«دستور جلسه قضاوت و جهالت»
دستور جلساتی که در اختیار ما قرار میگیرند، هر کدام کمک میکنند تا انسانها به بیداری برسند و در رشد، تعالی خود بکوشند. وقتی در جهت صراط مستقیم قدم برمیداریم، نیروهای بازدارنده و منفی در مسیر ما قرار میگیرند تا تمرکز ما را از مسیر ارزشها خارج کنند و باعث میشود وقت، انرژی ما به جای صرف شدن برای ساختن آینده و رشد خود، صرف کارهای غیر ارزشمند شود. به همین دلیل از موضوع اصلی غافل میشویم.
انسانها ذاتاً ذهن (پرسشگر، جستجوگر و تحلیلگر) دارند و در مقابله با موضوعات از خود عکسالعمل نشان میدهند که شامل قضاوت، جهالت میشود و باعث میشود ظاهر دیگران را زمانیکه مشاهده میکنیم، عقل و ذهن کنجکاو ما اعمال و رفتار، انسانها را ببیند و شروع کند به قضاوت کردن انسانها.
شاید عدهای بر حسب دانایی و آگاهی که کسب کردهاند، اجازه قضاوت داشته باشند؛ اما دستور جلسه قضاوت و جهالت این را بیان میکند: (در مورد هر موضوعی که اطلاعات، آگاهی و دانایی کافی ندارید نمیتوانید راجع به آن موضوع اظهارنظر داشته باشید.)
قضاوت در برابر جهل همیشه مردود است و کار ضدارزشی محسوب میشود. قضاوت ارتباط مستقیمی با جهل انسان دارد. هر شخص در مثلث جهالت محصور باشد دائماً در تله قضاوت گیر میافتد.
هرگونه ضدارزشی که در وجود انسان پدیدار میشود، علتش برمیگردد به ریشه، جهل و نادانی انسانها و منشأ تمام شکستها، عدم موفقیتها و نرسیدن به اهداف وجود تاریکیها و جهالت در نفس انسان میباشد.
انسان همیشه؛ باید در تلاش باشد که از ذهن و کلام خود مراقبت کند، ذهن را در مسیری قرار داد؛ که به جای این که دیگران را مورد بررسی و قضاوت قرار دهد، تمام انرژیش را بر روی خودش متمرکز کند تا زمانی که هجمهای از افکار و نیروهای منفی او را احاطه میکنند در تاریکی باقی بماند. قضاوت باید همراه با (علم، آگاهی و دانایی) باشد.
از زاویه دید دیگران هم میتوانیم به موضوعات مختلف دیگری دست یابیم. اما نکتهای که قبل از قضاوت انسانها باید درنظر بگیریم، این است که خودمان را جای آنها بگذاریم.
ما فقط نوک قلهی کوهیخ را میبینیم؛ در صورتی که نود درصد کوهیخ زیر آب است، ما از زندگی، احساس و ادراک دیگران شاید یک صحنه یا صفحه از زندگیشان را دیدهایم و اطلاع داریم. با این دانستنهای اندک نمیتوانیم دیگران را قضاوت کنیم.
«قاضی اصلی خداوند است.» انسان زمانی اجازه قضاوت دارد و میتواند در مسند قضاوت بنشیند که بخواهد خودش را قضاوت کند. در واقع قاضی خودش باشد و این قاضی خود بودن هم در شرایطی است که خودش را تا حدودی شناخته باشد و از گرههای وجودش و لایههای درونی خویش، با خبر باشد؛ وگرنه در قضاوت خودش هم ممکن است اشتباه کند.
نتیجه: قضاوتی که با پشتوانهی دانایی باشد، سازنده است و قضاوتی که با پشتوانهی جهل باشد، ویرانی در پی خواهد داشت پس تا وقتیکه نور نباشد تاریکی از بین نخواهد رفت. برای تابش نور و نزدیک شدن به فرمان عقل؛ باید به فکر تربیت نفس بود. نفس گرسنه همیشه به دنبال تأمین نیاز خود از طریق علم، دانایی، نادانی و جهالت انسانهاست؛ پس این ما هستیم که مسیر خود را از طریق ارزشها یا ضدارزشها انتخاب میکنیم.
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون یکم)
نویسنده: ایجنت همسفر لیلا راهنما (لژیون یکم)
عکاس: همسفر زینب رهجوی راهنما مهدیه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
212