هشتمین جلسه از دوره بیست و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر حمید، نگهبانی مسافر همایون و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» پنجشنبه ۱۱ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حمید هستم یک مسافر.
خیلی متشکرم از همایون عزیز، مصطفی (دبیر محترم)، و ایجنت بزرگوار این نمایندگی که من را دعوت کردند. ما برای انجام خدمت مرزبانی اینجا هستیم، اما مهمانِ شما بودن افتخار بزرگی است. همیشه وقتی در شعب مختلف حضور پیدا میکنم، واقعاً حس میکنم در جمع خانواده خودم هستم؛ و پیوند این موضوع با دستورجلسه در این است که ما در خانواده باید «حرمت» را حفظ کنیم. هر جا که پا میگذاریم، باید حرمتِ آن مکان را نگه داریم. اگر به این موضوع عمیق نگاه کنیم، درمییابیم که حرمت، عظمتی بینظیر دارد.
وقتی وارد اینجا شدم، ساختمان قدیمی و درختِ آن نظرم را جلب کرد. با خود فکر کردم که این مکان – چه درخت و چه ساختمان – سالها شاهد رفت و آمد انسانهای بسیاری بوده است؛ زندگیهایی که شکل گرفته و آدمهایی که آمده و رفتهاند. در واقع، این مکان شاهدِ احیای انسانها بوده است. درست است که شما در حال انتقال به ساختمان جدید خود هستید، اما خاطرات این مکان همیشه با شما خواهد ماند. من نزدیک به نهصد کیلومتر رانندگی کردم و ساعت دو نیمهشب رسیدم، اما با جان و دل و عشق این مسیر را طی میکنم، چون نتیجهی این کار زیباست.
ما در کل کشور بیش از ۲۰۴ نمایندگی داریم و بیش از صد نفر در تهران در حال خدمت مرزبانی هستند. تمام هدفِ این خدمات، این است که وقتی یک تازهوارد با حال خراب از در وارد میشود، ناامید برنگردد. صندلیهایی که برای این افراد فراهم میکنیم، زمینهساز آرامش یک خانواده میشود. جناب مهندس همیشه به این موضوع اشاره میکنند که احیای یک نفس، احیای تمام نفوس است.
حرکتی که ما با لباسهای سفید آغاز کردهایم، حرکتی عظیم است که در ابعاد دیگر هم ادامه دارد. تصور نکنید این حرکت فقط محدود به زمان حال است؛ شما همین الان که حرکت خود را آغاز کردهاید، در واقع در حال چیدن آجرهای بنای خود در ابعاد بعدی هستید. با خدمت کردن، میتوانید این بنا را مستحکمتر کنید.
میدانم که ساختمان جدیدتان هنوز به حمایت شما نیاز دارد تا تکمیل شود، اما بدانید تمام این تلاشها برای آن تازهواردی است که میگوید: «دست خودم نیست.» ما این جمله را کاملاً درک میکنیم؛ چون روزی خودمان در شرایطی بودیم که میگفتیم دیگر توان نداریم. تمام این اقدامات برای این است که فرد به رهایی، آرامش، صلح و در نهایت به تعادل برسد؛ تعادلی که باعث میشود فرد در جامعه با هر کنشی، واکنش درستی نشان دهد. کنگره طی این سالها، به واسطهی رعایت همین حرمتها و آموزشهای درست، توانسته واکنشهای درستی در برابر اتفاقات داشته باشد.
امیدوارم بهترینها برای شما رقم بخورد و هرچه زودتر به ساختمان خودتان نقلمکان کنید تا باز هم بیایم و مهمانِ شما باشم. در پایان، خاطرهای از حرمت بگویم: بخشی از متن حرمت کنگره که میگوید «مواظب اموال شخصی خود باشید»، مربوط به اتفاقی است که سالها پیش در شهر سمنان افتاد و کیفی گم شد که جناب مهندس این بند را به حرمت اضافه کردند.
بیش از این وقت شما را نمیگیرم، چون میدانم فضا محدود است. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
انتخابات مرزیانی




تایپ: همسفر محمدرضا
عکس: مسافر علیرضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
276