنها به خودش مربوط میشود و هیچوقت نباید آشکار شود. وقتی که مسائل شخصی آشکار شد، من دیگر نمیتوانم با امنیت در اینجا بنشینم. حالا ممکن است فکر ما زود معطوف به این شود که این مسائل یا رازهایی که باید پنهان بماند، حتما مسائل ضد ارزشی یا مسائل منفی میباشند، اما خیلی از چیزهای خوب و نعمتهایی که خداوند به ما داده است نیز آنها هم باید مخفی بمانند و لزومی ندارد بازگو شود. چون تنها هدف ما از آمدن به کنگره، آموزش و یادگیری است.
من دو سال و نیم است که به کنگره میآیم، از بین اعضای کنگره بهترین ارتباطم با راهنمای من است ولی هیچوقت جزئیات زندگی خودم را به ایشان نگفتم. من با ۱۷ سال تخریب وارد کنگره شدم و خیلی کم از تخریبهای مواد مخدر گفتم، چون به عقیدهی من خیلی از افراد، تخریبهای مواد مخدر را این میدانند که شخص باید خانوادهاش را از دست بدهد، تجارتش را از دست بدهد، کارش را از دست بدهد ولی از نظر من این موارد تخریبهای جزئی اعتیاد هستند. حالا من یک اشاره دربارهی تخریبهایی که داشتم بگویم که خودم تجربه کردم تا بیشتر قدر کنگره را بدانم.
من درست زمانی که بهترین فرصت زندگی جلوی من بود و میتوانستم به بهترین شکل از استعدادم استفاده کنم، گرفتار هیولایی به نام اعتیاد شدم که یکباره همهچیز بر روی من تاریک شد. شخصی که نابغهی ریاضیات بود، زمانی که مصرفکنندهی مواد مخدر شد، انگار کسی نبود که ریاضیات میدانست، ادبیات میدانست، یک شخص کاملاً بیحوصله و کاملاً ناتوان شده بودم واین بهترین دلیل است که میگویم تخریبهای مواد مخدر فقط قرار نیست که شخص خانواده را از دست بدهد،کارش را از دست بدهد، اینها تخریبهای جزئی مواد مخدر هستند. بزرگترین و وحشتناکترین تخریب دوران اعتیاد من این بود که من قدرت درونی خودم را کاملاً از دست داده بودم.
امیدوارم با حفظ حرمتهای کنگره، بیشتر بتوانیم قدر اینجا را بدانم. چوب بعضی وقتها چیزهایی که دارم، خیلی دیر قدر آنها را میدانم و زمانی که از دست من برود، متوجه میشوم که اینها نعمتی بوده که در اختیارم گذاشته شده و فردا روزی فقط حسرت آنها میماند. امیدوارم در کنگره این اتفاق برای من نیفتد.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، ممنون و سپاسگزارم.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ : مسافر عارف، مسافر محمود و مسافر کریم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
72