English Version
This Site Is Available In English

حرمت‌ها و قوانین کنگره به روز هستند

حرمت‌ها و قوانین کنگره به روز هستند

جلسه سیزدهم از دوره چهل‌وششم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر سهراب با دستور جلسه" حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع می‌باشد؟ و جشن پنجمین سال رهایی راهنما مسافر مجتبی " در روز پنج‌شنبه یازدهم خرداد‌ماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار نمود. خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان، علیرضا هستم یک مسافر خداوند را به خاطر فرصت مجدد خدمت در این جایگاه شاکر و سپاسگزارم. قسمت اول جلسه در مورد دستور جلسه حرمت کنگره ۶۰ است. ما می‌دانیم که حرمت از حریم می‌آید و حرمت‌ها در هرجایی، مانند حصار و دیوار برای انسان‌ها عمل می‌کنند. اگر می‌بینیم مجموعه‌ها دارای حریم هستند، به‌خاطر حفظ آرامش است. برای هر ساختاری کارگزاران و مسئولین آن، حریم‌ها و قوانینی را در نظر می‌گیرند و اگر مسئولین آن ساختار حریم غیر قابل نفوذی می‌گذارند به‌منظور آن است که نیروهای بازدارنده نتوانند از آن عبور کنند. در مورد اشخاص هم همین‌طور است و هرچه شخص داناتر باشد حریم بهتری را برای خودش ترسیم می‌کند. درواقع حریم به شکل طبقاتی است که دوستان، یک حریم خانواده، یک حریم محیط کار، یک حریم اجتماع، یک حریم و ... .

حالا اگر شخصی از این حریم‌ها بگذرد و درواقع شکست بخورد باید چه کاری بکند؟ از آن‌جا که حریم را برای حفظ آرامش تعریف کرده‌اند، پس اگر شکستی هم در کار اتفاق بیفتد نباید از تعادل خارج شد. به نظر من در کنگره کمتر اتفاق می‌افتد که فیزیکی یا از روی عمد باشد و اگر هم اتفاقی افتاد از روی نادانی است. حرمت‌ها و قوانین کنگره به روز هستند و فقط مختص نوشتار نیست و یک سری قوانین هم ایجنت و مرزبانان بسته به حال شعبه وضع می‌فرمایند که باید به آن‌ها نیز احترام گذاشت تا با انجام آن‌ها آسیب نبینیم. تجربه به من نشان داده است که اگر زمانی حرمت‌ها شکسته شود بزرگترین مشکلات و شکست‌ها برای خود شخص اتفاق خواهد افتاد. قسمت دوم دستور جلسه پنجمین سال رهایی راهنمای محترم آقا مجتبی است که سفر اول خود را در لژیون آقای طباطبایی انجام دادند که جا دارد از ایشان هم تشکر بشود و در سفر دوم وارد لژیون سوم شدند که کمک بسیاری به لژیون داشتند؛ چون سفر دومی خوب در کنترل لژیون به راهنما کمک می‌کند و آقا مجتبی هم این‌گونه بودند. از خصلت‌های خوب دیگرش فرمان‌برداری، شادابی و خندان بودن همیشگی است. آرزو می‌کنم که در ادامه و در مسیر خدمت مستدام باشد. " از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم"

سلام دوستان مجتبی هستم، یک مسافر:
از خداوند بابت احساس خوبی که دارم، سپاسگزارم و از راهنمای خود آقا علیرضا و همچنین مرزبانان و ایجنت محترم شعبه و همگی خدمتگزاران کنگره و همچنين از همسفرم و راهنمای همسفرم نیز قدردانی می‌کنم و همیشه آرزو داشتم که این حس و جشن را تجربه کنم.
من سال ۹۷ اولین حضورم در کنگره، با مصرف خیلی کم و آن هم با سیخ و سنگ را تجربه کردم. در سی‌دی جاذبه آقای مهندس می‌فرمایند که وقتی خواسته دارید، یک مثلثی در پی آن می‌آید و با تفکر همراه است؛ امّا من خواسته قوی نداشتم و به سخنان راهنمایم توجهی نمی‌کردم و خیلی منیت داشتم، به همین دلیل از کنگره طرد شدم.
دوستان عزیزم، همیشه در رعایت حرمت‌ها و هرچه راهنمایان می‌گویند کوشا باشید.
در ادامه که قصد سفر مجدد کردم مصرفم را بیشتر از آن‌چه که بود، گفتم و راهنما نیز طبق پروتکل برایم برنامه نوشت؛ اما باز نتوانستم درست سفر کنم. دوباره در سال ۹۹ به کنگره آمدم و به لژیون آقا صادق رفتم که البته باید بگویم که همه را مدیون همسفرم و آموزش‌‌های راهنمای همسفرم به او هستم؛ چراکه من در دوران مصرف، همیشه دنبال بهانه و مشاجره با همسفرم بودم که به من بگوید چرا مواد مصرف می‌کنی و تا کی ادامه دارد یا چرا ترک نمی‌کنی؛ ولی مرا به حال خودم رها کرده بود و این بدتر مرا خسته می‌کرد که او دنبال دعوا و مشاجره نبود. حتی یکبار از آقا مرتضی ایجنت محترم شنیدم که همسفرشان از کنار پیک‌نیکی که با آن مصرف می‌کردند رد می‌شد و چیزی به او نمی‌گفت. به هر حال همسفر من هم زیاد از حد خوب شده بود و این خیلی مرا اذیت می‌کرد.
حالا دیگر با مصرف بیش از حد مجددا به کنگره  آمدم، ولی این‌قدر مصرفم زیاد شده بود که چندین بار آتش زغالم را روشن می‌کردم و لب‌هایم دیگر سست می‌شد و از حال خود بی‌خود می‌شدم.
همه دار و ندارم از دستم رفته بود، اما وقتی شروع به سفر درست کردم همه‌چیز به من برگشت. به‌هر‌حال مگر راهنما چه‌چیزی از من یا شما  می‌خواهد! نوشتن یک سی‌دی، حضور به موقع در لژیون و کارگاه‌های کنگره از خواسته‌های راهنما است.
مجددا که به کنگره آمدم ۵ الی ۶ ماه در لژیون آقا صادق بودم که تجلیل شدند و بعدا در لژیون آقا طباطبایی ادامه دادم و در سفر دوم هم به لژیون آقا علیرضا رفتم و البته خیلی زحمت به راهنمایم دادم؛ چراکه همیشه ترقی و پیشرفت من را می‌خواست و من کم می‌گذاشتم.
دوستان من در این پنج سال واقعا زندگی کرده‌ام و اصلا قبل از آن را به یاد نمی‌آورم و فقط ترکم در سال ۷۹ به دلیل مشکل قلبی‌ام را می‌دانم.
مدتی پیش مشکل دیسک کمر مرا به یاد می‌آورید که دکتر با دیدن وضعیت وخیم من برایم عمل اورژانسی نوشت که گفتم  شاید دکترم خوب نیست و به پزشک دیگری مراجعه کردم که همین را گفتند و تجویز نمودند که یک‌ماه استراحت مطلق داشته باش و اگر بهتر نشدی حتما باید عمل جراحی انجام بگیرد. با هماهنگی ایجنت و دیده‌بان مربوطه به قصد مرخصی و استراحت رفتم، اما یکی، دو جلسه که به کنگره نیامدم نتوانستم تحمل کنم و گفتم من حتما باید به جلسه و لژیون برسم.
وقتی به کنگره می‌آیم اصلا احساس درد ندارم و انگارنه‌انگار که مشکل حاد دیسک کمر دارم و حالم به برکت معجزات کنگره خیلی‌خیلی خوب می‌شود. اعتیاد مانند اقیانوسی بزرگ است و ما که سفر کرده‌ایم، توانسته‌ایم از آن رد بشویم، پس بقیه مشکلات مثل رودخانه‌ای است که به راحتی از آن عبور خواهیم کرد.
امیدوارم که همگی بتوانید سفر اول و دوم خوبی را داشته باشید و با موفقیت به حال خوش و رهایی برسید.


صحبت‌های راهنما محترم، همسفر مریم
سلام دوستان، مریم هستم یک همسفر
خدارا بابت این تولد و جایگاهی که در آن قرار گرفتیم، شکرگزارم و این آزادمردی را خدمت اعضای نمایندگی ملاصدرا، مسافر مجتبی و همسفر زهرا تبریک عرض می‌کنم‌. می‌دانیم که هر جشن تولدی که برگزار می‌شود، پیامی به‌همراه دارد که اگر آقا مجتبی و خانم زهرا توانستند از دریای پرتلاطم اعتیاد بگذرند پس دیگرانی که کوهی از مشکلات به‌همراه دارند، نیز می‌توانند عبور کنند. خانم زهرا یک رهجوی آرام بودند که همیشه راه حل مشکلات‌ خود را در سی‌دی‌های هفتگی پیدا می‌کردند و هیچ‌وقت اهل گلایه و شکایت نبودند؛ چراکه در مسیری که حرکت می‌کردند قوانین و حرمت‌ها را در نظر گرفته و رعایت می‌کردند.
ایشان یک‌سال یا حتی بیشتر را به تنهایی در کنگره سفر می‌کردند و همیشه با ایمان به راهنما و روش DST  حرکت خود را ادامه می‌دادند تا به نتیجه و حال خوشِ رهایی رسیدند و باید به همسفران دیگر هم بگویم که در راه کنگره هرگز ناامید نباشند. برای هر دو  آرزوی موفقیت  و تجربه جایگاه‌های خدمتی بالاتر را دارم.

آرزو و مشارکت راهنما همسفر زهرا

آرزو: علم کنگره۶۰ جهانی شود.

مشارکت: سلام دوستان، زهرا هستم یک همسفر

خداوندا بابت درک و تجربه این جایگاه سپاسگزارم و این جشن را به آقای مهندس دژاکام، خانواده ایشان و تمامی خدمتگزاران نمایندگی ملاصدرا تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم تک‌تک شما این حس خوب را درک کنید. تجربه من در کنگره این بوده که معجزه کنگره و مسیر آن است که ثابت می‌کند برای رسیدن به حال خوش و تعادل، انسان باید در راه  فرمان‌برداری و استفاده و عملی کردن  آموزش‌ها باشد، البته که هر مسیری سختی خودش را دارد؛ اما همان‌طور که آقای مهندس می‌گویند وقتی ما مشکل اعتیاد را حل کردیم، بقیه مشکلات نیز مثل رودی در برابر اقیانوس قابل حل است. ما باید با توکل و صبر در مسیر خود حرکت کنیم. اگر بخواهم از  گذشته خود بگویم صفحه‌ای سیاه و پر از ناامیدی بود و زمانی‌که به من گفتند مسافرت را رها کن، گفتم من آمده‌ام که او  را درمان کنم حالا چطور رهایش کنم! اما با فرمان‌برداری و توکل، خدارا شکر که به نتیجه رسیدم و این حال خوش را برای همگی آرزو می‌کنم و امیدوارم همگی سفر‌ اولی‌ها به رهایی و سفر دومی‌ها به تعادل بیشتری برسند.

تایپ و ویرایش متن: راهنمای تازه‌واردین مسافر کریم
عکس: همسفر حسین(لژیون سوم)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .