جهل و نادانی منشا بسیاری از گرفتارهای انسان است. در آموزشهای کنگره۶۰ گفته میشود هر چیزی برای اینکه بهوجود بیاید، باید بذر آن کاشته شود و برای رشد آن بذر یا دانه که همان خواسته ما میباشد، باید زمین مساعد و مناسب باشد در غیر اینصورت محصولی حاصل نمیشود. یک صفت اگر در من پنهان باشد، ممکن است مانند آن هسته باشد که در خاک که همان بستر وجودی من است، نهفته باشد و کم کم خود را بشکافد و از خاک بیرون بیاید، دیر یا زود این اتفاق میافتد و آن بذر یک روزی جوانه میزند و میوه میدهد و میوه آن همان صفتی است که من در دیگران میدیدم و از آن خوشم نمیآمد، این قضیه ممکن است چندین سال بعد اتفاق بیفتد، امکان دارد من از آدم حسود نفرت داشته باشم و چند سال بعد من تبدیل به یک آدم حسود شوم.
اینکه میگویند آدم از هر چیزی که بدش بیاید، سرش میآید این است که بذر و تخم آن در درون آن فرد وجود دارد و فقط زمان لازم میخواهد تا به نتیجه برسد و این مسئله قانونی است که پذیرفتن آن برای بسیاری از آدمها دشوار است. اگر صفت یا ویژگی را در کسی احساس کردم، آن صفت یا ویژگی در من بهصورت آشکار یا پنهان وجود دارد. مشکل اصلی انسان در مسیر تزکیه و پالایش زدودن تاریکی نیست، مشکل اصلی در تزکیه و پالایش کردن، ندیدن تاریکی است و چون انسان تاریکی و صفات ناخوشایند را در خودش نمیبیند، هیچوقت دست به پالایش نمیزند.
تمام تلاش نفس امّاره در این است که انسان تاریکیهای درون خودش را نبیند، اگر انسان تاریکی و صفات بد را در وجود خود دید، پنجاه درصد از تزکیه و پالایش را در خودش انجام داده است. تا زمانی که من دائما در حال قضاوت کردن و ایراد گرفتن از دیگران و بدگوئی کردن از آنها و محکوم کردن دیگران هستم، به این مسائل آگاه نمیشوم و اگر آنها را متوقف نکنم، هیچکس نمیتواند باعث شود که من پی به مشکلات و صفات ناخوشایندم ببرم.
قضاوت در لغت به معنی داوری کردن و در اصطلاح به معنی ارزیابی و صدور حکم در مورد یک موضوع یا مسئله است. این ارزیابی میتواند بر اساس اطلاعات، ادراکات و تفکرات فرد نسبت به یک شخص، رفتار یا رویداد صورت گیرد. در واقع قضاوت، فرآیندی است که در آن ما براساس باورها و ارزشهای خود، درباره خوب یا بد بودن، درست یا غلط بودن یک موضوع نظر میدهیم.
قضاوت میتواند به دو معنا به کار رود؛
قضاوت در معنای عام: این نوع قضاوت به معنای ارزیابی و نظر دادن در مورد رفتار، شخصیت یا موقعیتهای مختلف است که به طور روزمره در زندگی با آن مواجه میشویم. قضاوت در معنای حقوقی: این نوع قضاوت به معنای داوری و صدور حکم توسط یک قاضی یا هیئت قضایی در یک دادگاه است. بنابراین قضاوت میتواند یک فرآیند طبیعی و ناخودآگاه در زندگی روزمره باشد یا یک فرآیند رسمی و قانونی در نظام قضایی باشد.
قضاوت یعنی تحلیل رفتار و گفتار دیگران، قضاوت کردن صرفاً تلاش ما برای ایجاد یک طبقهبندی از بهتر و بدتر، خوب و بد، درست و غلط و تعریف ارزش برای همه و هر چیزی است که میبینیم. دیدگاه ما به اتفاقات و انسانها ممکن است درست یا غلط باشد؛ به همین دلیل گرفتار قضاوت میشویم. قضاوت یکی از کارکردهای طبیعی مغز انسان است، بنابراین نمیتوانیم قضاوت نکنیم، وقتی فردی را قضاوت میکنیم، درواقع در حال ارزیابی شخصیت او هستیم تا مطمئن شویم که او امن است یا خیر؟ این کار در سطح ناخودآگاه انجام میشود؛ زیرا مغز اطلاعاتی را دریافت میکند تا تصمیم بگیرد که آیا در خطر هستید یا خیر. این برای بقای ما مهم و غریزی است.
دلایل زیادی وجود دارد که ما را به سمت قضاوت کردن سوق میدهد؛ فکر کردن دشوار است، بههمین دلیل است که اکثر مردم قضاوت میکنند، از طرفی قضاوت آسان است و به تفکر و استدلال زیادی نیاز ندارد. جهالت نیاز به پیشنیاز ندارد یعنی عدم نور یعنی تاریکی و ظلمت میباشد، وقتی چیزی نیست یعنی نادانی؛ قضاوت رابطه مستقیمی با جهالت دارد، در جهان بینی مثلث جهالت مقابل مثلث دانایی قرار دارد، مثلث جهالت از سه ضلع ترس، منیت، ناامیدی تشکیل شده است. وقتی جهالت باشد ترس، ناامیدی و منیت میآید، اگر جاهل باشی و خرافاتی باشی نتیجهاش نداشتن امنیت و آسایش است. در واقع صفات منفی ما میوه جهالت است.
منابع: آموزشهای کنگره۶۰، سیدیهای آموزشی، سایت
نویسنده: مرزبان همسفر فروزان
رابط خبری: راهنمای تازه واردین همسفر بتول
عکاس: همسفر تارا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
79